وقتی در سمزقند عروسی یا عزایی بود، همه اهالی وظیفه خود میدانستند که در مراسم حضور یابند. بههمیندلیل غذای عروسی و عزا آبگوشت بود.
شبچلهها آنقدر برف میبارید که همه حیاط خانه سفید میشد. گاهی بچهها شاد و سرخوش برای اینکه ما راحت رفتوآمد کنیم تونل برفی درست میکردند.
عَلمکشی یا عَلمبرداری، مهمترین آیین عزاداران حسینی افغانستانیها در شب هفتم محرم است و از قدیم، در پایان این مراسم به میهمانان، حلوای نذری داده میشده است.
اینکه بچههای امروز تمایلی به این بازیهای سنتی و قدیمی ندارند، طبیعی است؛ چون سرگرمیها زیاد شده است.
همه سرپا ایستاده اند و فرزندانشان را سردست گرفته اند. خواندن لالایی برای شش ماهه امام حسین (ع) که شروع میشود، جمعیت صدا به گریه بلند میکند.
زمان ممنوعیت عزاداریها هم جایی مخفیانه به نام «منبرخانه» بود که مردم آنجا میرفتند و عزاداری میکردند. مثل منبرخانه مرحوم آقای شاهرودی در کوچه «زمرد».
ما رسم داریم وسایلمان را اینطوری بیرون بچینیم تا فامیل ببینند چه چیزهایی به خانه داماد میفرستیم. اگر اینها را در خانه بچینیم شاید خیلی به چشم نیاید یا فامیل همه چیز را نبینند.
بیش از ۵۰ سال است که حاج صفدر احمدی تمام خرج شام شب تاسوعا را یکنفره بهعهده دارد و حتی یک سال هم نشده که هیئت ابوالفضلیها بدون شام بماند.
چندصدسالی میشود که خاندان اقوامشکوهی را با نقارهزنی و طبلزنی در حرم امام رضا (ع) میشناسند.
سید مسعود حسینینژاد میگوید: در سبزوار وقتی میخواهیم بگوییم که کسی ناراحت یا عصبانی است، در اصطلاح میگوییم که طرف «وِرغُصه» است.
مراسم آیینی سینیگردانی «عرس القاسم» حدود چهاردهه بیوقفه در شهرک عربها برگزار میشود.
برادر همسرم صدایش زد که بالا را نگاه کند و قابلمهای را بهعنوان عقل عروس بگیرد. همین که برادرم سرش را برگرداند، یک قابلمه پر از خاک و زغال روی سرش ریختند.
این دو آش خراسانی، فسیلهای زندهای هستند که از دوران کهن به ما رسیدهاند و حتما حاوی پیامهای فراوانی از آن روزگاران بسیار ناشناخته هستند.
مهریه عروس در یکی از سندهای قدیمی ازدواج که از عهد قاجار بهجای مانده، پول نقد، طلا، ظروف مسی، فرش قالی، نمد، یک دست رختخواب قلمکار و بیست رأس گوسفند، کنیز، ساختمان، زمین و آب و باغ است.
پسران و دختران نوجوان، چولی قزک را در کوچهها میگردانند تا هرکس که تمنای باران دارد، کاسه آبی بر او بپاشاند.
مراسم سلام که یک مجلس رسمی بود، از دوره قاجار در ایوان طلای صحن عتیق یا گنبدالله وردیخان و با حضور متولیباشی، والی خراسان و سایر صاحبمنصبان آستانه برگزار میشد.
آنوقتها اینطور نبود که یکشبه مجلس عروسی تمام شود. دو شب پشت سر هم مراسم جشن عقد ما بود؛ یک شب مجلس شادی مردانه بود و فردایش زنانه.
اواسط اردیبهشت وقتی که زمین جانی دوباره میگرفته و پر از عطر گل میشده است، اهالی روستا شروع به بستن تور زیر درختان میکردند. توتخوری رسم دیرینهای بوده است که اهالی اینجا همزمان با رسیدن توت، آن را زنده نگه میداشتند.
پدر دختر برای اثبات علاقهام شرطی گذاشت. شرطش این بود که چهار سال تمام برای او کار کنم و هیچ توقعی نداشته باشم.
انگشترسازها بهترین راویان سنگها و انگشترها هستند؛ اینکه هر سنگی از کجا آمده است و چه خواصی دارد. در این میان عقیق زرد یمانی شاید پررمزورازترین سنگ دنیای انگشترسازی این خطه باشد.