کوچه قدیمی بسیج52 (شهید جواد باغدار) در محله شهید آقامصطفیخمینی، گذرگاهی اصلی است که هفتشهید را در خود پرورش داده است. حالا جز همان هفت تابلو نامگذاری در ورودی گذرهای فرعی آن، در این کوچه، اثری از هفتشهید و خانوادههایشان نیست.این گذر عریض به خیابان شهید آقامصطفیخمینی14 منتهی میشود و وجود مسجد محوری و مرکز بهداشت پرآمدوشد، آن را به یکی از معابر مهم محله تبدیل کرده است.
کوچه نور در محله کاشانی واقع است. بهگفته کسبه قدیمی محله، این کوچه اندازه یک قرن قدمت دارد. «چهارشنبهبازار» نام دیگر کوچه است. اواخر دهه30 عمدهفروشهای سمساری در اینجا بساط خود را پهن میکردند. پیش از انقلاب اسلامی، در ابتدای کوچه، کال بزرگی وجود داشت که مسیل آب باران و فاضلاب بود. آنطورکه کاسبان قدیمی محله میگویند، آجرهای سرخرنگی در گودبرداریها بهدست آمده است که نشان از وجود کورههای آجرپزی در گذشتههای دور کوچه دارد.
برای تعریف دقیق مشهد قدیم، باید تاریخچه مزارع و روستاهای اطراف شهر را که امروز جزئی از محلات مشهد شدهاند، درنظر بگیریم. تصویب 10 دی به عنوان روز ملی مشهد در شورای فرهنگ عمومی خراسان رضوی، بهانهای شد تا نگاهی بیندازیم به محلات و روستاهای هویتسازی که امروز حدود مناطق یک و 2 شهر را تشکیل میدهند.
کمتر مشهدپژوهی است که برای دانستن درباره گذشته این شهر، سراغی از احمد ماهوان و کتابها و مقالاتش نگرفته باشد؛ کسی که گنجینهای وزین از نادانستهها درباره مشهدالرضاست. گواه این ادعا هم وجود کتابهای مصور از تاریخچه مشهد قدیم و آثار و متونی است که در طول بیشاز نیمقرن گردآوری کرده و به چاپ رساندهاست؛ آثاری چون «عکسهای قدیم مشهد»، «تاریخ مشهدالرضا»، «بازار، در فرهنگ و ادب ایران زمین» و... تهیه نخستین نقشه شهر روبهتوسعه مشهد هم کاری از او و برادرکوچکترش، مرحوم محمود، است که در سال60 به چاپ رسید.
کوچه شهیدکاظمی10، از معابر فرعی محله جاهدشهر است. سکونت شهروندان در این معبر از اوایل دهه80 آغاز شد و اکنون یکی از کوچههای پرجمعیت محله به شمار میآید. همه ساختمانهای کوچه شهیدکاظمی10، مجتمعهای مسکونی چندصد واحدی بوده و الماس، غرب، قائم و... ازجمله این مجتمعهاهستند. باوجود ساخت مجتمعهای زیاد در این کوچه، امکاناتی مانند بازار و نانوایی و... در آن، محدود است.
یکی از ویژگیهایی که در جلال آل احمد72 توجه را جلب میکند، وجود چند مغازه اجاره ابزارآلات ساختمانی است. در منطقه11 مکان دیگری که در آن، بدینصورت مغازههای اجاره ابزارآلات ساختمانی کنار هم مستقر باشند، نداریم. استقرار اولین مغازهها به حدود بیستسال پیش بازمیگردد اما آن اولینها اکنون نیستند و تغییر شغل دادهاند.
خیابان وحید6 که هنوز هم بین خیلی از اهالی به «چهارراه آسایشگاه» معروف است، بهدلیل واقعبودن دو مجموعه بزرگ درمانی شهیدهاشمینژاد و بیمارستان امامحسین(ع) در آن، شلوغ و پرتردد است.خیلی از قدیمیها هنوز سکونت بیماران جذامی در آسایشگاه محرابخان را به یاد دارند. نام «آسایشگاه» از همان ایام بر این خیابان مانده است.
اگر بهدنبال یکی از کوچههای خلوت منطقه5 هستید، بیتردید کوچه مشعل (شهیدعباسپور) محله حسینآباد یکی از گزینههای پیش روی شماست.نامگذاری این کوچه هم داستان خودش را دارد؛ بین اهالی قدیمیتر به «خدر بیگ یک» معروف بوده است و برخی موسپیدها هم این معبر را «حجتآباد» صدا میزنند. اما وجود شرکت گاز منطقهای در ابتدای این گذر، در نامگذاری فعلیاش بیتأثیر نبوده است.
دانشآموز۴۰، یکی از معابر فرعی محله دانشآموز است. در انتهای این کوچه، دانشگاه فرهنگیان قرار دارد و بنبستبودن معبر، اتصال آن را به بولوارهای دانشجو و آموزگار، ناممکن کرده است.
روزگاری که راه ورود به مشهد از دروازههای آن بود، دروازه پایینخیابان تنها راه تجاری شهر از سمت جاده سرخس به شمار میآمد که هر روز، دهها کاروان به خود میدید. آنطورکه محمود ناظرانپور، از قدیمیهای همین محدوده، میگوید، سحرها مردم با صدای زنگولهای که به گردن شترها (لوک) آویزان بود، بیدار میشدند.
