آداب و رسوم - صفحه 5

صدیقه دائمی‌نژاداز رسوم نوروزی قدیم می‌گوید: رسم بود که روی آینه تخم‌مرغ می‌گذاشتیم و می‌گفتند همراه با چرخش آنها سال هم تحویل می‌شود. غیر از اینها چند روز مانده به عید، «خلوک» با آرد درست می‌کردیم.
ارزش سوادآموزی برای این دانش‌آموزان فلک‌شده یا چوب کف دست‌خورده یا مداد لای انگشت گذاشته، آن‌قدر زیاد است که هنوز که هنوز است، قدردان ملّایشان باشند و یک خدابیامرزی قرص و محکم نثارش کنند و بگویند که «از روی غضب نبود که چوب می‌خوردیم؛ که اگر کتک نمی‌خوردیم، درس یاد نمی‌گرفتیم.
محترم مشهدی مادربزرگ مهربان محله عبادی می‌گوید: برای آجیل شب عید دانه‌های زردآلو و تخمه‌های هندوانه و خربزه را تف می‌دادیم و در کنار خرما و کشمش به عنوان آجیل شب عید استفاده می‌کردیم.
سمیه نجات‌زادگان از اتاق دو لَتی می‌گوید که سفره بزرگی از این سر اتاق تا آن سرش پهن می‌شد، اما درِ این اتاق تا شب و بعداز افطار و آمدن میهمان‌ها بسته بود.
بعضی از خانواده‌ها دو قالی پشمی دست‌باف داشتند که سالی یک بار آن هم در ایام نوروز و برای میهمان‌های نوروزی استفاده می‌کردند. این قالی‌ها از اول فروردین در خانه پهن بود تا میهمان‌ها روی آن بنشینند.
زن‌های حصارسرخ، هرسال همین موقع‌ها، بساط سمنوپزانشان به‌راه است. همین موقع‌ها هرسال، توی هر کوچه و محله، دیگی برپاست و چند خانم چادربه‌کمربسته، آن را هم می‌زنند تا سمنویش ته نگیرد.
اهالی محله فردوسی ماه رمضان امسال دیگر صدای گرم و گیرای سحرخوان‌شان را نمی‌شنوند.
فریده چاردهی فقط با طلق و پارچه، فضا و سبک زندگی‌های قدیم را تصویرسازی می‌کند. به‌گفته خودش این هنر در کل ایران منحصربه‌فرد است و تا حالا ندیده و نشنیده که کسی مشابه کار او را انجام دهد.
محمد قاسمی رودمعجنی متولد‌۱۳۵۵‌ساکن محله امام‌خمینی می‌گوید: اگر در ایام محرم، بچه‌های مشهد به روستا‌ها مراجعه نکنند، جوانی نمی‌ماند تا مراسمی اجرا کند و سنت‌های دیرینه روستا را زنده نگه‌دارد.
در طبس قدیم رسم بر این بود سه روز عروس به تخت می‌شد و زن و دختر‌ها به‌اصطلاح می‌آمدند به «سیل عروسی» یعنی تماشای عروس. عروس را در ایوان خانه روی صندلی می‌نشاندند و از دور و نزدیک می‌آمدند به تماشا.
«روغن‌جوشی» چراغ‌برات، آن‌قدر برای ما مشهدی‌ها خاطره ساخته است که نمی‌توانیم تصور کنیم تقریبا بقیه ایرانی‌ها در این روز و شب‌ها، هیچ آیینی برای درگذشتگانشان برگزار نمی‌کنند.
شهین دارابی رشته تخصصی‌اش تربیت بدنی است. او از سال ۶۵ کارش را شروع کرده و ۱۵۰ بازی بومی خراسان رضوی را با کمک دانشجویانش گردآوری کرده است. از اَلَک دولَک تا هفت‌سنگ.
دبستان حضرت زینب(س) برای هفتمین سال جشنواره «ایران، سرزمین من» را اجرا کرد. این جشنواره با هدف آشنایی دانش‌آموزان با فرهنگ دیگر شهر‌های کشور، نوع پوشش، سنت‌ها، صنایع دستی، مفاخر و‌... اجرا شد.
با مشارکت بانوان محله رحمانیه مراسم پخت بلغور باران بر پا شد.
فلسفه چراغ‌برات را مردم مشهد خوب می‌دانند. سنتی دیرینه که هر سال دو روز مانده به میلاد‌منجی عالم بشریت فضای آرامستان‌های شهر را متفاوت می‌کند.
به عقیده حاچی کفاش تمام مرده‌ها در سه‌شب چراغ‌برات آزادند و منتظر خیرات قوم و خویشان خود؛ خیراتی که هرکس به‌اندازه توانایی خود انجام می‌دهد.
سر کوچه می‌ایستادیم و به محض آمدن کفش‌دوز می‌گفتیم: «عمو کفش‌دوز، روزه‌مونو دوختی؟» او هم یکی‌یکی به ما اطمینان می‌داد که روزه‌مان را دوخته و ما با خیال راحت به خانه برمی‌گشتیم.
از برادرم پرسیدم چطور برای اذان صبح بیدار می‌شوی؟ جواب داد: آیه ۱۱۰ سوره کهف را می‌خوانم تا برای سحر، مناجات و اذان بیدار شوم، بزرگ‌تر که شدم، خودم هم برای اینکه به‌موقع بیدار شوم، این آیه را می‌خواندم.
زنان محله فردوسی سال‌هاست که با پخت آش و نذر و نیاز، از خداوند طلب باران می‌کنند و با باور قلبی هرسال آن را بار می‌گذارند.
انیس‌آغا درباره رسوم نوروزی مردم مشهد در قدیم می‌گوید: عده‌ای لحظه سال‌تحویل سکه‌ای، یا چند دانه برنج یا یک گوخدا (خرخاکی)! در مشت می‌گرفتند یا کله جوجه‌خروس در جیب می‌گذاشتند تا ثروتمند شوند.