خیابان وکیلآباد ۳۹ از معابر فرعی محله دانشجوست که بولوار وکیلآباد را به بولوار فرهنگ متصل میکند. این معبر در اراضی سابق منظریه ایجاد شده است و هنوز برخی اهالی این خیابان را به نام منظریه میشناسند.
خیابان «تابان» یا «شهید صارمی ۳۰» محدودهای برخوردار که همه کاربریهای رفاهی و خدماتی را در خود جای داده است؛ از کاربری آموزشی و تجاری تا کاربری فضای سبز و ورزشی.
خیابان «مهرآباد یک»، نخستین کوچه در خیابان بزرگ مهرآباد است. در این کوچه نهچندان طویل، آمدوشد، کم نیست؛ مسجد و دو مدرسه قدیمی به آن رونق بخشیده است.
بعد از شهادت شهید اصلانی در فروردین ۱۴۰۱، خیابان صبا به شهید اصلانی تغییر نام داد. کوچه شهیداصلانی ۴۱ هم که خانه شهید اصلانی در آن قرار داشت از همان زمان جای صبای ۲۵ راگرفت.
در بساطشان همهچیز برای فروش پیدا میشود. تنوع آنقدر زیاد است که کسی را دست خالی از بازار بیرون نفرستد. غرفههای فروش خوراکی کمتر است، اما تا دلت بخواهد، ظروف پلاستیکی رنگبهرنگ میبینی.
خیابان سرافرازان۱۱ که به نام «شهید ایمانیان» مزین شده، بخشی از محله چهارچشمه است و انواع کاربری آموزشی، ورزشی، مسکونی و فضای سبز درآن درنظر گرفته شده است.
کوچه «شهید دارایی۵» از کوچههای نامآشنای شهرک شیرین است که پیش از این با نام «پانیذ» شناخته میشد. ابتدای آن، پیادهرو خاکی و درختانی است که در همان خاکها جان گرفته و قد کشیدهاند.
کوچه عبادی۷۵ یا چهاردهمعصوم (ع) تا قبل از فوت آیتالله عبادی به خواجهربیع۲۵ و «کوچه گلبهار» معروف بود. حمام خزینه گلبهار که نبش کوچه قرار داشت، یکی از دلایل این نامگذاری بود. به گفته قدیمیها این حمام را شخصی به نام «اردکانی» ساخت. بعدها در اواخر دهه۴۰، دو حمام دوشی زنانه و مردانه کنار همان حمام قدیمی توسط «رجایی» نامی ساخته شد.
دانشجو۲۲، یکی از معابر فرعی محله است که بولوار دانشجو را به خیابان قائممقام فراهانی۲۷ متصل میکند. این کوچه در ساعات ابتدایی روز و شب مسیری است برای فرار وسایل نقلیه از ترافیک چراغ قرمز طولانی بولوار معلم. کوچه دانشجو۲۲، اولین معبری است که در بافت انتهایی بولوار دانشجو در ابتدای دهه۶۰ شکل گرفته و پس از آن کوچههای اطراف تبدیل به محل سکونت شهروندان شده است.
خیابان شهید فلاحی۷ در محدوده قاسمآباد به خیابان «بهورز» شهرت دارد؛ دلیلش هم این است که مرکز «آموزش بهورزی و برنامههای سلامت امامرضا (ع)» سال۱۳۵۴ در این معبر احداث شد و از آن زمان درزمینه تربیت بهورزان و بازآموزی برنامههای سلامت فعالیت گستردهای دارد.
وجود پنجمدرسه، کوچه شهید آوینی51 را به یکی از گذرهای پرتردد محله تبدیل کرده است و خیلی از ساکنان قدیم و جدید محله، آن را به نام «کوچه مدرسهها» میشناسند.
تا چند دهه قبل، بیشتر املاک مسکونی این محله، قطعات سیصدمتری و متعلقبه طلبهها بود. این خیابان جزو معدود معابر محله طلاب است که بافت مسکونی خود را حفظ کرده است.
در دوطرف کوچه شهید حنایی ۱۴، بازارهای مختلف لباس به چشم میخورد که سبک و سیاق قدیمی دارند.
هیچ اثر و نشانی از گذشته خود ندارد، اما جالب است که بین اهالی هنوز هم به «پل انجیر» معروف است. صحبتها درباره این پل و نام آن بسیار است؛ برخی میگویند در این مکان درخت انجیر پرباری درکنار پلی وجود داشته و برخی دیگر ریشه این نامگذاری را مربوطبه قهوهخانهای در این مکان میدانند.
ابتدا تا انتهای کوچه عباسآباد به یک کیلومتر هم نمیرسد؛ گذری کوچک و کمعرض که از هر دو طرف آن خودروها به زحمت میگذرند. انتهای این کوچه، در محاصره زمینهای رهاست.
محمود ناظرانپور از علاقهمندان به تاریخ وپیشکسوت صنعت چاپ خراسان است. او روزگار کودکیاش را در قلعه خیابان گذرانده و از بزرگزادگان آن زمان بوده است. چندهکتار باغ در خیابان محمدآباد داشتند و یک خانه هم در کوچه سلام!
این کوچه اکنون با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکند. این تعبیر بسیاری از ساکنان کوچه شهیدقربانی16 است که بهدلیل طولانی شدن اجرای طرح اگو در این کوچه، این روزها خلقشان تنگ است؛ معبری که مشابه خیلی از کوچههای این حوالی، تنگ، طولانی و باریک است و عبورومرور را برای اهالی سخت میکند، چه برسد به تردد خودروها. این معبر محل استقرار چند مجموعه آموزشی، فرهنگی و درمانی است. حداقل انتظاری که اهالی از مسئولان شهری دارند، تدبیر برای پیادهروهای زخمی و آسفالت خراب اینجاست.
صادقیه11، یکی از معابر فرعی محله نقویه است که بولوار صادقیه را به خیابان الهیه25 متصل میکند؛ به همین دلیل تردد بسیار در این معبر صورت میگیرد. این خیابان به نام شهیدسلیمی نامگذاری شده است.
در و دیوار این خانه با عطر و بوی مادربزرگ و پدربزرگ و همسایههایی که مدام در پی خیررسانی به هم بودند، عجین شده بود. وقتی صحبت آن روزها را میکند، چهرهاش خندان و دهانش شیرین میشود. هنوز هم با خاطره همان آدمها و حالوهوایی که در آن بزرگ شده و خو گرفته، دلخوش است. علی علماخباز، یکی از قدیمیهای تهپلمحله، با خاطراتش ما را به نیمقرن پیش میبرد و روایتهای جذابی درباره جریان مهربان زندگی به تصویر میکشد.
در مجتمع گلایل، افرادی از همه اقشار جامعه زندگی میکنند؛ کسانی که در حوزه علمیه درس میخوانند یا در نیروی انتظامی مشغول کارند و زن و شوهرهای مسن یا زوجهای جوان. مدیر مجتمع میگوید: ارتباط با اقشار مختلف جامعه، خیلی سخت است. وقتی قرار است برای مجتمع تصمیمی بگیریم، باید رضایت همه را داشته باشیم. خانمی اینجا ساکن است که پسرش در کارهای قضایی مربوطبه ساختوساز فعالیت میکند و اگر کاری حقوقی داشته باشیم، میتواند به ما و اهالی کمک کند.