آداب و رسوم - صفحه 4

«بمانجان» مادرِ نودوشش‌ساله شهید سیدجواد قاینی‌خواه که نام شهیدش بر تابلوی ورودی کوچه پروین اعتصامی ۶ افتخاری است برای تک‌تک ساکنان این محله.
تاسیس حمام کاخ برمی‌گردد به سال ۴۲. همان سالی که مامور بازنشسته شهربانی، محمد‌علی مکاری‌گل‌ختمی، وقتی دید در محله‌شان حمامی وجود ندارد، تصمیم گرفت حمامی در نزدیکی یکی از دروازه‌های شهر بنا کند.
پیشینه مسجد و حسینیه ابوالفضلی (گل‌خطمی سابق) به سال‌۱۳۳۰ برمی‌گردد؛ کربلایی‌علی خلیلی‌پور، واقف و بنیان‌گذار این مسجد است، در آن زمان محله گل‌خطمی هیچ مسجدی نداشت.
معصومه نوایی‌طرقی چهار دختر و یک پسر و ۵۸ نوه و نبیره دارد. او بزرگ فامیل محسوب می‌شود و در شب یلدا در خانه شصت‌متری‌اش، میزبان حدود ۱۰۰ مهمان است.
عید غدیر که از راه می‌رسد، به‌رسم همیشگی، چند نفر از افراد سرشناس و مسجدی‌های محله المهدی به دیدن خانواده شهدا و رزمندگان سادات محله می‌روند که سابقه‌اش به سال ۱۳۶۰ برمی‌گردد.
دختر خان ده پایین که دل در گرو حاج علی ‏اصغر عبدالجوادی نودهی، خان‌زاده ده بالا داشت، عاقبت دل به دریا زد و شبانه ترک دیار کرد که ترک یار نکرده باشد. از سبزوار آمد و آمد و آمد تا رسید به مشهد.
در محرم و صفر، مشهد شهر عزا و عزاداری بوده است و علم و علم‌کشی. هنوز هم در روز‌های عزا، در تاسوعا و عاشورا، در اربعین و چهل‌وهشتم، علم‌های مشهدی ردیف می‌شوند تا به حرم‌رضوی برسند.
بسیاری از خانم‌های محله رازی، اشرف بنایی را می‌شناسند و هرساله پای سفره هفت‌سینشان، سمنوی دست‌پخت او را می‌گذارند.
خانواده مرتضایی ماهی یک بار با همدیگر دیدار می‌کنند. نزدیک‌به ۳۰ سالی از این تصمیم می‌گذرد و حالا فرزندان این خانواده همه بزرگ شده‌اند و درمجموع با عروس‌ها و داماد‌ها ۲۰ نفر می‌شوند.
حاج سیدمهدی میرصدرایی یک داستان عاشقانه پلیسی از سرقت علمش دارد. علمی که از کودکی عاشقش بوده و تمام دار و ندارش را خرج آن کرده اما مدتی اسباب و نماد‌های عتیقه‌اش به سرقت می‌رود.
مراسم روستای فدیشه بزرگ‌ترین تعزیه‌خوانی کشور است که بیش از پنج گروه برتر کشور در قالب شصت تعزیه‌خوان، واقعه عاشورا را به نمایش می‌گذارند.
از آن روز که کینه و دشمنی پانزده‌ساله که بر سر خونی ریخته شده بود، به حرمت علم کنار گذاشته شد، علم برای مردمان اکبر‌آباد علاوه‌بر نماد عشق و ارادت، نماد صلح شد.
آن‌طور که مقصود ایرانمنش روایت می‌کند، این عزاداری سنتی در آذربایجان قدمتی بیش از چهارصد سال دارد و همچنان در محرم به‌یاد شب‌های کربلا پرشور برگزار می‌شود؛ مراسمی که سرمشقی از کار‌های حبیب‌بن‌مظاهر است.
نام رمان، «عیدگاه» است و قصه‌اش از جلو یک قهوه‌خانه و مارگیر‌هایی شروع می‌شود که درصدد ذبح مار هستند تا پوستش را بکَنند و با گوشتش آبگوشت درست کنند! ماجرایی واقعی از عیدگاه دهه‌شصت.
حالا بیشتر خانواده‌ها دوست دارند بچه‌هایشان را در فصل تعطیلی مدارس، در کلاس‌های تقویتی و زبان و دیگر کلاس‌های روز بگذارند. البته این کلاس‌ها هم خیلی خوب و مناسب است، اما در‌کنارش هنر نباید فراموش شود.
برای اولین بار در قرن چهارم، تعطیلی ده روزه‌ای در بغداد رقم می‌خورد و این ۱۰ روز در دهه محرم، شرایط مناسبی را به وجود می‌آورد تا مراسمی به یادبود شهدای کربلا برگزار شود.
انیس آغا ساکن قدیمی محله احمدآباد هشتاد سال پیش اسیر خان‌سالار، ارباب دولت‌آباد شد ولی در نهایت نه تنها او را حلال کرد که عاشقش هم شد.
علی‌اکبر خاکشور یکی از اهالی محله طبرسی شمالی ۱۰ سال است سنت نیاکانش در روستای بایگ تربت حیدریه را در روز سوم محرم در خانه‌اش اجرا می‌کند و وصیت کرده‌ که پس‌از او، پسرانش آن را برپا دارند.
سید‌حسن رضوی تعریف می‌کند: زمانی‌که توت‌ها می‌رسید، هر صحرا مشغول تکاندن درختانش می‌شد. توت، مصرف غذایی داشت و حتی اهالی با نان و توت روزه می‌گرفتند. نان هم با آرد جو تهیه می‌شد، نه گندم. اینجا زن و مرد کنار هم کار می‌کردند و کسی بیکار نبود.
یکی‌دو‌هفته پیش از آمدن شب یلدا، گوسفند را می‌کشتند و گوشتش را به‌عنوان آذوقه زمستان قورمه می‌کردند. من و خواهر و برادرهایم، دائم روزشماری می‌کردیم که شب چله زودتر بیاید.