در مسیر پاگرفتن محله لشگر، هستهای جان گرفت که بعدها هویت اجتماعی منطقه ۱۰ را ساخت؛ پایگاه بسیجی که امروز با نام پایگاه شهیدرجایی شناخته میشود. جواد حاتمی یکی از چهرههای محوری و اثرگذار این مسجد است که گذشته پایگاه را روایت میکند.
فاطمه آخوندی توفیق این را داشته که سالهای ۱۳۹۵ و ۱۴۰۲ در حسینیه تهران با رهبرش دیدار کند. دیدارهایی که با آنچه از قاب تلویزیون از رهبر شهید میدید، قابل مقایسه نبود.
به خاطر فعالیتهایم در مسجد و بسیج و همچنین خدمت رسانی به اهالی، بسیاری از مردم با من آشنایند و میدانند که هر جایی تسهیلات و برنامه و اردو یا کلاسی برای مساجد یا پایگاههای بسیج باشد من پیگیر آن میشوم.
ساکنان منطقه ۱۲ مشهد آستینها را بالا زدهاند تا به بهترین شکل از مهمانان مشهد پذیرایی کنند؛ از پخت نان گرفته تا تهیه غذا را گروههای مختلف عهدهدار شدهاند تا این سفر را برای مهمانان تسهیل کنند.
دختران نوجوان محله بالاخیابان دست به کار شدهاند تا در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید نقشی داشته باشند. آنها برای یک میزبانی تاریخی از جمعیت میلیونی به این نتیجه رسیدند که رساندن آب گوارا به زائران مهمترین کار است.
بیشاز هشتادشب است که، زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوجوان روبهروی مسجد ۷۲تن محله گاز گردهم میآیند، تا نشان دهند این سرزمین هنوز بر عهد خود ایستاده است.
علیاکبر ساکت، مردی بود که سرنوشت امروزش را دیروز انتخاب کرد، از نوجوانی، فعال مسجد محله و بسیجی بود. بزرگتر که شد، لباس سبز سپاه را بر تن کرد و قصه زندگیاش در مسیری پیش رفت که در روزهای جنگ تحمیلی سوم، توفیق شهادت نصیبش شد.
موکبهای فرهنگی و پذیرایی، شبهای میدان تختی را پرشورتر کردهاند؛ موکب مردمی «جوانان امام شهید» سمت راست ورودی مجموعه ورزشی تختی و موکب «بانوان محله همدلی» سمت چپ این مجموعه برپا شده است.
خانمهای محله پایین خیابان از روز اول جنگ با کارهایی که از دستشان برمیآید، پای کار آمدهاند. هر کدام از بانوان با دغدغههای شخصی، گویی پیوندی باهم پیدا کردهاند که تا پیش از شروع جنگ ناپیدا بود.
مرحوم علی باقری، جوان محله مهرآباد هفتم فروردین، در تدارک مراسمی فرهنگی در مهدیه مهرآباد دچار برقگرفتگی شد و چشم از جهان فرو بست.
سازمان بسیج جامعه پزشکی پیگیر شکلگیری شبکهای مردمی در حوزه سلامت برای شرایط بحرانی است. این شبکه، کادر درمان و مردم را برای نجات جان انسانها بسیج میکند.
مسجد بنیهاشمی با تاریخچهای نزدیک به یک قرن در محله آبکوه فعالیت دارد و علاوه بر محلی برای اقامه نماز، مکانی برای برگزاری مرام مذهبی و فرهنگی و همچنین آموزش قرآن است.
مسجد فاطمهالزهرا (س) که در جریان حوادث دیماه به دست آشوبگران آتش گرفته بود، حالا در آستانه ماه مبارک رمضان، گروههای جهادی پای کار آمدند و بنای مسجد دوباره جان گرفت.
همسایههای کوچه شهیدمؤمن۱۴بیشتر ترجیح میدهند کارها را جمعی پیش ببرند؛ از تصمیمهای کوچک روزمره گرفته تا فعالیتهای جدیتر اجتماعی. بخش زیادی از این همکاریها در مسجد جوادالائمه (ع) شکل میگیرد که بیشتر شبیه یک قرارگاه محلی است.
حنیفه قدیمی بهازای سی سال خدمت صادقانهاش در بسیج و بهاندازه سیصد جهیزیه و سیسمونی که تأمین آن را مدیریت کرده و بهازای جان جنینهایی که از خطر سقط، نجات داده است، خاطره برای گفتن دارد.
خانمهای بسیجی حسینیه بهادرخان در فراخوان بستههای شب یلدا مبلغی جمع و برای پنج خانوار نیازمند بستههای شب چله تهیه کردند.حاجخانم سیدقطبی میگوید: برای تهیه و پروپیمانتر کردن بستههای معیشتی به بازارهایی میرویم که ارزانتر هستند.
دختران گروه «طوبی» در مسجد چهاردهمعصوم(ع) محله پورسینا از سالهای کودکی یکدیگر را میشناسند و حالا دوسالی میشود که با همراهی مربیشان پا به دنیای تئاتر گذاشتهاند و در جشنوارههای مختلف مقام میآورند.
برای دانشجویانی که با همه گرفتاریها در اردوهای جهادی شرکت میکنند، خدمت به مردم، جزو کارهای متفرقه نیست. هرطور که باشد برایش وقت باز میکنند، حتی اگر ناچار باشند از معدودفرصتی که برای استراحتشان دارند، صرف کنند.
جواد صفدری هم در انقلاب سیاهچالهای ساواک را تجربه کرد، هم در دوران جنگ تحمیلی راهی خط مقدم شد اما همیشه با یاد همسر و فرزندانش، زندگی را سپری میکرد و همسرش مریمخانم هم با صبوری و قامتی استوار، پناهگاه گرم خانواده بود.
حالا کمتر کسی هست که محبوبهسادات زاهدی را در محله اروند نشناسد. مهمترین فعالیتش راهاندازی دیوار مهربانی در اتاق کوچک طبقه بالای خانهاش است. او سالهاست واسطه خیران و ضعفا شده و هرماه این کالاها را به دست نیازمندان میرساند.