مشاغل - صفحه 13

حاج‌محمود نصیری می‌گوید: آقای وارسته، خواروبارفروش محل دوسه‌سال بعد از من به این اینجا آمدند. مرحوم‌حاج‌آقای‌سیادت متولی اصلی چاپخانه سیادت نیز از قدیمی‌های محله بودند.
حاج‌محمدرضا نصراللهی تعریف می‌کند: حاج‌اصغر بستنی دقت، یک دوچرخه داشت؛ از آن دوچرخه‌های دومیل تو‌پر. فصل توت که می‌شد، می‌رفت توت می‌تکاند و می‌ریخت توی طبق.
حاج ناصر زارع‌پور مهریزی، با ۴۷سال سابقه، قدیمی‌ترین کاسب کوچه حمام باغ است او از خاطرات گذشته این محله می‌گوید؛ از ۱۳سال شاگردی‌اش برای یادگرفتن نجاری تا مراودات دیروز و امروز اهالی با یکدیگر.
مهدی سالمیان می‌گوید: یک‌بار به تقلید از روش پدر یک استکان چای جلو یک پیرزن گذاشتم. خریدی نکرد و رفت. روز بعد او با کاروانی از بانوان سالمندشیرازی آمد.
رضا زمانی با آنکه سن زیادی ندارد، آن زمانی را به یاد دارد که برخی لحاف‌دوز‌ها به خانه‌ها می‌رفتند؛ هم پنبه می‌زدند و هم سفارش لحاف و تشک می‌گرفتند.
علی‌اصغر غفوری‌مقدم بستنی‌فروشی سیار را توی بشکه‌های چوبی شروع کرد و به مغازه بزرگی در خیابان شاه‌آباد یا همان علیمردانی فعلی در محله ایثار رسید که همیشه خدا صف مشتری‌هایش تا وسط بیست‌متری می‌رسید.
محمد و علی بیگ‌زاده دو برادری هستند که سال‌ها است در خیابان رسالت با کار صادقانه برای خود اسم و رسمی پیدا کرده‌اند، آنها صداقت در کار را رمز موفقیت خود می‌دانند.
علی گل‌محمدی این دستگاه‌ها را بیش‌از پنجاه سال قبل برای تولید جوراب خریده بود و تا دو سال قبل هم با آن جوراب تولید می‌کرد؛ اما با رفتن شاگردش، چون خودش دیگر توانی ندارد، کار متوقف شد و همچنان نخ‌ها بدون استفاده روی آن سوارند.
اگر شما موتورسوار باشید فرقی نمی‌کند کجای رضا‌شهر از خرابی موتورتان مانده باشید چرا که حتما از دو نشانی تعمیرگاهی که از مردم می‌گیرید، یکی مربوط به تعمیرکار کوچه رز است؛ «برو پیش اوستاعباس.»
سیدرضا نجف‌پور با ۶۵ سال سن، جزو آخرین نسلی است که رادیو‌های قدیمی را تعمیر می‌کنند. او سر تکان می‌دهد که «شغل من با گذشت زمان، مثل یخ آب شد»!
نور محمدنادرزاده، کاسب قدیمی محله صاحب الزمان از خاطراتش و سال ها کار با نمک‌های بلورین برایمان می‌گوید
الهام شیعه‌زاده روزگارش را با هنر کاغذ و چسب گذرانده؛ هنری که از همان دوران کودکی، در وجودش خانه کرده و امروز به دید یک شغل به آن نگاه می‌کند. او با ترکیبی که خلق می‌کند، هنری دلچسب را به هنردوستان، هدیه می‌دهد.
سرآتشیار علی اخلاقی افضلی می‌گوید: غواصی در سیلاب، کار بسیار خطرناکی است. میان آن گل ولای همه چیز پیدا می‌شود؛ از خاروخاشاک تا اشیای تیز و برنده. داخل سیلاب نه نوری هست نه نشانه ای، دید صفر است.
رستم کریم‌دادی نزدیک یک‌سال است توفیق خدمت در یکی از خاص‌ترین بخش ها‌ی حرم را پیدا کرده است. جایی که گل‌آرایی گل‌های مضجع شریف رضوی و دیگر قسمت‌ها در آن انجام می‌شود. 
اینجا مسجد امام‌رضا (ع) در محله نقویه است؛ جایی که قرار نیست فقط پایگاه برنامه‌های مذهبی باشد و هیئت‌امنای آن به‌نیت بهبود اوضاع اقتصادی خانواده‌ها، بخشی از فضا را به فعالیت اقتصادی بانوان محله اختصاص داده‌اند. روز‌های شنبه حیاط مسجد امام‌رضا (ع) به بانوان اختصاص دارد.
مجید هادی‌زاده می‌گوید: پدرم نقل می‌کرد روزگاری در مغازه پدربزرگم ۱۰ نفر کارگری می‌کردند و این رونق مغازه‌ها هم به‌دلیل این بود که خبری از کارخانجات کفش نبود و مردم معتقد به پوشیدن کفش‌های دست‌دوز بودند.
زهرا‌ صحرایی معتقد است اگرچه این کار سود زیادی ندارد، برای زحمتی که دارد برکت عجیبی با خودش دارد و تاکنون خیلی از آرزو‌های خودم و بچه‌هایم را برآورده کرده‌ام.
علی حکیم‌زاده با توانمندی‌های علمی و اخلاقی که حاصل سال‌ها ممارست اوست، درمیان ۱۷۰ استاد این دانشگاه عنوان برترین را به خودش اختصاص داد.
سیف‌الله عسکری نزدیک به ۸۰ سال دارد و روزگاری خبرنگار بوده است. اما سال‌ها چاقو تیزکرده و از همین راه چرخ زندگی را چرخانده است.
سیدجلال موسوی، موسس شیرینی فروشی جام عسل، ۳۳ سال برای شیرین‌کردن دهان و دل همشهریان خود تلاش کرد و سرانجام در ۱۳ مهر سال ۱۳۹۹ خبر تلخ درگذشتش منتشر شد.