کد خبر: ۱۴۶۱۶
۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۴
چکیده خاطرات۷۰ ساله جواد خسرومنش،  از محله کوی دکترا

چکیده خاطرات۷۰ ساله جواد خسرومنش، از محله کوی دکترا

جواد خسرومنش نزدیک به ۷۰سال است که در محله کوی دکترا زندگی می‌کند. زمانی‌که خانواده‌اش به اینجا آمدند، محله هنوز شکل امروزی را نداشت؛ در هر کوچه بیش‌از سه‌چهار خانه دیده نمی‌شد و اطراف آنها زمین‌های باز و بایر به چشم می‌خورد.

جواد خسرومنش نزدیک به ۷۰سال است که در محله کوی دکترا زندگی می‌کند. زمانی‌که خانواده‌اش به اینجا آمدند، محله هنوز شکل امروزی را نداشت؛ در هر کوچه بیش‌از سه‌چهار خانه دیده نمی‌شد و اطراف آنها زمین‌های باز و بایر به چشم می‌خورد.

او از همان سال‌ها شاهد شکل‌گیری بسیاری از ساختار‌های محله بوده است؛ از ساخت مسجد قائم (عج) که خودش نیز در ساخت آن سهمی داشته، تا روز‌هایی که همراه دوستانش در کال قره‌خان آب‌تنی می‌کردند. بسیاری از خاطرات نوجوانی، جوانی و سال‌های میان‌سالی او در همین کوچه‌ها و میان همین همسایه‌ها شکل گرفته است.

امروز جواد‌آقا از چهره‌های شناخته‌شده و معتمدان محله به شمار می‌رود. هرجا در کوچه‌ها و خیابان‌های کوی دکترا قدم بزند، اهالی با او سلام و احوالپرسی می‌کنند؛ گویی بخشی از حافظه زنده این محله است.

کال قره‌خان در محل فعلی بوستان خطی خیابان قائم (عج) قرار داشت. تابستان‌ها هرجا عمق آب کمتر می‌شد، با سنگ مسیر آب را می‌بستیم و حوضچه‌ای درست می‌کردیم تا در آن آب‌تنی کنیم. با گسترش شهر روی کال را پوشاندند و سال‌هاست به بوستان خطی تبدیل شده است.

 

پای صحبت‌های جواد خسرومنش، از ۷۰ سال زندگی در محله کوی دکتری

سال ۱۳۴۸ ازدواج کردم. پدرم خانه‌ای نزدیک کال را در‌اختیار ما گذاشت. در حیاط آن خانه درخت توتی بود که پدرم خودش کاشته بود. بخشی از زمین در حریم کال قرار گرفت و درخت توت بیرون از محدوده ملک ماند. حالا سال‌هاست که رهگذران و اهالی محله از توت‌های همین درخت استفاده می‌کنند.

 

پای صحبت‌های جواد خسرومنش، از ۷۰ سال زندگی در محله کوی دکتری

خانه‌ای سرنبش خیابان ابومسلم۱۸ متعلق‌به پدرم بود و در آن اسطبل اسب و آغل گوسفند داشتیم. پدرم هر‌سال یک جفت بره، می‌خرید و مسئولیت پروار‌کردنشان با من بود. هرروز گوسفند‌ها را تا ابتدای خیابان احمدآباد می‌بردم تا علوفه بخورند.

 

پای صحبت‌های جواد خسرومنش، از ۷۰ سال زندگی در محله کوی دکتری

مسجد قائم (عج) در سال‌۱۳۳۷ به همت پدرم و تعدادی از خیران محله ساخته شد. آنها زمین مسجد را از آستان قدس رضوی گرفتند. آن زمان من ۱۰‌سال داشتم و در ساخت مسجد شاگرد بنّا بودم و آجر و سیمان به دست استادکار‌ها می‌دادم. بعد‌ها همین مسیر را ادامه دادم و توانستم معمار پایه یک تجربی شوم.

 

پای صحبت‌های جواد خسرومنش، از ۷۰ سال زندگی در محله کوی دکتری

حدود ۱۰‌سال بعد از ساخت مسجد، امام جماعت مسجد گفت فضای کافی برای بانوان نداریم و باید قبل از شروع ماه رمضان بالکن مسجد آماده شود. من هم که آن زمان جوان بودم، با کمک پسرعموهایم که موزاییک‌ها را برایم می‌آوردند، در مدت ۳ ساعت این فضای ۳۰ متری را موزاییک‌کاری کردم.

 

پای صحبت‌های جواد خسرومنش، از ۷۰ سال زندگی در محله کوی دکتری

پایگاه مقاومت بسیج شهید‌آیت در زمان جنگ تحمیلی محل اعزام رزمندگان محله به جبهه بود. من هم چند بار از همین جا اتوبوس را پر از کنسرو و مواد غذایی کردم و برای رزمندگان به اهواز بردم.

 

* این گزارش شنبه ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۶ شهرآرامحله منطقه ۱ و ۲ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام