داستان«شیر فضه» که از ۱۵۰ سال پیش در حسینیه کرمانیها اجرا میشود، در دهمین روز از ماه محرم سال ۶۱هجری قمری در کربلا اتفاق میافتد.
جواد کریمی، از فعالان محله، این برنامه را سال۱۳۶۵ پایهگذاری کرده و حالا نزدیک به چهاردهه است که هرسال برگزار میشود. او درباره این مراسم میگوید: در ماه محرم، هرپنجشنبه در گروه محله اعلام میکنیم که صبح جمعه برنامه دیدار اهل قبور برگزار میشود.
سوگواری در شهر مشهد ۱۲۰۰ سال قدمت دارد؛ اما رسوم آن در این سالها با تغییرات زیادی مواجه شد. تا پیش از آغاز دوره صفویه، اجتماعات مربوط به عزاداری بسیار محدود بود اما در دوره صفویه، برگزاری عزاداریها دچار تغییر اساسی شد.
روز عاشورا تمامی دستههای عزاداری حسینهها و مساجد محله طرق، همزمان با سینهزنی و زنجیرزنی، از محل مسجد و حسینیه خود حرکت میکنند و به آرامستان قدیمی محله میروند و سر مزار عزیزانشان فاتحهای میخوانند.
«عقد بالاسر حضرت» یکی از رسمهای قدیمی و محبوب مشهدیها است که قدمتش به دوره قاجار بازمیگردد. در گذشته، عروس و داماد را به قسمت بالاسر ضریح میبردند و خطبه عقد را آنجا میخواندند اما از سال ۱۳۹۷ این مراسم در رواق شیخطوسی برگزار میشود.
حاج احمدآقای شریفی محضردار قدیمی بالاخیابان مشهد میگوید: بیشترین مهریهای که در دفترم ثبت شده مربوط به سال۱۳۳۶ است که عروس مهرش را ۸کیلو طلا قرار داد و کمترینش یک جلد قرآن و یک شاخه نبات است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آنکه روضهخوان، روضه را به پایان میبرد، نوحهخوان آهنگ نوحه سرمیدهد و ذکر میگیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه میزنند.
کمکیرفتن، از آن دست سنتهای قدیمی و بینظیری است که جز مشهد، در کمتر شهری نشانی از آن دیده میشود؛ دلیلش هم البته مشخص است؛ این سنت ارتباط مستقیمی با حرم حضرت رضا (ع) و عرض ارادت عزاداری دارد.
آن وقتها یک حرم بود و یک صحن کهنه با سقاخانه اسماعیل طلا و کفترهایش؛ دور تا دور صحن هم راسته بازاری بود که ابتدایش حرم میشد و انتهایش یک مغازه قالیفروشی.
عصر که میشود، خانه «خاله رشته بُر» میزبان آدمهای ریز و درشت میشود. همسایهها، آنهایی که از دور میآیند و سفارش رشته برای آش دارند و آنهایی که برای رفع چشمزخم میخواهند پیرزن تخممرغی برایشان بشکند.
پایهگذار قهوهخانه عرب یک نجفی بود و بعد هم آقای عرب که حالا سن و سالی از او گذشته و در بستر بیماری است. توکلیان از قدیمی محله میگوید: تنها چیزی که از آن زمان به خاطرم مانده مهرههایی است که با آن چای میخریدند.
یلدای امسال مادر شهیدان مصطفی و حسین رحمانی و یکی از ساکنان محله میهمان خانه اقدس ایزدی شدند. اینجا یلدا فقط یک رسم نیست؛ حافظه مشترک زنهایی است که با خاطرات زندگی کردهاند.
در منطقه یک مشهد، خاطرات هندوانههای حاجمحمد و کرسیهای نشیمن، امروز با نوای روضه و صلهرحمی سیاهپوش درآمیخته تا تولد دوبارهای از خورشید را نوید دهد.
هیئت عزاداری فدائیان اباالفضل (ع) باغگندم از هیئتهای قدیمی است که دویستسال پیش از کشتزارهای گندم شهر یزد پاگرفت و اکنون چهلسال است مراسم ایام فاطمیه را با شور و نوای نوحههای یزدی در مشهدالرضا (ع) برگزار میکنند.
عبدالرزاق زبیدی، مدیر گروه دمام نوازی واز فعالان هیئت خاتم الانبیا(ص)خوزستانیهای مقیم مشهد از دمام میگوید: کار با صدای شیپور شروع میشود. بعد از آن «اِشکون» و بعد «غمبر» مینوازد، بعدش دوچوبها و دست آخر هم سنجها.
روحانگیز بصیرنژاد مادربزرگ محله آب وبرق است که خیلیها او را با روایت ضرب المثلهای ایرانی میشناسند. کتاب ضرب المثلهای مادربزرگ نوشته اوست که طرفداران زیادی دارد و سال ۱۳۸۹ منتشر شد.
قدیم رسم بر این بود که در شب چله بزرگتر فامیل گوسفند میکشت و آن شب همه دور کرسی بزرگ قورمه می خوردند.این رسم امروز شاید به علت گرانی و دلایل دیگر به فراموشی سپرده شده است.
اهالی محله آبکوه روزگار گذشته را اینطور روایت میکنند: یک خانه ۲ هزار متری بود و تعداد زیادی همخانه، هنگام غروب مردها فرشها را در صحن حیاط پهن میکردند تا سفره همه پهن شود، هر کس هر غذایی داشت میآورد.
در گذری قدیمی از محله شهید رستمی، صدای پرندهها پیچیده است. صدای پرندهها نظرم را به قفسی بزرگ که بیش از صد پرنده کوچک و جیغ جیغو در آن نگهداری میشود، جلب میکند.
مراسم شاهحسینگویان مربوط به هیئت منتظران بقیهالله (عج) متعلق به آذربایجانیهای مقیم مشهد است. در این مراسم سوگواران در دهه اول محرم شمشیر به دست، فاصله خیابان امام رضا (ع) ۲۸ تا حرم مطهر را میپیمایند.