آثار نقاشی کدام استادان در حرم امام رضا(ع) نقش بسته است؟
در میان نامهایی که در تاریخ هنر حرم مطهر امام رضا (ع) باقی مانده، بعضی چنان در گذر زمان کمرنگ شدهاند که امروز شاید کمتر کسی بداند چه بخشی از این بارگاه، روزگاری حاصل کار دست آنان بوده است. با این حال، اسناد آستان قدس رضوی نشان میدهد نقاشی در حرم تنها یک کار فرعی و محدود به رنگآمیزی دیوارها نبوده است. نقاشان، از پوشاندن ساده سطوح و درگاهها گرفته تا اجرای نقوش رنگین، تذهیب، نقاشی روی سنگ و در دورههای متأخرتر نقاشی پشت آینه، در بخشهای مختلف بنا حضور داشتهاند.
ارزیابی هنر نقاشان به دست معماران و زرگران
اسناد آستان قدس تصویری جالب از ساختار کاری نقاشان به دست میدهند. این گروه از هنرمندان معمولا زیر نظر معمارباشی فعالیت میکردند، مشخصات کار و میزان دستمزد را از او دریافت میکردند و پس از تأیید او دستمزدشان پرداخت میشد. حتی برای برآورد برخی نقاشیهای نفیس، از استادان زرگر کمک گرفته میشد؛ موضوعی که نشان میدهد در بعضی پروژهها، ارزشگذاری کار نقاش به اندازهای تخصصی بوده که نیازمند ارزیابی هنرمندان رشتههای وابسته بوده است.
کار نقاشی در مقیاسهای بزرگ نیز نیروی انسانی قابل توجهی میخواست. برای برخی کارهای گسترده و ساده، چند استادکار و شمار زیادی شاگرد و کارگر در یک محل مشغول میشدند. در نتیجه، پشت یک سطح نقاشیشده که شاید امروز تنها یک آرایه ساده به نظر برسد، شبکهای از استاد، شاگرد و کارگر قرار داشته است.
علاوه بر این اسناد تعمیرات حرم هم حتی از موادی، چون طلا، طلای کهنه، آستر مطلا، سرنج، سفیداب، زنگار و لاجورد نام میبرند؛ موادی که نشان میدهد بخشی از این فعالیتها با تکنیکهای ظریف و پرهزینه انجام میشده است. البته بسیاری از اصطلاحات فنی این اسناد امروز ناشناخته یا مهجورند و نمیتوان با قطعیت درباره همه شیوههای اجرایی آنها داوری کرد. آنچه روشن است، این است که نقاشی در حرم رضوی هنری وابسته به یک دوره یا یک شیوه مشخص نبوده و در طول چند قرن، شکلهای گوناگونی پیدا کرده است.
در ادامه به معرفی برخی از نقاشان و هنرمندانی میپردازیم که نام آنان در این اسناد ذکر شده است.
آقا حسن؛ نخستین نام شناختهشده
یکی از قدیمیترین هنرمندانی که بهطور مشخص با نقاشی در حرم مطهر پیوند خورده، آقا حسن نقاش هراتی است. قاضی احمد منشی قمی در گلستان هنر او را نقاشی از هرات و از هنرمندان برجسته روزگار خود معرفی میکند و مینویسد که به دستور محمدخان شرفالدین تکلو، حاکم خراسان، در میانه قرن دهم هجری، داخل روضه منوره را نقاشی کرد. این گزارش نشان میدهد در این قرن، نقاشی هنوز یکی از شیوههای فعال تزیین فضای داخلی حرم بوده است.
آقا حسن حتی نشانی هم از خود در این فضا به جا گذاشت. بر اساس روایت قاضی احمد، بیتی در ارتباط با نام او و ارادتش به امام رضا (ع) در برابر ضریح و بر فراز محراب نوشته شد: «حسن به گرد درت گشته بر طریق طواف / تو کعبهوار همه حاجتش روا کرده». همین امضا، نام یک نقاش را از میان انبوه هنرمندانی که در طول تاریخ در ساخت و آرایش حرم مشارکت داشتهاند، به امروز رسانده است.
نقاشان عصر افشار؛ از طلاکاری تا آرایههای بنا
در دوره افشاری نیز نام نقاشان در اسناد تعمیر و تزیین حرم دیده میشود. اسماعیلخان اصفهانی از جمله هنرمندانی بود که اجرای نقاشیهای نفیس و طلاکاری داخل حرم به او سپرده شد. در این دوره، کار نقاش صرفا کشیدن نقش بر سطح دیوار نبود؛ رنگ، طلا و تذهیب در کنار یکدیگر قرار میگرفتند و برای آرایش فضاهایی که اهمیت بیشتری داشتند به کار میرفتند.
محمد صالحبیگ و اسماعیلبیگ نقاش نیز از دیگر هنرمندان این دوره بودند که نامشان در ارتباط با تعمیر و تزیین بخشهایی همچون دارالسیاده و دارالحفاظ آمده است. گاهی کار به صورت مشترک میان آنها تقسیم میشد و گاهی هر یک به تنهایی مسئول اجرای بخشی از پروژه بودند. گستردگی چنین کارهایی باعث میشد نقاش اصلی تنها نباشد و از استادکاران و شاگردان نیز کمک بگیرد.
