کارگاه دلوسازی اصغرآقا اسماعیلی یکی از کوچکترین کارگاههای مهرآباد است. لاستیکهای کهنه و فرسوده کنار جادهها و خیابانها با دستان پرتلاش اصغرآقا و همسرش پوست کنی شده و به دلو تبدیل میشود.
پاساژ جواد با گذشت بیشاز نیمقرن هنوز در خاطره مشهدیها حضور پررنگی دارد. این پاساژ در خیابان خسروی یا همان شهیددیالمه، سالهاست که بهعنوان یکی از مراکز اصلی و بورس لوازم خرازی شناخته میشود.
تکتم فدائی زمانیکه بافت سبدهای حصیری را بدون رفتن به کلاسهای آموزشی شروع کرد، تصور نمیکرد روزی آنقدر حرفهای شود که برای سایر بانوان، کلاس آموزشی برگزار کند و او را بهعنوان مربی در محله بشناسند.
بازارچه خانگی محلهبلال با کمک فعالان محلی به مسجد منتقل شد و فروشش رونق گرفت. اعظم دهقان میگوید: در مدت کوتاهی، نزدیک به چهل نفر از زنان محله که در زمینههای مختلف فعالیت داشتند، اعلام آمادگی و استقبال کردند.
برای صادق شمسیزاده، کاسبی بیش از آنکه جنبه درآمدزایی داشته باشد، رنگ و بوی خدمت و دلسوزی برای اهالی محلهای را دارد که برای آبادی آن، سالها انتظار کشیده است. او از شغلهای متفاوتی که تجربه کرده، خاطرههای گفتنی دارد.
کارگرها۶ ماه ابتدای سال برای آماده کردن گل خشتمالی در ساعتی از بامداد که نسیم سرد بر پوست صورت میوزد، پابرهنه وارد چاله پر از آب میشوند و تا سپیدهدمان خاک رس را لگد میکنند که گل آماده قالبریزی شود.
سیدعباس نیم قرن است که گره روی گره میزند و میبافد. او معتقد است قالیبافی هنر است؛ هرچند خیلیها قدر آن را نمیدانند و از آن حمایت نمیکنند. میگوید: ۵۰سال است صبح تا شبگره به تاوپود قالی میزنم.
ابتدای خیابان امامیه قاسمآباد راسته ابزارفروشهاست؛ جایی که نزدیک چنددهه است مرکز مراجعه مشهدیها برای ساختوسازهایشان است، از پیمانکاران ساختمانی گرفته تا افرادی که خودشان دست به تعمیر و بازسازی میزنند.
در محله مشهدقلی، اوستا آرشیا آهنگر، با ۷۰ سال سن و عشق بسیار به این حرفه، همچنان آهنهای گداخته را میکوبد. او که استراحت را مایه بیماری میداند، از روزهای رونق پیش از انقلاب و مشکلات امروز این شغل طاقتفرسا برای جوانان میگوید.
در محله کاشانی، راستهای تاریخی میزبان حرفهای اصیل است. راسته بازار نردبانفروشها، با انبارهای چوب سپیدار و بوی خوش الوار تازه، داستان تجارتی خانوادگی و صدساله را روایت میکند که نسلهاست پا برجاست.
زهره خیابانی بیستسال است که با بافتنی، حال خوب را به خود و دیگران، هدیه میدهد؛ بافتنیهایی با طرحهای فانتزی که لبخند را به لب کودکان مینشاند و امیدآفرین است برای بانوانی که زندگیشان با نیاز به استقلال مالی، گره خورده است.
کار سیدمحسن و سیدمحمد گلدوزی کامپیوتری است. این دو برادر میگویند در قدیم این کار با دست انجام میشده و حالا ماشین همه کارها را راحت کرده است.
سیدرضا حسینی، کفاش ۶۸ساله محله مطهری، پنج دهه است که با سوزن و درفش کار میکند. او که امروز تنها در مغازهاش به تعمیر کفشها میپردازد، روایتگر اصالتی فراموششده است.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
شیما شهلایی، هنرمند نقاش و پتینهکار، امروز یکی از معدودافرادی است که هنر «باتیک آفریقایی» را در ایران آموزش میدهد؛ هنری که آموختنش از دل مهاجرت، تلاش شخصی و سالها آزمونوخطا ممکن شد.
تکتم ماریانی، بانوی ایثارگر محله زرکش، هشت سال است که با اعتیاد مبارزه میکند. او با تأسیس مؤسسهای پیشگیرانه و یک مهدکودک، میکوشد کودکان را از آسیبها نجات دهد؛ اما اینک این نهاد امیدبخش، در آستانه تعطیلی بر بیحمایتیهاست.
محمدحسین شفیعیکدکنی خیاط قدیمی محله مصلی است. نام خانوادگیاش با نام خانوادگی یکی از شاعران بزرگ معاصر یکی است. از او میپرسم با استادشفیعیکدکنی نسبتی دارید؟ جوابش مثبت است.
در قلب محله تاریخی سمزقند، حاج محمد دارچینی، کهنهکاری است که نزدیک به نیم قرن، شیرینی و نبات حلال را به مشتریانش عرضه میکند. او که اعتبارش را از خوشانصافی و خلقخوش کسب کرده، امروز با چالش بزرگِ انتقال این میراث به نسل جدید روبهرو شده است.
خیابان تعبدی، یکی از قدیمیترین معابر محله حسینباشی در منطقه دو، با پارچههای متنوع و رنگارنگش شناخته شده است. اما دغدغه کهنهای به نام نبود پارکینگ و ترافیک، همچنان کسبه دیرپا و خریداران پروپاقرص این خیابان را رنج میدهد.
حامد آقایی، ساکن محله شفا با الهام از آیات قرآن، مسیر زندگیاش را تغییر داده و با ثبت «نظریه مهندسی ذهن با نگرش اسلامی»، الگویی بومی برای شادزیستن و مدیریت ذهن ارائه کرده است.