کد خبر: ۱۴۵۴۵
۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
روزگاری برای عبور و مرور در محله قائم(عج) باید باج می‌دادیم!

روزگاری برای عبور و مرور در محله قائم(عج) باید باج می‌دادیم!

سیدهاشم حسینی نزدیک به ۵۰‌سال است که در خیابان قائم‌۱۳ سکونت دارد. آقاسید در این سال‌ها آبادانی محله‌اش را به چشم دیده و حتی در برخی موارد آستین همت بالا زده است. او روزگاری را به‌خاطر دارد که برای عبور‌و‌مرور امن باید باج می‌دادند.

تاریخ بعضی محلات را شاید نتوان در کتاب‌ها پیدا کرد، اما در خاطر قدیمی‌هایش هنوز نشان از گذشته محله یافت می‌شود. سیدهاشم حسینی تاریخ شفاهی محله قائم(عج) است؛ او متولد و بزرگ‌شده روستای سربرج است. از کودکی به‌همراه بزرگ‌ترهایش لبنیات، میوه و محصولات باغشان را برای مسافرخانه پدربزرگش که نزدیک باب‌الجواد (ع) امروزی قرار داشت، می‌بردند. در شانزده‌سالگی تصمیم گرفت در خانه‌ای که پدرش در قائم‌۱۳ ساخته بود، ساکن شود.

او بعد ازدواجش هم در محله قائم (عج) در منطقه ۷ ماند و حالا نزدیک به ۵۰‌سال است که در این خیابان سکونت دارد. آقاسید در این سال‌ها رشد و آبادانی محله‌اش را به چشم دیده و حتی در برخی موارد آستین همت بالا زده و کوشیده است در سرعت‌بخشی به این روند مؤثر باشد.

سال‌۷۲ پدرم از قائم‌۱۳به نبش قائم ۲/ ۳۲ نقل مکان کرد. روزی که قرار بود برای پی‌ریزی خانه گودبرداری کنند، لودر، سیم کابل تلفن را قطع کرد. اداره مخابرات، ما را رقم بالایی جریمه کرد. این در‌حالی بود که زمین را پدرم با ۲ میلیون‌تومان خریده بود. کلی دوندگی و تلاش کردیم تا این جریمه کاهش پیدا کرد.

 

آبادی با پیگیری‌های فراوان به محله  قائم(عج) آمد

آن زمان از روستای سربرج، لبنیات برای فروش می‌آوردیم. بدترین قسمت راه، از اول خلج تا انتهای پروین اعتصامی امروز بود؛ داخل کال، گروهی از معتادان از عبوری‌ها اخاذی می‌کردند. یک‌بار به‌همراه چند‌نفر در‌حال عبور از آن محل بودیم که معتادان از کال بالا آمدند و خواستند ما را تلکه کنند؛ به‌سختی توانستیم با دادن خوراکی آنها را قانع کنیم تا دست از سرمان بردارند.

 

آبادی با پیگیری‌های فراوان به محله  قائم(عج) آمد

بیشتر از ۱۰‌سال است که در مسجد امام‌حسین (ع) بین قائم‌۳۸ و ۴۰ فعالیت دارم. حدود ۶سالی هم هست که عضو هیئت‌امنای این مسجد شدم. شب‌های ماه مبارک رمضان در این مسجد، سفره افطاری ساده برپاست و تلاش کرده‌ام در این برنامه‌ها هر‌کمکی از دستم برمی‌آید، انجام بدهم.

 

آبادی با پیگیری‌های فراوان به محله  قائم(عج) آمد

در این سال‌ها برای آباد‌شدن محله تلاش کرده‌ام؛ برای گذاشتن چراغ راهنمایی در تقاطع خیابان قائم مهدی (عج) خیلی پیگیری کردم. در این تقاطع، تصادف‌های زیادی رخ می‌داد. با تلاش زیاد توانستم اداره راهنمایی و رانندگی را قانع کنم که برایمان چراغ راهنمایی نصب کنند.

 

آبادی با پیگیری‌های فراوان به محله  قائم(عج) آمد

در کودکی وقتی از روستایمان به اول خیابان قائم (عج) می‌رسیدم، فردی ناشنوا که نزدیک جاده زندگی می‌کرد، کمک می‌کرد از خیابان عبور کنم. مادرم هر‌بار که راهی شهر می‌شدم، برای او یک ظرف شیر، چند‌کیلو سیب‌زمینی و میوه همراهم می‌فرستاد.

 

آبادی با پیگیری‌های فراوان به محله  قائم(عج) آمد

از سال‌۱۳۷۵ کاسب محله قائم (عج) هستم. هر فردی که برای رهن‌کردن منزل سراغم می‌آمد، قانعش می‌کردم هر‌چه پس‌انداز دارد، وسط بگذارد تا بتوانم برایش خانه‌ای بخرم. یکی از دوستانم که حالا فوت کرده است، همان سال‌ها پیشم آمده بود تا با ۱۳‌میلیون پول پیش، برایش خانه‌ای رهن کنم. چون به هم اعتماد داشتیم، می‌دانست سرش کلاه نمی‌رود. با پس‌اندازش توانستیم با ۲۲‌میلیون، خانه‌ای برایش بخریم.

 

* این گزارش سه‌شنبه ۸ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۶ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام