آداب و رسوم - صفحه 7

زهره طلوعی می‌گوید: گودال گوشله اوایل بازگشایی بولوار دستغیب پُر شد و خانه‌ ما به همراه تعدادی دیگر روی آن ساخته شد. «گُوشَله» جایی بود که مردم گاوهایشان را در آن نگه می‌داشتند.
مراسم نخل‌گردانی دارای مقدمات خاصی بود که تزیین و آرایش نخل و به‌عبارت دیگر «نخل‌بندی» ازجمله ضروریات آن به‌حساب می‌آمد. معمولا نخل‌ها را با وسایل گوناگونی ازجمله پارچه، ‌آیینه تزیین می‌کردند.
بیشتر شهر‌های شمال کشور، ماهی قرمز تولید می‌کنند و هر ماهی‌فروشی با یکی از این شهر‌ها کار می‌کند. در مشهد هم تعداد محدودی مرکز پرورش ماهی قرمز وجود دارد.
دو هفته قبل از عید نوروز مادرم «دانو» می‌پخت. گندم، نخود، عدس و ادویه، دانوی مادرم را تشکیل می‌داد. پس از آماده شدن دانو، مادرم مهره‌ای آبی‌رنگ را داخل ظرف دانو می‌انداخت.
کافی است در یکی از شب‌های مانده به نوروز پا در خیابان توحید بگذاری و بوی آجیل داغ مشامت را نوازش دهد. خیابان توحید به خصوص از سمت چهارراه میدان بار به سمت میدان دروازه قوچان راسته آجیلی مشهد است.
اهالی قدیم مشهد خرده‌فرهنگ‌های نوروزی خاصی دارند؛ آداب و رسوم زیبایی که امروز یا به دست فراموشی سپرده شده است یا کمتر دیده می‌شود و تنها در نزد برخی خانواده‌های قدیمی به‌طور کامل به اجرا گذاشته می‌شود.
پخت سمنو یکی از آداب دیرینه ایرانیان در روز‌های نزدیک به نوروز است که بیش از یک دهه است در آستانه نوروز در منزل حاج خانم مشمولی، از اهالی محله وکیل آباد برگزار می‌شود.
در آن سال‌ها بر خلاف حالا خانه‌تکانی فقط توسط خانم‌ها انجام می‌شد و مردان در این کار همکاری نمی‌کردند و معتقد بودند دخالت آقایان در خانه‌تکانی باعث قهر و دعوا در زندگی زناشویی خواهد شد.
یلدا در خراسان به «شب چله» یا «چله نشینی» معروف است و دور هم نشستن در این شب و خواندن شاهنامه فردوسی و گرفتن فال حافظ از سنت‌هایی است که در گذر زمان سینه به سینه محفوظ مانده است.
شله؛ غذای سال‌های قحطی مشهد است و پختش قلق خاصی دارد که هر کس از پس آن برنمی‌آید. امیر دانشو شله‌پز ماهر مشهد یکی از افرادی است که فوت و فن پخت شله را می‌داند.
محمدرضا ظفرکارگر وقتی شش ساله بوده از پشت بام سقوط می‌کند و مادرش نذر می‌کند اگر زنده بماند در ماه محرم و صفر سیاه بپوشد و از آب انبار برای مردم آب بیاورد و در این دو ماه نامش را حسن بگذارند.
حاج حسن حشمتی‌نیا، از بزرگان و ریش‌سفیدان قرقی از رسمی قدیمی اینطور می‌گوید: اگر گوسفند در سال گردش بیرون از آغل باشد، سال آینده که بیاید دیگر لازم نیست برایش علوفه تهیه کنی.
چهارراه‌ورزش قاسم‎ آباد، راسته میوه‌فروشی‌هاست؛ هر ساله، شب چله قاسم‌آبادی‌ها به این چهارراه گره می‌خورد و پایشان حتما به این نقطه باز می‌شود.
در زمان قدیم کمتر کسی پیدا می‌شد که یخچال داشته باشد. در باغچه گودالی به عمق یک متر می‌کندیم و چغندر و هویچ‌های یلدا را توی آن می‌انداختیم.
بیش از ۴۰ سال است که جوانان توس در صبح عاشورا داوطلب عَلَم گردانی می‌شوند و هیئت نیز همراه آن‌ها در پشت سر نوحه‌خوانی و سینه‌زنی می‌کنند و این علم تا مزار شهدای کال زرکش توسط عزاداران برده می‌شود.
در دیوارِ همه خانه‌های احمدآباد سوراخ یا سویی تعبیه شده بود که از میان آن جوی آبی عبور می‌کرد. این جوی آب از باغ سرم‌سازی می‌آمد.
یکی از حمام‌های قدیمی مشهد، حمام عمومی نظری است که در سه‌راه‌کاشانی و کوچه حسین‌باشی قرار داشت. صاحب این حمام، حاج‌آقا نظری، مردی اصالتا یزدی بود.
بیشتر از شلۀ نذری خانوادۀ ناصریان، تنور نان‌پزی‌شان معروف است که زن‌های محله برای چسباندن یک‌نان به دیوارۀ آن صف می‌کشند.
یکی از قدیمی‌های طرق می‌گوید: بار غلات را که می‌بردیم، آسیابان، نشانی روی کیسه گندم یا جو می‌گذاشت و آن را وزن می‌کرد. یک هفته تا ۱۰ روز طول می‌کشید تا کار را تحویل بدهد.
محمد‌علی عبدی می‌گوید: بین بازی‌های بچه‌های قدیم، توشله‌بازی (تیله‌بازی) و بجل‌بازی (به استخوان زانوی پای گوسفند بجل می‌گفتند) از همه معروف‌تر بود و طرفداران زیادی داشت.