نیازمندان - صفحه 3

«صندوق رد مظالم برای جهیزیه» عنوان ایده‌ای است که به تازگی در مسجد امام حسن‌عسکری (ع) به راه افتاده و بازخورد‌های مثبتی میان نمازگزاران و دیگر اهالی محله رده، به‌همراه داشته است.
ساکنان خیابان خیبر‌۵ همواره در کمک به همسایه‌ها پیش‌قدم بوده‌اند و در مشکلات یکدیگر را تنها نگذاشته‌اند. منشأ بسیاری از این دوستی‌های دیرینه، همراهی برای انجام کار‌های خیر و کمک به نیازمندان بوده است.
هسته اصلی گروه جهادی هر ماه مبالغی را به حساب مسجد واریز می‌کنند. خرید مصالح از همین محل تأمین می‌شود و جوانان و نوجوانان مسجد و پایگاه بسیج به‌عنوان نیروی انسانی وارد میدان می‌شوند.
برای مهری وفادار که از بیست‌سال قبل در راه خیر قدم گذاشته و برای خرید گوسفند پول جمع کرده و گوشتش را بین نیازمندان محله توزیع کرده است، بیش از هرچیزی دعای خیر مردم ارزش دارد.
حسین حکمی منزل شخصی خود را به خیریه اختصاص می‌دهد تا اینکه هیئت‌امنای مسجد‌المهدی(عج) اتاقی از مسجد را در اختیارش قرار می‌دهند؛ او نیز همان سال خیریه‌اش را با نام رحمت رضاشهر به ثبت می‌رساند.
توزیع بسته‌های معیشتی فقط بخشی از فعالیت‌های این خیریه است. محسن کریمی می‌گوید: برای دانش‌آموزان خانواده‌های تحت حمایت، کلاس‌های تقویتی برگزار می‌کنیم و معتقدیم آموزش می‌تواند مسیر زندگی‌شان را تغییر بدهد.
جاودانی معتقد است: اموال را خدا به امانت می‌دهد تا ببیند جنبه‌اش را داری یا نه. اگر منم منم بکنی و سهمی برای دیگران در اموالت درنظر نگیری، به قول قدیمی‌ها قابلمه‌ات برعکس می‌شود.
بیشتر ساکنان کوچه معلم ۷۲، سال‌های پایانی جنگ‌تحمیلی در این نقطه ساکن شدند و از همان روز‌های ابتدایی همسایگی جمع‌های زنانه‌ای تشکیل دادند برای سرزدن به خانواده شهدا و رساندن کمک به نیازمندان.
همسایه‌ها در خیابان پایداری۴ همه‌جوره هوای یکدیگر را دارند. اگر کسی بدون نان بماند، چندین همسایه برایش نان می‌فرستند؛ از بچه‌های یکدیگر نگهداری می‌کنند و برای هم آش پشت‌پا می‌پزند.
زهرا رحیمی کار‌های خیری را که خودش برنامه‌شان را ریخته است یا مردم به او پیشنهاد می‌کنند؛ بعد‌از تحقیق و چکش‌کاری، در گروه هزار‌و‌دویست‌نفره «باقیات‌الصالحات» می‌گذارد. خیلی‌ها به اعتماد او برای گره‌گشایی هزینه می‌کنند.
ناصر قفلی، مردی سخاوتمند و بنیان‌گذار هشتاد‌مدرسه که بلد بود چگونه باید با آجر، آینده ساخت، سوم خردادماه ۱۴۰۴ از میان ما رفت. او حالا با میراثش در گوشه‌گوشه ایران نفس می‌کشد، زنده است.
مغازه اعظم‌خانم فقط یک خرازی نیست و دل‌خوشی اهالی محله است. آنها می‌دانند وقتی درگیر مشکلی می‌شوند، شاید کمک مالی زیادی در کار نباشد، اما همفکری، راه‌حل یا حتی فقط شنیده‌شدن، چیزهایی است که همیشه در این مغازه پیدا می‌شود.
خیریه آبشار عاطفه‌ها سال ۱۳۸۰ تأسیس شده است. دفتر مرکزی سه‌سال است که به چهارراه راه‌آهن منتقل شده؛ چون در این محل، هم به تمام شعبات نزدیک است و هم به حرم که درنتیجه دردسترس زائران هم هست.
گروه جهادی «احسان» این‌بار به محله مهدی‌آباد آمد و کادر درمانی آنها در مرکز خدمات جامع سلامت شهیدجعفرزاده خدمات رایگان پزشکی به مردم دادند.بیشتر مراجعه‌کنندگان به مرکز زنان و کودکان بودند.
خانم حلمی می‌گوید: شناسایی نیازمندان بخشی از کار گروه جهادی ما‌ست. خانه‌به‌خانه سر می‌زنیم و پس‌از شناسایی نیاز‌ها مثل تأمین دارو، جهیزیه، سیسمونی و... با خیران ارتباط می‌گیریم و لوازم مورد‌نیازشان را تهیه می‌کنیم.
غلامرضا بصیری‌پور ۲۶ سال است که در «مؤسسه خیریه حمایت از بیماران آسیب‌پذیر طوس» خدمت می‌کند. تعریف می‌کند: این مجموعه روز اول، کارش را با بیست‌نفر آغاز کرد و اکنون ۱۴۰۰ نفر از خیران با این مؤسسه در ارتباط هستند.
این سه همسایه کاری کرده‌اند که نه‌تنها چهارشنبه‌شب‌ها بیشتر ساکنان بلوک ۳۴ را دور هم جمع می‌کنند، بلکه همراهی سایر ساکنان محله را هم درشهرک ابرارجلب کرده و دست ۱۲ خانواده نیازمند را با کمک‌های مردمی گرفته‌اند.
یکی از گسترده‌ترین طرح‌های جهادی سلامت در محله شهیدقربانی اجرا شد. در این طرح، گروه‌های جهادی با استقرار سه یونیت دندان‌پزشکی و گردهم‌آوردن چند دندان‌پزشک و پزشک عمومی افرادکم‌برخوردار را درمان کردند.
در سومین مرحله از طرح خدمات دندان‌پزشکی با همکاری قرارگاه جهادی مهرورزان، شورای اجتماعی محله تلگرد و مرکز نیکوکاری احسان‌الرضا (ع) بیش‌از دویست‌نفر مراجعه کرده و از خدمات مختلفی که برایشان در نظر گرفته شده است، استفاده کرده‌اند.
عمو نعمت که صبح‌ها عصازنان از خانه بیرون می‌زند، فقط و فقط به کارتن‌هایی دل خوش دارد که از مغازه‌های محله جمع می‌کند تا بعد آنها را ببرد آخر محله بهمن و به ضایعاتی بفروشد.