زائر

در گرمای ۵۰درجه نجف که آسفالت زیر پایت را نرم می‌کند، چشم به هم که می‌گذاری، کیسه‌های زباله پر می‌شوند و دوباره باید جمع شوند. اینجا رضا قدیمی و غلامرضا ابراهیمی و کاظم غلامی خستگی‌ناپذیر کار می‌کنند بدون آنکه آثار خستگی در صورت آنها نمایان باشد.
درِ خانه خانواده موحدیان‌فر سال‌ها به روی روضه، عزاداری و خدمت به اهل‌بیت (ع) گشوده است؛ خانه‌ای که اهالی محل، آن را بیش‌از آنکه یک منزل مسکونی بدانند، حسینیه‌ای در دل یک خانه می‌شناسند.
ساکنان منطقه ۱۲ مشهد آستین‌ها را بالا زده‌اند تا به بهترین شکل از مهمانان مشهد پذیرایی کنند؛ از پخت نان گرفته تا تهیه غذا را گروه‌های مختلف عهده‌دار شده‌اند تا این سفر را برای مهمانان تسهیل کنند.
به محض اعلام برنامه تشییع رهبر شهید، اعضای جوان و خلاق هیئت حضرت مهدی (عج) به‌دنبال یک کار متفاوت رفتند، کاری که برای زائرانی که در این هفته به مشهد می‌آیند، کاربردی باشد.
حسین رمضانی به خستگی‌ناپذیری خادمان نوجوان این اجتماع، اشاره می‌کند و می‌گوید: در این ۱۳۰‌شب، پیش نیامده کاری از بچه‌ها بخواهم و بگویند خسته‌اند. همه بچه‌ها بدون هیچ چشمداشتی اینجا خدمت می‌کنند.
عرفان امیریان دو سال پیش، به‌عنوان یکی از نخبگان قرآنی راهی سفر کربلا شد؛ سفری یک خاطره شیرین برایش به همراه داشت.عرفان سال‌ها بود مداحی‌های پویانفر را گوش می‌کرد. بعضی از نوحه‌های او را حفظ و حتی در مراسم مختلف اجرا کرده بود.
در بزرگ و سفیدرنگش از همان حاشیه بولوار ولایت پیداست؛ روی تابلو بزرگ نوشته شده «پارک موضوعی و فرهنگسرای زیارت».المان‌ها و ماکت‌های رضوی آنقدر طبیعی و خوب کار گذاشته شده که خود را در صحن سقاخانه حرم احساس می‌کنم.
در روز زیارتی امام‌رضا(ع)، خیابان‌های اطراف حرم‌رضوی مملو از عاشقان زیارت است. معصومه رسولی می‌گوید: به نیت شهدای شهرمان آمدیم به مشهد. از صبح زود آمده‌ایم و تا آخر شب می‌مانیم. ۱۵۵‌نفر کم نیست که بتوانیم زود زیارت کنیم و برویم.
حسین شیبانی درباره مونولوگ «در هوای حرم» می‌گوید: قصه درباره همان عمونوروز آشنای فرهنگ عامه ایرانی است؛ شخصیتی که در لحظه تحویل سال، مژده بهار را می‌دهد، اما امسال در آغاز سفرش با جنگ و حوادث تلخی که در کشور رخ داد، روبه‌رو می‌شود.
با «نیره‌سادات شیرفروشان» که نام او در «دفتر شفایافتگان حرم مطهر رضوی» است، آشنا شده‌ایم و به قول خودش پس از ۳۰سال پژمردگی، خستگی و دلشکستگی، در ۸/۸/۸۸ همان روز زیبای میلاد حضرت رضا (ع)، چشمش به جمال حضرت روشن شده تا از دستان مهربان او شفا بگیرد.
آن وقت‌‏ها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم می‌‏شد و انتهایش یک مغازه قالی‌فروشی.
نوروز ۱۴۰۵ در بوستان غدیر قدم زدیم و با زائرانی هم‌کلام شدیم که برخی‌شان، از شهر‌هایی آمده بودند که مورد هجوم دشمن آمریکایی، صهیونی قرار گرفته‌اند.
بغضش می‌ترکد و اشک‌هایش جاری می‌شود. سعی می‌کند خودش را کنترل کند؛ «کرج زیر آتش موشک است. شاید من و همسرم ترس به دلمان راه ندهیم، اما هر‌بار‌که بچه‌ام از صدای بمباران از خواب می‌پرد، دلم را جای دل مادران غزه می‌گذارم.
مسجد حضرت‌زهرا (س) در محله شهید‌بسکابادی، یکی از پناهگاه‌های امن برای هم‌وطنان جنگ‌زده و زائر است.نور چراغ این مسجد هر‌شب با مهربانی همسایه‌های دغدغه‌مند و وطن‌دوستش روشن می‌ماند.
اهل تهران است، حوالی پاسداران. پس از آنکه زندگی و چندتکه وسایلی را که داشت در بمباران دشمن صهیونی از دست داد با دل شکسته و دست و پایی که نای چندانی ندارد، راهی مشهد شد.
حرم رضوی بار‌ها محل تحصن و بست‌نشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه می‌آورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، به‌صورت جمعی بست می‌نشستند.
هر کمربند، کیف و چمدان که خراب شود، در دستان محمد علی کریمی‌ کرامتی با دقت و حوصله تعمیر می‌شود. او سال‌هاست که در این کار تجربه دارد و این هنر را برای خدمت و گره‌گشایی از کار زائران بکار گرفته است.
یکی از صحنه‌های زیبایی که با شروع برف امسال رقم خورد، جاماندن ردپا‌هایی بود که به حرم می‌رسید. این دانه‌های سپید برای بعضی‌ها هیجان بیشتری داشت؛ ازجمله برای زائران عرب‌زبانی که در دیار خودشان هیچ‌وقت با چنین صحنه‌ای روبه‌رو نشده‌ بودند!
چهار ورودی اصلی حرم مطهر هرکدام به نام یکی از عالمان بزرگ شیعه گره خورده است. در این میان، مقبره سه تن از این بزرگان که نامشان بر بست‌ها نهاده شده، در حرم مطهر است؛ شیخ بهایی، شیخ حر عاملی و شیخ طبرسی.
مسجد حضرت رقیه(س) در خیابان دانشسرای‌۸ بنایی است که با عشق مردم و خیران ساخته شده و از همان روز‌های نخست فقط جای اقامه نماز نبود؛ بلکه پایگاهی بود برای دوستی، حل اختلافات خانوادگی و کمک به نیازمندان و ...