انقلاب - صفحه 15

کوچه آیت‌الله شیرازی ۹ که قدیمی‌ها آن را با نام «آب‌میرزا» می‌شناسند به‌دلیل سکونت افرادی برجسته در طول زمان، دارای اهمیتی ویژه در تاریخ شهر و حتی کشور است.
خدیجه غلامپور، مادر شهید «حسن بیناباجی» می‌گوید: سال‌ها بعد از شهادتش یکی از دبیر‌های دختر کوچکم که با حسن در یک مدرسه درس خوانده بود، وقتی می‌فهمد دخترم، خواهر شهید  بیناباجی است، می‌گوید همان زمان دانش‌آموزان انقلابی شناسایی شده بودند و اسامی برخی که فعال‌تر بودند در فهرست ترور قرار گرفته بودند.
بعد از حادثه طبس بود که دولت برای اینکه گروگان‌ها در یک شهر متمرکز نباشند، به پخش کردن آن‌ها در شهر‌های مختلف کشور اقدام کرد. اتاق بازرگانی مشهد در خیابان ارگ یکی از مکان‌های در نظر گرفته شده برای مخفی کردن آن‌ها بود.
شاید بهترین معرفی برای این مسجد همانی باشد که آیت‌الله خامنه‌ای در خاطراتشان می‌گویند: اولین بار امام جماعت مسجدی بودم به نام امام حسن مجتبی (ع). نزدیک منزلمان بود و در خیابان نسبتا خلوت
حسین جنگی، کهنه‌سرباز ساکن محله کلاهدوز یکی از سربازانی بود که در عاشورای سال‌۱۳۳۷ همراه با دسته ارتش به صف عزادارن پیوست.
علاقه به شنیدن سخنرانی‌های سیاسی، باعث می‌شود هر روحانی مبارزی که در کشور پای منبر می‌رود، علی‌اکبر جهان فوری به‌دنبال پیدا کردن نوارش بگردد. او ۱۴۰ نوار از سال ۱۳۴۳ به بعددرمورد مبارزه انقلاب جمع کرده است.
خاطرۀ شیخ احمد کافی برای بیشتر آن‌هایی که او را درک کرده‌اند و می‌شناسند، خلاصه‌شده در نوارکاست سخنرانی‌هایش که آن روز‌ها حسابی طرف‌دار داشت و دست به دست بین مردم می‌چرخید.
حجت‌الاسلام محرابی، یکی از فعالان انقلابی محله بهشتی از سال ۱۳۴۷ در نجف اشرف با امام راحل آشنا شد.
موتورسواری با دو سرنشین به تعقیب شهید کامیاب  پرداختند و در تقاطع خیابان راه آهن (خیابان شهید کامیاب فعلی) و خیابان خواجه ربیع، در حالی که سرعت ماشین کم شد، دو گلوله به  وی شلیک کردند.
هفدهم شهریور سال ۵۷، که مرحوم آیت‌الله قمی از تبعید کرج برمی‌گشتند، محمد جمال فرید‌زاده هم همراه خیل عظیمی از مردم برای استقبال از او به بولوار فرودگاه رفته بود که ناگهان تیری به سمت شهید رها شد.
رسول رجبی معروف به سردار جنگ یکی از انقلابیون و تلاشگران عرصه سازندگی است که بیش از چهل سال از عمرش را صرف پیشرفت و اعتلای ایران و ایرانی کرده است.
خانم استیری از جرگۀ ناکامان کامرواست. کسی که در جوانی‌اش از آن جوان‌های پرشور انقلابی بوده و حتی با وجود داشتن دو فرزند و بارداربودن باز هم تظاهرات می‌رفته و در جمع‌های انقلابی شرکت می‌کرده است.
عباس شیبانی، سرهنگ محله سجاد که این روزها به واسطه فشارهای جنگی و اثر گازهای شیمیایی نابینا شده است، روزگاری نگهداری از ۲ هزار اسیر عراقی را به‌عهده داشته، آن‌هم در حالی که سربازانش حتی فشنگ نداشتند.
شیخ احمد کافی یزدی از روحانیان و خطیبان نامدار پیش از انقلاب بود. سخنرانی‌های وی پرشور و با مخاطبان زیاد برگزار می‌شد.
مرحوم حاح احمد عطاران طوسی، شهروند محله سناباد، هماهنگ‌کننده و مدیر راهپیمایی‌های انقلابی در مشهد بوده است. می‌توان او را خادم بی‌نام و نشان انقلاب مشهد نام نهاد.
هفتم تیرماه ۱۳۶۰ و محل برگزاری جلسه هفتگی حزب که با حضور جمعی از اعضای حزب، نمایندگان مجلس و وزیران دولت تشکیل می‌شود، برای بمب‌گذاری انتخاب می‌شود.
در این گزارش ماجرای ترور نافرجام رهبر معظم انقلاب در ۶ تیر سال ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر به روایت شاهدان عینی بازخوانی شده است.
در ایام انقلاب و جنگ دو نوجوان نامه‌های مردم گلشهر را به دستشان می‌رساندند بدون اینکه استخدام اداره پست باشند.
حجت الاسلام محمدتقی اربابی سرپرست دو شعبه معروف دادگاه انقلاب بوده است که روزی سخت‌ترین و پیچیده‌ترین پرونده‌های جنایی و باندی را به آن‌ها ارجاع می‌دادند، یعنی شعب ۵ و‌۲.
آمدم بیرون و روبه‌روی پنجره فولاد ایستادم و گفتم: آقاجان نمی‌خواهم هیچ‌کس پارتی من شود اگر لیاقت دارم خودتان اسمم را بنویسید.