محمدباقر مذهبباشی؛ هنرمندی میان نقاشی و تذهیب
در دوره قاجار، اسناد نام محمدباقر مذهبباشی را در میان هنرمندان مرتبط با آستان قدس ثبت کردهاند. عنوان «مذهبباشی» خود نشان میدهد که فعالیت او در محدوده تذهیب و آرایههای ظریف هنری قرار داشته است؛ حوزهای که در فضای حرم از نقاشی جدا نبود و رنگ، طلا، نقش و خط در بسیاری از آثار در کنار هم قرار میگرفتند.
از محمدباقر مذهبباشی تنها ردپای فعالیت او در اسناد آستان قدس باقی نمانده است. آثاری از او در مجموعههای هنری خارج از حرم نیز شناخته شدهاند و نمونههایی از کارهای لاکی او در مجموعه آثار ناصر خلیلی نگهداری میشود. همین آثار نشان میدهد که فعالیت او را نمیتوان تنها به کارهای ساختمانی و مرمتی حرم محدود کرد و با هنرمندی روبهرو هستیم که در هنرهای تزیینی ظریف نیز فعالیت داشته است.
سید محمدرضا و گلومرغ پشت آینه
یکی دیگر از نامهای دوره قاجار سید محمدرضا نقاش است؛ هنرمندی که در سالهای پایانی عمر خود به مشهد آمد و در تزیینات آینهکاری حرم مشارکت داشت. از ویژگیهای قابل توجه کار او، اجرای نقاشی گلومرغ در میان آینهکاریهای داخل مرقد مطهر است؛ آثاری که با امضای «یا امام رضا» همراه شده بودند.
ورود نقاشی گلومرغ به فضای آینهکاری، نمونهای از همان تغییری است که در دوره قاجار در شیوه حضور نقاشی در حرم اتفاق افتاد. نقاشی دیگر الزاما یک دیوار کامل را در اختیار نداشت؛ بلکه میتوانست در کنار آینه، گچ، چوب و دیگر عناصر تزیینی بنشیند و جزئی از یک ترکیب پیچیدهتر باشد.
میرزا حسین؛ نقاشباشی آستانه
در میان هنرمندان دوره متأخر قاجار، میرزا حسین نقاشباشی جایگاه مشخصتری دارد. سند حکم نقاشباشی و مذهبباشی او در آستان قدس رضوی باقی مانده و نامش در کتیبههای حجرههای صحن انقلاب نیز دیده میشود. در این کتیبهها، نام او با صورتهایی مانند «حسین الموسوی نقاشباشی آستانه مبارکه»، «میرزا حسین نقاشباشی» و «حسین النقاشباشی» آمده است.
نکته مهم درباره این کتیبهها آن است که نام نقاشباشی در کنار نام کتیبهنویس، منبتکار و معمارباشی قرار گرفته است. این همنشینی به خوبی نشان میدهد که آرایهپردازی حرم کاری گروهی بوده و نتیجه نهایی، حاصل همکاری چندین تخصص هنری و فنی بوده است. از میرزا حسین همچنین اثری در یک کتیبه از حجرههای صحن نو باقی مانده که در آن نام «حسین الموسوی نقاشباشی آستانه» در کنار نام محمد موسوی صنیعالتولیه ثبت شده است. نام حسین الموسوی البته تنها به فضای حرم محدود نمیماند.
یک نمونه جالب از فعالیت او در خارج از مجموعه معماری حرم، به روزنامه مشهدی «ادب» مربوط است؛ کاریکاتوری که در سال ۱۳۲۰ قمری منتشر شد و با نام حسین الموسوی، نقاشباشی آستان قدس رضوی، همراه بود. این نمونه نشان میدهد که دامنه فعالیت هنرمندی با این عنوان میتوانست از تزیینات معماری فراتر رود.

هنرنمایی مرحوم رضوان درحرمرضوی
محمدحسن رضوان؛ پیوند سنت و روزگار جدید
با دگرگونی ساختار اداری آستان قدس در دوره پهلوی دوم، عنوان رسمی نقاشباشی دیگر ادامه پیدا نکرد. اما این به معنای پایان حضور هنرمندان نقاش و طراح در حرم نبود. محمدحسن بیوکی، معروف به رضوان، از چهرههای شاخص این دوره بود؛ هنرمندی که در خوشنویسی، طراحی نقوش سنتی، تذهیب، نقاشی و معرق فعالیت داشت و آثار فراوانی از او در مجموعه آستان قدس باقی مانده است.
منابع موجود او را هنرمندی چندوجهی معرفی میکنند که در کنار نقاشی و طراحی، در کتیبهنویسی نیز فعالیت گستردهای داشت. حضور چنین هنرمندانی نشان میدهد که سنت تزیین هنری حرم، حتی پس از کنار رفتن عناوین سنتی، ادامه پیدا کرد؛ تنها ساختار سفارش و شیوه فعالیت هنرمندان تغییر یافت.
* این گزارش چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۷۶ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.