کد خبر: ۱۵۳۷۴
۱۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶
محله گردی

بولوار هاشمیه؛ از بیابانی ترسناک تا خیابانی لوکس

رمضانعلی هراتی می‌گوید: هاشمیه آن‌قدر بیابانی بود که غروب‌ها از ترس حیوانات وحشی، از خانه بیرون نمی‌آمدیم. برای رسیدن به مرکز شهر، باید نزدیک کارخانه کوکا می‌رفتیم تا از آنجا سوار وسیله نقلیه شویم.

هاشمیه بدون رفت‌وآمد‌های امروزی‌اش، برج‌های بلند و مراکز تجاری پُررنگ‌و‌لعابش، در دهه‌ها قبل چه سروشکلی در شهر داشته است؟ شاید هیاهوی رفت‌وآمد‌ها بین ساخت‌وساز‌های نوین در بولوار هاشمیه و نورپردازی‌ها و پل‌ها و طراحی‌های جدید که نماد‌های مدرنیته هستند، کمتر ما را به واقعیت گذشته اینجا سوق بدهد. برای اینکه بدانیم در این بخش از حاشیه شهر، یعنی قبل از اینکه نشانه‌های مدرن شهری در هاشمیه، چشم‌ها را به سمت خود بکشاند، زندگی چه شکلی داشته است، باید به حدود چهار دهه پیش سفر کنیم.

این بولوار در حال حاضر، از حاشیه بولوار وکیل‌آباد با طول حدود ۳.۸ کیلومتر تا ارتفاعات جنوبی شهر امتداد یافته و با توسعه شهری و ساخت یک پل روگذر به سیدرضی متصل شده است. این پل روگذر، اولین تقاطع غیرهمسطح پروژه قطارشهری مشهد است که در ششم بهمن ۱۳۸۰ افتتاح شد.

به‌مناسبت افتتاح بولوار هاشمیه در هجدهم شهریورماه ۱۳۷۲ در زمان شهرداری سیدعباس امیری‌پور پای صحبت‌های ساکنان اولیه و قدیمی این بولوار نشستیم که حرف‌هایی شنیدنی دارند.

 

کال هاشمیه

 

کارگر‌ها از ترس فرار کردند

چند دهه به عقب برمی‌گردیم؛ زمانی‌که هاشمیه بیشتر از آنکه شبیه یک بولوار شهری باشد، با باغ‌های انگور، زمین‌های کشاورزی و بیابان شناخته می‌شد. رمضان‌علی هراتی، متولد ۱۳۳۹ از سکونتش در هاشمیه که به ۴۲ سال پیش برمی‌گردد، می‌گوید: آن سال‌ها، اینجا بیشتر به یک روستای دورافتاده شبیه بود تا شهر. دورتادور خانه ما در هاشمیه‌۴۴ فعلی، پر از باغ انگور بود؛ یکی از همین باغ‌ها، در محدوده‌ای قرار داشت که امروز بانک پاسارگاد در آن ساخته شده است.

این شهروند با بیان اینکه حتی رفت‌وآمد هم در هاشمیه، شکل امروزی را نداشت، اضافه می‌کند: ماشین چندانی در این محدوده دیده نمی‌شد و برای رسیدن به مرکز شهر، باید نزدیک کارخانه کوکا می‌رفتیم تا از آنجا سوار وسیله نقلیه شویم. کال بزرگی اینجا بود که هیچ پوششی نداشت. آن‌قدر عمیق و خطرناک بود که حتی یک‌بار شاهد بودم یک ماشین داخلش سقوط کرد. هنوز هم این کال وجود دارد، ولی از وقتی بولوار احداث شد، روی آن پوشیده شده است. خلاصه که آن‌قدر اینجا بیابانی بود که غروب‌ها از ترس حیوانات وحشی، از خانه بیرون نمی‌آمدیم.

هراتی خاطره‌ای هم به‌یاد می‌آورد و تعریف می‌کند: من برای ساخت‌وساز زمینم، کارگر از فلکه ضد آورده بودم. وقتی کارگر‌ها به زمینم رسیدند، گفتند ما اینجا کار نمی‌کنیم و از ترسشان برگشتند.

 

محله گردی

 

مادرم می‌ترسید ما را گرگ بخورد

نصرت حشمتی هم درحالی‌که لبخندی به گوشه لبش می‌نشیند، از خاطرات چهار دهه پیش می‌گوید: مادرم از همسرم گله می‌کرد که چرا دخترم و بچه‌هایش را به این بیابان برده‌ای. مادرم خیلی دلهره داشت و همیشه می‌گفت می‌ترسم بچه‌های تو را گرگ بخورد. واقعا اینجا نه امکاناتی بود، نه مغازه‌ای، نه حمامی. اگر می‌خواستیم بچه‌ها را حمام ببریم، باید تا آب و برق می‌رفتیم. برای آب آشامیدنی هم چند چهارراه پایین‌تر می‌رفتیم؛ آن حوالی خانه یک پزشک بود که از آنجا دبه‌های آب را پُر می‌کردیم.

با‌این‌حال، همین سال‌های سخت، خاطراتی هم برای آنها به جا گذاشته است. خانم حشمتی می‌گوید: آب را با دبه تأمین می‌کردیم و گاز شهری را با کپسول. یکی از همسایه‌ها، حمامی گوشه حیاط خانه‌اش ساخته بود، گاهی زنبیلمان را برمی‌داشتیم و به خانه همسایه می‌رفتیم. صاحب‌خانه آبگرمکن را روشن می‌کرد تا آب گرم شود و ما بتوانیم حمام کنیم.