میدانبار نوغان، جزو نخستین مراکزی است که برای عرضه کلی و جزئی میوه در مشهد راهاندازی شدهاند. این بازار که در همه روزهای سال شلوغ است، شبیلدای شلوغتری دارد. میدانبار نوغان که در سال1352 با 134غرفه پا گرفت، در چهار دهه اخیر، کمترین تحول را داشته، بهطوریکه میتوان گفت شکل ظاهری بازار بهجز جلوآمدن سایهبان مقابل مغازهها و کمشدن چند غرفه، تغییری نکرده است.
خیابان شهیدمفتح را هنوز خیلیها به «سیمتری طلاب» میشناسند؛ بازاری بزرگ که بسیاری از مشهدیها برای خرید آنجا را انتخاب میکنند. این خیابان مغازههایی متنوع با انواع و اقسام کالا دارد، بهطوریکه معمولا کسی دست خالی از آن بیرون نمیرود. خیابان شهیدمفتح یا همان سیمتری طلاب، گزینه انتخابی زوجهای جوان برای خرید عقد و عروسی هم هست.
کوچه ولیعصر13 در محله کوی امیرالمومنین(ع) واقع است. این کوچه از یک سمت به بولوار ولیعصر(عج) و از سوی دیگر به بولوار خیام، متصل است. به گفته قدیمیها این معبر و کوچههای ولیعصر11 و 15 محل سکونت مهاجران روستای مایان سُفلا است؛ بههمیندلیل، قبل از نامگذاری به ولیعصر13 به کوچه «مایونیها» معروف بوده است. مایان، روستایی در طرقبه و شامل سه بخش سفلا، وسطا و علیاست. اغلب ساکنان این کوچه از مایان سفلا به مشهد کوچ کرده و در اینجا ساکن شدهاند. انتهای کوچه از سمت بولوار خیام به بازار گل میرسد که تا چند دهه قبل، بازار میوه و ترهبار فتحآباد بود.
کوچه سیدرضی58، آخرین معبر فرعی بولوار سیدرضی قبل از بزرگراه امامعلی(ع) است که در محله شهیدرضوی واقع شده است. همه ساختمانهای بناشده در مسیر این کوچه، در 10سال اخیر احداث شدهاند و به همین دلیل یک معبر نوساز به شمار میآید. بوستان کشتپارک که بهصورت سرتاسری در ضلع جنوبی این معبر درحال احداث است، زیباییبخش کوچه سیدرضی 58 خواهد بود.
خیابان ابنسینا یکی از معابر قدیمی منطقه8 است که در نقشه سال1325 هم با نام خیابان سینا ترسیم شده است. این خیابان که بخشی از آن در حریم منطقه 8 قرار دارد(از میدان امامرضا(ع) تا چهارراه دکترا) در همین نقشه، شامل سه معبرفرعی به نامهای نراقی، میردامادی و دولتشاهی و یک معبر بینام بوده است که این روزها تابلو ابنسیناهای فرد روی آن حک شده و مزین به نام شهداست.
وقتی وارد کوچه شهید غلامعباس فیضزاده محله مهرآباد میشوید، باید همه تصوراتتان از یک کوچه کوچک و معمولی را دور بریزید؛ نیمی از این کوچه، عریض و آباد و سرسبز و نونوار است و بخش دیگر آن بیش از چهل سال است به همان سبک سنتیاش با گذر باریک و تودرتو و خانههای قوطیکبریتی دستنخورده باقی مانده و این کوچه را دوتکه کرده است. این گذر هنوز هم بین ساکنان جدید و قدیم آن، بهنام قدیمیاش «خدربیگ» معروف است.
اگر به دنبال خرید کیف از هر نوع اداری، مجلسی یا چمدان سفر هستید یا حتی کوله کوهنوردی و کیف پول میخواهید، خیابان وحید را از دست ندهید. این خیابان هنوز هم بین عامه مردم و قدیمیها به نام دریا شهرت دارد. وجه تسمیه آن برمیگردد به کشفرود که انتهای این معبربوده است. نقل است آن زمان هر نقطه پرآبی را دریا مینامیدند و به کشف هم به علت پرآبی، دریا میگفتند. نام دریا از گذشته بر سر زبانها مانده است و هنوز هم این خیابان را بیشتر با این نام میشناسند.
کوچه سوت و کور و خالی است و همان ابتدای آن روی تابلویی نام مهدیه با نشانهای مسیر را مشخص میکند. جلو ورودی کارگاه ساختمانی هستیم که خانههای مجاور آن خالیاند و بدون سکنه. چند بار زنگ در را فشار میدهیم. نگهبان در را باز میکند. فضای پیش رو خاکی و گلآلودست و هیچ شباهتی به وصف آدمها از مهدیه گذشته ندارد.
از آنجا که عرض خیابان آموزگار شهید رجایی ۷۱ متناسب با حجم تردد وسایل نقلیه عبوری نیست سبب ترافیک شده است. با وجود این معبر یاد شده یک راه برای فرار از ترافیک بولوار آموزگار به حساب میآید.
وقتی نادرشاه پای مهاجران کُرد را به مشهد باز کرد، هنوز بالاخیابان مثل امروز باغهایش را از دست نداده بود. همان زمان گروهی بزرگ از آنها در این محدوده ساکن شدند و معابری به نامشان ثبت شد ازجمله کوچه یازدهم رضوان فعلی. این کوچه که ردونشانش در قدیمیترین نقشه مشهد (1325) هم با نام «مسجد کُردها» پیداست، محل زندگی تعداد زیادی از کُردها بود.