بسیج - صفحه 6

عباس آرانیان می‌گوید: از سال ۱۳۹۶ تاکنون افزایش چشمگیری در تعداد راویان به‌ویژه راویان جوان داشتیم، به‌طوری‌که سبب شد از سال ۱۴۰۰ راویان خانم نیز به مجموعه اضافه شوند.
صدایش زدم و پرسیدم مادرجان چه چیزی انداختی؟ نگاهی به صورتم کرد و گفت من چیزی ندارم که بخواهم به رزمندگان کمک کنم، اما بلیت اتوبوسی را که قرار بود از حرم تا خانه بروم، دادم و خودم پیاده به خانه می‌روم.
سپاه امام‌رضا (ع) طرحی را درراستای اشتغال‌زایی برای بانوان سرپرست خانوار با ایجاد کارگاه‌های خیاطی و تولیدی پوشاک، برای هزار نفر اشتغال‌زایی می‌کند. نخستین کارگاه این طرح، در ناحیۀ بسیج سازندگی سپاه میثم واقع‌در محلۀ پنجتن به بهره‌برداری رسید.
روایت‌نگاری‌های گروه سرود «سوره» که فعالیت خود را از مسجد فاطمیه شروع کرد و درمسجد امام علی بن موسی الرضا (ع) رشد یافت، کتاب شد.
کتابخانه مسجد امام‌جعفر‌صادق (ع) با بیش از ۷۰ هزار جلد کتاب متنوع و پانصد متر مربع مساحت، هر روز پذیرای افراد کتابخوان محله آب و برق است.
محمد صفار می‌گوید: برپایی برنامه‌های مختلف در مسجد و جذب نوجوانان و جوانان در این روز‌های گرم و کش‌دار تابستان، بهترین فرصت برای موضوع تربیت و آموزش است.
ایده راه‌اندازی پایگاه بسیج در یک طبقه از منزل مسکونی با حمایت خانواده آقای غلامی، از فکر به عمل رسید.
کانون فرهنگی‌اجتماعی مسجد امام‌جعفر‌صادق (ع) در محله آب وبرق برای همه اعضای خانواده، از نوه تا پدربزرگ، طرحی معرفتی برنامه‌ریزی کرده است.
آمدم بیرون و روبه‌روی پنجره فولاد ایستادم و گفتم: آقاجان نمی‌خواهم هیچ‌کس پارتی من شود اگر لیاقت دارم خودتان اسمم را بنویسید.
تا کنون روایت‌هایی زیادی از آزادگان شنیده‌ایم، اما در این بین آزاده‌هایی هم هستند که داستان اسارتشان کمتر خوانده و شنیده شده است. آزاده‌هایی که به دست منافقین، کومله و دموکرات‌ها در غرب کشور به اسارت درآمدند.
نظم ارتش دوست‌داشتنی است و حقیقت این است که خیلی از جوان‌ها تا به سربازی و خدمت در نظام نروند، قدر زندگی‌شان را نمی‌دانند.
امیرمهدی شایسته دانشجوی ترم پنجم مهندسی پزشکی در دانشگاه امام‌رضاست و معتقد است که نقطه عطف زندگی‌اش همان یک‌سال بوده که او را به فردی اجتماعی و کنشگر تبدیل کرده است، به‌طوری‌که به‌خوبی می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. می‌گوید: من از کودکی اهل ارتباط با دیگران نبودم، چون تحمل نداشتم حرف و رفتاری را خلاف آن چیزی که از نظر من درست است، بشنوم و ببینم. به همین دلیل ترجیح می‌دادم در تنهایی خودم باشم و فقط درس بخوانم. سال‌94 پدرم در نمایشگاه بین‌المللی، غرفه علوم قرآنی داشت و در همان‌جا با مؤسسه قرآنی بیت‌الاحزان آشنا شد؛ مؤسسه‌ای که فعالیتش بر حفظ قرآن متمرکز است.
هاجر‌خانم سال‌های اولی که خادم مسجد شد، هنوز بنای آن بازسازی نشده بود؛ پنجره‌ها چوبی و دیوارها کاهگلی بود. جاروبرقی نداشت و باید با دست جارو می‌کرد و تمیزکاری به‌دلیل قدیمی‌بودن بنا زمان‌بر بود ولی هیچ‌گاه در این‌زمینه گلایه‌ نمی‌کرد. جاروی اول هر روز را به نیت سلامتی امام‌زمان (عج) می‌زند و هم‌زمان زیر لب برای جوان‌ها، درگذشتگان، دوست و آشنا دعا می‌کند و صلوات می‌فرستد؛ خدا را ممنون‌ هستم که گذاشت نوکر خانه‌اش باشم. نظافت خانه او برایم سخت نبوده و نیست، چون تمام زندگی‌ام از برکت نگاه و لطف و کرم خدا و حضرت ابوالفضل(ع) است.
