کسب و کار - صفحه 9

اینجا کلی وسیله کوچک و زیبا برای خرید پیدا می‌شود؛ از لوازم‌التحریر گرفته تا جانماز منجوق‌دوزی‌شده و گل سر‌های کوچک؛ وسایلی که بانوان این منطقه با هنر دست و مهارت خودشان درست کرده‌اند تا گامی مؤثر درراستای خوداشتغالی بردارند.
بیش از دوازده‌سال است که بازارچه خلیج‌فارس درمیان ساختمان‌ها، جای گرفته و به عنوان اولین بازارمحله مجیدیه، زمینه کاسبی را برای تعدادی از شهروندان مهیا کرده است.
محدثه حسین‌پور دست‌کم برای ۳۰ خانم سرپرست‌خانوار کارآفرینی کرده و این روزی‌رسانی و برکت را مدیون لطف و عنایت امام‌هشتم (ع) می‌داند.
تور بازدید از باغات پسته فیض آباد، ظرفیتی برای جذب گردشگر است، که تا کنون کمتر اجرایی شده. ایجاد شغل‌هایی بر مبنای گردشگری پسته شاید یکی از راه حل‌های جبران بیکاری و ایجاد شغل در فیض آباد باشد.
بازارچه‌ هنرهای دستی خانم‌ها و و نوجوانان در مسجد الغدیر، مشتریان خود را پیدا کرده است.
میترا امیری با بیش از ۲۵سال تجربه در اتحادیه صنف ماشین‌ساز، فلزتراش و ذوب فلزات مشهد، به‌عنوان مدیر داخلی و اکنون رئیس اتحادیه، به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است.
اعظم صالحی، می‌گوید: همسایه باید هوای همسایه‌اش را داشته باشد. همان‌طور‌که پیامبر می‌فرماید ایمان ندارد آن کسی‌که شب با شکم سیر بخوابد و همسایه مسلمانش گرسنه باشد.
مرضیه تجویدی، کارآفرین جوان می‌گوید: یکی از دوستان خانوادگی‌مان کارگاه چوب داشت. با دیدن کارهای هنری آنها به این فکر افتادم کار چوب را با پوشاک زنانه تلفیق کنم.
در کارگاه کوچک انگشترسازی محله‌کوی‌مهدی هر انگشتر، نگین و حتی هر ضربه چکش آغاز یک سفر است. انگشتر‌هایی که هر کدام داستان خود را دارند و در دستان هنرمندان ماهر و باسابقه شکل می‌گیرند.
محمدمهدی سراجی، جوان ساکن محله ایثارگران، روی ویلچر می‌نشیند و دست‌هایش نیز آن‌چنان قوتی ندارند. اما بیکار نمانده، با اراده‌ای مضاعف، به زندگی‌اش رنگ دیگری داده است.
محمدرضا دهقان‌پور و خانواده‌اش از ساکنان قدیمی محله راهنمایی هستند. پدرش سال۱۳۴۵ قطعه‌زمینی می‌خرد و خانه را می‌سازد. آن زمان اینجا به قلعه احمدآباد معروف بوده است و مردم در آن گندم می‌کاشتند.
به وقت نماز ظهر، این مسجد پر می‌شود از اهالی آزادشهر به‌ویژه حضور جوانان. امام جماعت شب مسجد می‌گوید: بانیان مسجد دنبال ایجاد فضایی برای ترویج دین بودند و به همین دلیل این مکان تا این اندازه متفاوت و معنوی است.
حاج احمد رضوی، خیاطی که به دست‌پاکی شهرت دارد، محسن زارعی، عطاری محل که دوای درد خیلی‌ها پیش اوست و اصغر سکودارخیابانی، قصابی که آبگوشت‌های نذری‌اش را همه اهل محل خورده‌اند، کسبه‌ای هستند که هر کدام دستی به خیر دارند.
محمد اویسی بعد از سه سال خواندن پزشکی دانشگاه را رها کرد و با ایده‌هایش به کاشمر برگشت و «طلوع دهکده جهانی روستا» را راه‌اندازی کرد و دست‌کم روزی بیش از ۱۰ نفر به‌صورت مستقیم و بیش از صد خانواده را تأمین کرده است.
در این سال‌ها اسماعیل احمدی هیچ‌وقت محصولاتش را در گلشهر نفروخته یا مثلا کسی از همسایه‌ها برای سفارشی شخصی سراغش نیامده است. می‌گوید: مجبوریم به هر نوع شرایطی تن بدهیم تا تولیدات روی دستمان نماند.
محمدرضا ریاحی‌نژاد می‌گوید: متاسفانه پارچه‌های ایرانی جدید مانند پارچه‌های قدیم مرغوبیت و مقاومت لازم را ندارند. این کار باعث استقبال‌نشدن از جنس ایرانی و اقبال مردم به جنس خارجی شده است.
محمد حاجی‌پور از همان کودکی شروع به جمع‌کردن وسایل مختلف می‌کند؛ از سکه و اسکناس گرفته تا پوست آدامس، کتاب و مجله‌های قدیمی. او حالا، بعد از سال‌ها، یک مجموعه بزرگ از اشیای قدیمی دارد.
حسن زرگر می‌گوید «اولین مکان امتحان و صدور گواهینامه دوچرخه، خیابان ارگ (ساختمان جدید ثبت اسناد) بود. هر روز صبح تعداد زیادی با دوچرخه‌هایشان در محل صف می‌کشیدند.»
رزیتا پُراتعلی در تولید قند و نبات با طعم‌ها و شکل‌های فانتزی و متفاوت فعالیت دارد و علاوه بر تولید محصولات جذاب، با برگزاری دوره‌های آموزشی، بانوان زیادی را نیز در این مسیر توانمند کرده است.
آنچه این دربند مغازه دو در سه را از سایر فروشگاه‌ها متمایز کرده، انبوه جملاتی است که از حال خوب صاحب جوان آن حکایت دارد. شادی عمیق محمد آقا، ثمره دیدن داشته‌هایی است که شاید گاهی حواسمان به بودنشان نباشد.