او از روز‌هایی یاد می‌کند که همسایه‌ها گرچه امکانات شهری کمی داشتند، همدل بودند. در خانه‌ای دور هم جمع می‌شدند و زعفران پاک و بسته‌بندی می‌کردند. زن‌ها سینی‌های بزرگ زعفران را می‌گذاشتند، گل‌ها را جدا می‌کردند و در جعبه‌های کوچک می‌ریختند.

محله گردی

 

می‌گفتند آینده‌اش خوب است

حسین حاجی‌فروغی، از ساکنان قدیمی محله هاشمیه و عضو شورای اجتماعی این محله، طی چهار دهه زندگی‌اش در این بخش از شهر، سختی‌های بسیاری را تجربه کرده است. او تعریف می‌کند: ما اولین خانه در هاشمیه یک بودیم. من خانه ویلایی دویست‌و‌پنجاه‌متری‌ام را که سرِ دو نبش بود، فروختم و آمدم اینجا یک قطعه زمین صدو‌شصت‌متری خریدم. همه‌جا خاکی بود. سال ۱۳۷۲ هنوز اینجا نه آب داشتیم، نه برق و نه گاز، ولی می‌گفتند آینده‌اش خوب است.

او صحبتش را ادامه می‌دهد که «تا زمانی‌که بتوانم زمین را بسازم، خانه‌ای در هنرستان اجاره کرده بودم و آنجا ساکن شده بودیم. هنرستان تقریبا آبادتر از هاشمیه بود. آن سال‌ها، هرازگاهی شاهد تصادف و تلفات جانی در هاشمیه بودیم که خیلی وحشتناک بود، چون نه دوربرگردان استاندارد داشت و نه زیرساخت‌های ایمن. حتی برای پیداکردن نانوایی مشکل داشتیم و هرکسی به من می‌رسید، به شوخی می‌گفت جا پیدا نکردی که رفتی هاشمیه! راستش الان اینجا قیمت پیدا کرده است؛ آن سال‌ها فقط سختی بود.»‌

یکی از همسایه‌ها، حمامی گوشه حیاط خانه‌اش ساخته بود، گاهی زنبیلمان را برمی‌داشتیم و به خانه همسایه می‌رفتیم

حاجی‌فروغی، عضو شورای اجتماعی محله هاشمیه، درباره شکل‌گیری تدریجی اینجا می‌گوید: برخی اراضی را به فرهنگیان و کارمندان آموزش‌وپروش واگذار کردند که همین اتفاق باعث شد زمین‌های بایر، تغییر کاربری بدهند. اما روند آبادانی هاشمیه، کند پیش رفت. چون حدود ۱۰ سال زمان صرف شد تا با پیگیری‌های ساکنان و مشارکتشان در تأمین هزینه‌های آسفالت و دریافت امتیاز انشعابات آب و گاز، شرایط منطقه به ثبات نسبی برسد. تقریبا از ابتدای دهه ۸۰، ساخت‌وساز‌ها رونق گرفت و اوضاع بهتر شد.

 

پیش از تاریکی برمی‌گشتیم خانه

اعظم کاشانی، از ساکنان قدیمی این محدوده، با اشاره به تغییرات چشمگیر محله هاشمیه از ابتدای دهه۷۰ تا امروز می‌گوید: در کوچه‌های زوج هاشمیه امروزی (۲، ۴، ۶، ۸ و ۱۰)، فضایی ویلایی و باغ‌گونه با مساحت‌های زیاد وجود داشت. بیشتر زمین‌ها ۲ هزارو ۵۰۰ مترمربع مساحت داشتند.

او خاطراتش را مرور می‌کند و به یاد می‌آورد که «سال ۷۰ همسایه‌مان، آقای محکی، در هاشمیه ۶ می‌نشست و خبر داشت همسرم به‌واسطه شغلش به شهرستان رفت‌وآمد دارد. چون منطقه به‌دلیل حیوانات وحشی ناامن بود، او همیشه به من تأکید می‌کرد که برای حفظ امنیت هر جا می‌روید، تا قبل از تاریکی هوا برگردید تا مشکلی برایتان پیش نیاید.»

 

زمینِ گران امروز، فروخته نمی‌شد

کاشانی به یاد می‌آورد همسایه‌شان با چه روشی توانست زمینش را به پول تبدیل کند و از آن منطقه برود. او می‌گوید: آقای محکی قطعه زمین ۲ هزار مترمربعی را که در سال ۶۸ خریده بود، با رفت‌وآمد به شهرداری، به چهار قطعه تقسیم کرد تا بتواند بفروشد. وقتی زمین‌ها را فروخت آن‌قدر خوشحال بود که در پوست خودش نمی‌گنجید. قیمت‌های حالا را با گذشته اصلا نمی‌توان مقایسه کرد.

این شهروند بیان می‌کند: آن موقع که پسرم می‌آمد در بولوار خاکی، گل‌کوچک بازی کند، حدود سال‌۱۳۷۰، بولوار هاشمیه مسیری کاملا خاکی بود و از ابتدای بولوار هاشمیه فعلی (از سمت وکیل آباد) تا میدان جهان‌پهلوان (میدان اول)، تنها یک مغازه وجود داشت. تازه داشتند ساخت آیلند وسط را آغاز می‌کردند. در آن سال‌ها، خبری از سازه‌های بلند و متراکم نبود و همه خانه‌ها به‌صورت باغ‌های وسیع با مساحت‌های ۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰‌مترمربع بودند و کم‌کم به آپارتمان و برج تبدیل شدند.

 

منبع عکس‌ها: مرکز اسناد شهرداری مشهد

* این گزارش چهارشنبه ۱۸ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۵ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام