از بوی خاک تا عطر افلاک همه را میتوان زیر سقف «کارگاه مهرسازی خادم» یکجا نفس کشید؛ کارگاه کوچکی که بهنیت کارآفرینی و ایجاد اشتغال در یکی از کوچههای محله مهدیآباد توسط محسن نادری خادم عضو تیم ملی کشتی فرنگی پا گرفته است.
همهچیز از «آرزوی» یک معلول مهاجر شروع میشود؛ «مرتضی عبدی» پس از سالها خانهنشینی و لمس عمیق درد معلولیت مرکز «باور» را راه اندازی میکند مرکزی که میخواهد معلولان «توان» از دستدادهشان را بازیابند.
بازارچهای هفتگی در طبقه زیرین مسجد امامخمینی (ره)، به محلی برای همدلی، کسب درآمد و اثبات توانمندی زنان محله تبدیل شده است.
پسران مرحوم حاج محمدتقی خاکی چراغ طباخی پدر را پس از فوتش روشن نگه داشتهاند. آنها احترامگذاشتن به هم، اولویتندادن به مادیات، شاکر بودن و بزرگدیدن رزقی که خدا از راه این طباخی، نصیبشان میکند و....را مهمترین رمز ماندگاریشان میدانند.
اسم حاجاصغر رفاهیخراسانی برای اهالی کوچهپسکوچههای مهدیآباد آشناست. ۵۰ سالی است که سلمانی دارد و کوچک و بزرگ، او را با پسوند شغلش صدا میزنند؛ «اصغر سلمانی».
محمد حیدری تعریف میکند: باغ ملی اولین پارک مشهد است. هنگامیکه من بچه بودم، اطراف حوض وسط پارک گلکاری نبود و با بچههای محله در این حوض آببازی میکردیم. چقدر خوش میگذشت.
ایستگاه ۱۸ آتشنشانی محله شهیدآوینی، ایستگاهی کوچک است که شیرمردانی بزرگ، در آن حضور دارند، آتشنشانانی که ۸۰ درصد عملیاتهای نجات منطقه را بهتنهایی انجام میدهند.
حسین ادیبیان مؤسس اولین آژانس گردشگری مشهد، حسابدار تجارتخانه حاجاحمد طاقهچی بوده که پیشنهاد یکی از رفقایش در سال۱۳۴۱، مسیر تازهای پیشروی او گذاشت و همین موضوع، پای او را تا آخر عمر به دنیای سفر و گردش کشاند.
حاج احمد برپا، از آخرین کسبهای است که صابونپزی را در کوچه مصلی ۳ زنده نگه داشته است.
ایده تشکیل گروه، از علاقه مشترکشان به شیرینیپزی و رؤیای داشتن کسبوکاری مستقل ایجاد شده است. هرکدام با مهارت و سلیقه خود، بخشی از این کار را به عهده گرفتهاند.
لیلا جعفرزاده میگوید: از هفته بسیج امسال با همراهی و موافقت امام جماعت مسجد الزهرا (س)، اینجا را برای خانمهایی راه انداختیم که دنبال یک راه درآمد بودند. بیشتر هدف ما خانمهایی بودند که خودسرپرست هستند.
این بانوی هنرمند میگوید: یکسالونیم فکر میکردم که این هنر را چطور به مشتریهای شهرنشین عرضه کنم تا اینکه ایده ساخت کیفهای ترکیبی، متشکل از هنر چرمدوزی و حصیربافی به ذهنم رسید.
بازارچه نوروزی مسجد امامحسنمجتبی (ع) یک تفاوت عمده با دیگر بازارچهها دارد و آن این است که فروشندگان و خریداران آن از اهالی دوروبر و مسجد و محله نیرویهوایی هستند و نمازگزاران مشتری این بازارچه کوچک هستند.
یکی از دستاوردهای مهم شرکت عهد، بومیسازی هوش مصنوعی برای فارسی زبانان است. این شرکت با توجه به محدودیتهای دادههای زبان فارسی در اینترنت، مدلهایی را توسعه داده که به خوبی با اصطلاحات و فرهنگ زبان فارسی سازگار هستند.
در این بازار، زیورآلات، دستسازههای پشمی و کاموایی، محصولات چوبی و پارچهای و لباس و اقلام خوراکی به فروش میرسد و چون قیمت محصولات و کیفیتشان بسیار مناسب است، معمولا مشتری از اینجا دست خالی بیرون نمیرود.
سیدموسی رفاهی که به تاریخ سجلش ۷۰ را گذرانده، یکی از استخوانخردکردههای هنر جارو و حصیربافی مشهد است؛ هنری که به گفته خودش، سالهاست در انزوا قرار گرفته و به روزهای مرگ نزدیک میشود.
رمضان کردستانی موسفیدکرده هفتادوچهارسالهای است که تاریخ شفاهی شغل دلو یا سطلسازی است. ابزار کارش میخ است و لاستیکهای کهنه و بقایای بهجامانده از لاستیکهای بدون استفاده ماشینها.
موسی دستوری از نمدمالهای معروف خیابان سرخس است. او میگوید: بیشتر شهرنشینها تفاوت میان قالی، قالیچه و نمد را نمیدانند و حتی بهاشتباه اصطلاح نمدبافی را بهجای نمدمالی به کار میبرند.
تاریخ اقتصادی مشهد از پیشه سنگ تراشی به یک شهر صنعتی در ۱۰۰ سال اخیر تبدیل شد. از دوره صفویه علاوه بر کشاورزی و سنگتراشی، قالیبافی و خدمات اقامتی و رفاهی به زائران نیز به چرخه اقتصاد مشهد اضافه شد.
فرگل پاکبین میگوید: ایده اصلی بیشتر این کارها را خود بچهها میدهند و دوست داشتند چیزهایی مثل دستبند، گردنبند و عروسکهای کوچکی را بسازند که فروش بهتری داشته باشد.