انجمن یاریگران محله که در فضای مجازی شکل گرفت خیلی‌ها را هوادار خود کرد، ایده‌ای که به ذهن زهره خاکپور و دوستان قدیمی‌اش در پایگاه بسیج امام خمینی(ره) رسید. آن‌ها اولین گام را در جهت حمایت از کسب‌وکارهای خانگی گام برداشتند. هیچ‌یک تصور نمی‌کردند عملیاتی شدن طرح بازارچه محلی تا این اندازه گره‌گشا باشد. انجمن یاریگران محله خیلی زود برای کارآفرین‌ها فرصت فروش مهیا کرد. معمولا بازارچه‌ها در مکان‌های فرهنگی محله برگزار می‌شود.
من معتقدم چراغ مسجد نباید خاموش بماند. به همین دلیل اگر کسی باشد یا نباشد، هر روز ظهر و مغرب در مسجد را باز می‌کنم، چراغ‌ها را روشن می‌کنم و از بلندگو اذان پخش می‌کنم تا مسجد سوت‌وکور نماند.
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمی‌دانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفته‌ایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما می‌دانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی می‌کنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام می‌دهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان می‌رود، من هم همراهش می‌شوم و کمکش می‌کنم. این را رضا زراعتی می‌گوید.
روح‌الله علوی‌منش درباره تأسیس این مرکز توضیح می‌دهد: نیازمندان زیادی به ما مراجعه می‌کردند و مشکلاتشان را می‌گفتند؛ مشکلاتی مثل اجاره‌خانه عقب‌‌افتاده، هزینه دارو و درمان و درخواست اشتغال. همه این‌ها باعث شد به فکر بیفتیم که کمک‌ها را با مجوز رسمی‌ سامان‌دهی کنیم. مرکز نیکوکاری از سال قبل آغاز به کار کرد. هدف ما این است که نیازمندی در محله نداشته باشیم. مرکز نیکوکاری زیرنظر کمیته امداد امام‌خمینی(ره) است. 250خانواده زیرپوشش این مرکز هستند و علاوه‌بر این 100پرونده هم مستقیم زیرپوشش مرکز خیریه خودمان است.
سال 93 بود که دانش‌آموزان نوجوان محله تلگرد که هرکدام از یک مدرسه بودند تصمیم گرفتند یک گروه هنری در رشته تئاتر و سرود تشکیل بدهند به نام مهدخت، گروهی که ابتدا می‌خواست در برخی از مناسبت‌های ملی و مذهبی در مسجد و پایگاه نمایش اجرا کند اما خیلی زود با همت همه اعضا و البته حمایت پایگاه بسیج ام‌ابیها (س)و مسجد امام رضا(ع) در این محله توانست به پیشرفت چشمگیری دست پیدا کند تا آنجا که در اولین دوره از جشنواره «شبیه یاس» به مقام دوم رسید. پس از آن نیز هردوره به عنوان گروه اول در بخش سرود معرفی شد.
هوا تاریک بود. چشم چشم را نمی‌دید. صدای افتادن بمب از آسمان شنیده می‌شد که دوروبرمان به زمین می‌خورد. فکر می‌کردیم مثل همیشه عراقی‌ها دست‌بردار پاتک نیستند اما در تاریکی یکی‌یکی به سرفه افتادیم. تا اینکه گفتند شیمیایی زده‌اند و دود غلیطی فضا را پر کرد. ماسک‌هایمان را با عجله به صورت زدیم اما برای آن‌هایی که نزدیک بمب بودند دیگر دیر بود. بعضی هم‌رزمانم همان‌جا از شدت تنفس گاز خردل شهید شدند.
در پنجاه و هشت سالگی خادم حرم است، رابط کانون خادم یاران بنیاد کرامت رضوی و یکی از اعضای فعال گروه جهادی حضرت زهرا(س). حاجی امیدوار از سه سال پیگیری مداوم برای رساندن تخم مرغ به خانه نیازمندان تعریف می کند: آن روزها هربار پنج تا هشت کارتن از مجتمع می گرفتم و به در خانه ها می رساندم. در ایام کرونا هم توزیع داشتیم. با آن تعداد کم، جوری توزیع می کردیم که دست کم ماهی یک بار به همه خانواده های تحت پوشش تخم مرغ برسد. در ایام کرونا علاوه بر تخم مرغ، بسته های معیشتی هم توزیع می کردیم.180خانواده نیازمند در لیستشان دارند؛ بی سرپرست و بدسرپرست. کارتن های تخم مرغ در ایام کرونا پس و پیش شد اما قطع نشد.