علی قانع خیاط استاد میگوید مردان روزگاران دور، نوعی کلاه بلند بر سر میگذاشتند و عمامه سیاهی دور آن میبستند و طیلسانی هم روی سر و عمامه میانداختند که ادامه آن، تا روی شانهها را میگرفت.
اصغر حسیننژاد میگوید: در دورهای که خبر از غذاهای فستفودی نبود، محبوبترین غذای مردم مشهد، آبگوشت بود. اینطور نبود که برنج در بازار نباشد؛ اتفاقا بهترین برنج دمسیاه ایرانی وجود داشت، اما گران بود.
خیابان معلم ۴ که به نام ابوالفضل بیهقی، مورخ معروف ایرانی، نامگذاری شده است، روزی محل کسب پررونقی برای خیاطان بود.
معبر پیروزی۲۶ که از سمت دیگر به شهید فکوری۵۸ میرسد، به نام شهیدغلامرضا فرقانی نامگذاری شده است و در محله سرافرازان قرار دارد. در این کوچه، انواع کاربری مذهبی و فرهنگی، فضای سبز و تجاری دیده شده است.
همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعلبندیاش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را میآورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوانترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
چندسالی میشود که در کوچهای در محله مقدم، پیرمردی روشندل مینشیند و کفش مردم را واکس میزند. بسیاری از ساکنان آن حوالی، «حسن نظری» را بهعنوان پیرمرد باخدای محله میشناسند.
حسین دانش تبریزی یکی از عکاسان قدیمی ساکن محله بهشتی میگوید: آقایی به عکاسخانه آمده بود، موقع عکس گرفتن دیدم دهانش را باز کرده و میگوید از این دندانم عکس بگیر!
نرگس اصغری، بانوی جوانی که در نیمه دهه ۲۰ زندگی خود بهسر میبرد، توانسته کارگاهی علم کند و چند نفر همسنوسال خود را گرد آورد و بخشی از چرخه تولید این کشور را به دست گیرد.
ابوالقاسم عربزاده بانی جشنی است که از ۴ دهۀ قبل در محلۀ ۱۷ شهریور برپاست. او در نیمه شعبان مغازه جوشکاری اش را برای نورافشانی و جشن، نونوار می کند.
خانمهای محله سرافرازان تولیدات خانگیشان را برای فروش به این مسجد محل میآورند. مسئولان غرفهها هم زنان سرپرست خانوار هستند و هم خانمهایی که میخواهند به اقتصاد خانوادهشان کمک کنند.
این نوجوان با تشویق خانواده و مسئولان مدرسه گزارشگر برنامههای مختلف شده است. میگوید: بین خانواده و اطرافیانم و حتی در مدرسه، همه از بیان و روابطعمومی من تعریف میکردند.
اولین علاقهمندی حمیدرضا ربانی، خبرنگاری است؛ او یکسالونیم پیش، کارش را با تهیه گزارش برای کانال مسجد محله شهیدآوینی آغاز کرد و حالا خبرنگار کانال خبرگزاری محلی «بسیج گلشهر» است.
ناهید آذرنوش خبرنگار باانگیزه، سال۱۴۰۱ در نخستین رویداد رسانهای «رج» شرکت کرد و با گوشی مدل پایین خودش، گزارشی تصویری از خیابان تاجرآباد تهیه کرد و موفق به کسب مقام سوم این رویداد رقابتی شد.
کربلایی محمد صفرزاده میگوید: یکی از شغلهای مهم قدیم، آهنگری بود. اصلیترین آهنگریهای مشهد در حوالی دروازهقوچان (میدان توحید فعلی)، بست پایینخیابان، کوچه سیابون و خیابان سرخس واقع بودند.
حمام بلور را که ساختند، دیگر کسی به حمام قدیمی نمیرفت. حاجتقی خدادادی و حاجآقا ابراهیمزاده مالکان حمام بودند. آنها برای تبلیغ حمام، یک ماشین فولکسواگن گرفته بودند.
غلامرضا کاملان رضائیان، گلفروش خیابان سرخس قسمتی از مغازهاش را به موزه دفاع مقدس تبدیل کرده است.به پشت پیشخوان این گلفروشی که میرسی، ناگاه چشمهایت میرود به تماشای خاکریزهای جبهه و جنگ.
مرتضی قاسمی تصمیم گرفته است تابستان در کفشفروشی کار کند. میگوید: ترجیح میدهم بخشی از هزینههای تحصیلم را خودم متقبل شوم تا از لحاظ مالی فشار کمتری به خانوادهام وارد شود.
اوستا علیاصغر ۵۲ سال دارد و سالهای زیادی است که صبح خود را با بوی چوب و شبها را با تکاندن خاک اره نشسته روی لباساش آغاز میکند.
مهندس عباسعلی طیبی کارآفرین محله رده شرکت «سرو ولایت توس» را با ایده انجام پروژههای فنی و عمران و تامین نیرو برای ادارات و شرکتهای متقاضی حدودا ده سال پیش تاسیس کرد.
مهدی کاریزان میگوید: پول توجیبیهایم را جمع میکردم تا لااقل هفتهای یک گل جدید بخرم. مادرم که علاقهام را دید، با پدرم و صاحبمغازه صحبت کرد تا من به این گلفروشی بیایم