رازهای نور و سایه در بوم نقاشیِ ثریا مجتهد سیستانی
طنین همتی| نقاشی تنها ثبت فرمها بر بوم نیست؛ نقاشی بیش از هر چیز «هنر دیدن» است. دنیای اطراف ما پیش از آنکه با خط و رنگ توصیف شود، با نور و سایه شکل میگیرد. نوری که از پنجره بر اشیا میتابد، سایهای که روی دیوار میافتد و تضاد میان تاریکی و روشنایی، همان چیزی است که به جهان عمق و معنا میبخشد.
برای یک هنرمند، نور فقط وسیلهای برای دیدن نیست، بلکه خود نقاشی است. سیده ثریا مجتهد سیستانی، نقاش و پژوهشگر هنر، در مسیر فعالیتهای خود بر اهمیت این عنصر حیاتی تأکید ویژهای دارد و معتقد است برای آغاز سفر هنری، هیچ چیز مهمتر از یادگیری نحوه نگاه کردن به این پدیدهها نیست.
این دغدغه درباره آموزش هنر دیدن بود که باعث شد مجتهد سیستانی کتاب «رازهای نور و سایه در هنر؛ راهنمای نوجوانان خلاق» را تألیف کند. او که متولد سال ۱۳۷۴ است و مسیر نقاشی را به شکلی پیوسته و گام به گام طی کرده، از همان دوران هنرستان وارد رشته نقاشی شد و درسش را تا مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد. اما او در تمام این دوران، یادگیری را فقط به کلاسهای دانشگاه خلاصه نکرد.
او بیرون از محیط دانشگاه هم مدام در حال سرک کشیدن به جاهای مختلف بود. از حضور در کارگاههای مدرن گرفته تا رفتن به مکتب هنر رضوان که فضایی کاملا سنتی داشت و دو ترم در آنجا به یادگیری هنر کلاسیک و سنتی پرداخت. همین رفت وآمد میان فضاهای مختلف و پرهیز از تعصب باعث شده تا آثار امروزی او زبانی کاملا ترکیبی و آزاد پیدا کنند.
کتابی برای آموزش خوب دیدن
مجتهد سیستانی که همواره به دنبال ساده سازی مفاهیم پیچیده برای مخاطبان جوان است درباره دغدغه خود در کتاب تازه تألیفش میگوید: خیلی وقتها نوجوانان میخواهند نقاشی را شروع کنند، اما با کتابها یا کلاسهایی روبه رو میشوند که پر از واژههای ثقیل و دستورالعملهای سخت است. این باعث میشود آنها خیلی زود دلسرد شوند. من سعی کردم در این کتاب، نور و سایه را از آن فضای خشک آکادمیک خارج کنم و با مثالهایی از زندگی روزمره درباره شان حرف بزنم.
در این کتاب، تلاش شده تا نوجوان به جای حفظ کردن قواعد پرسپکتیو یا ترکیب بندی، یاد بگیرد با دقت بیشتری به پیرامونش خیره شود. به نوجوان پیشنهاد میدهم با چیزهای ساده شروع کند. مثلا یک لیوان یا یک گلدان را در ساعتهای مختلف روز زیر نور پنجره بگذارد. وقتی نور تغییر میکند، سایهها هم تغییر میکنند. اگر نور از روبه رو بتابد، شکل سایه عوض میشود؛ اگر از کنار بتابد، عمق تازهای به شیء میدهد. این کتاب سعی دارد این تغییرات ساده، اما شگفت انگیز را به تجربهای لذت بخش برای هنرجو تبدیل کند.

کشف زیبایی در زندگی روزمره
این نویسنده مشهدی بار دیگر به این نکته بازمی گردد: هنر بیش از هرچیز، به معنای توجه کردن است. برای شروع نقاشی نیاز نیست حتما بهترین وسایل را داشته باشیم یا از همان ابتدا کارهای بزرگ انجام دهیم. اگر بتوانیم به یک شیء ساده، به سایه یک گلدان، به تضاد بین نور و تاریکی در کنج اتاق دقت کنیم، اولین قدم بزرگ را برداشتهایم.
به گفته او، نقاشی و کتابی که در این زمینه نوشته است، هر دو بر یک پایه استوارند؛ دعوت به دیدن و لذت بردن از کشف زیباییهای پنهان در زندگی روزمره. هنرجو باید یاد بگیرد که به جای تکرار کردن الگوهای آماده، خودش جهان را از دریچه چشمهای خودش ببیند. دیدن دقیق، پرسشگری و شجاعت تجربه کردن راههای تازه، همان چیزی است که میتواند یک نوجوان را به یک هنرمند واقعی تبدیل کند؛ هنرمندی که میتواند جهان را نه آن طور که هست، بلکه آن طور که خودش حس میکند، به تصویر بکشد.
نور و سایه، روایتی از حضور اشیا در فضا
مجتهد سیستانی درباره مفهوم نور و سایه و کتابی که در همین موضوع منتشر کرده است، میگوید: ما هر روز با نور و سایه زندگی میکنیم، اما اغلب آنها را نمیبینیم. نور و سایه همیشه حضور دارند؛ چه در تابش تند آفتاب ظهر بر دیوارهای شهر و چه در نور ملایم یک چراغ مطالعه در گوشه اتاق. تفاوت نگاه هنرمند با دیگران در همین جا آغاز میشود.
دیدن دقیق، پرسشگری و شجاعت تجربه کردن راههای تازه، همان چیزی است که میتواند یک نوجوان را به هنرمند واقعی تبدیل کند
هنرمند کسی است که یاد میگیرد این حضور همیشگی را ببیند، تحلیل کند و از آن برای خلق تصویر استفاده کند. نور و سایه، بسته به تجربه زیستی هنرمند، کارکردهای متفاوتی پیدا میکنند. برای برخی نقاشان، نور متمرکز و سایههای غلیظ، ابزاری برای ایجاد درام و هیجان است. اما ممکن است هنرمند دیگری، با نگاهی به شیوههای هنر ایرانی یا حتی سبکهای مدرن، ترجیح دهد سایهها را حذف کند و با استفاده از سطوح یکدست رنگی، جهان را از منظری دیگر روایت کند. بنابراین، نور و سایه قانون ثابتی ندارند که همیشه به یک شکل اعمال شوند. آنها بیشتر از اینکه تکنیک باشند، بیانگر نگرش هنرمند به فضا و هستی هستند.
جست وجوی خلاقانه در عناصر نقاشی
اگرچه نور و سایه نقطه شروع جذابی هستند، اما مجتهد سیستانی تأکید میکند که نقاشی در این دو محدود نمیماند. عناصر مهم دیگری مانند فرم، ترکیب بندی، بافت و رنگ هم هستند که نقاشی را میسازند. اما در نهایت، آنچه یک اثر را از یک تمرین معمولی متمایز میکند، خلاقیت و جست وجوگری هنرمند است.
او خلاقیت را فراتر از مهارت فنی میبیند: خلاقیت یعنی نترسیدن از سؤال کردن است. مثلا وقتی روی بوم کار میکنیم، از خودمان بپرسیم: آیا حتما باید از قلم مو استفاده کنم؟ اگر از تکههای روزنامه یا پارچه برای ایجاد بافت استفاده کنم چه اتفاقی میافتد؟ اگر از نخ برای کوک زدن روی صفحه استفاده کنم، اثر چه حسی پیدا میکند؟ از نظر او، هنرمند باید در زندگی روزمره جست وجوگر باشد، از بافت دیوار گرفته تا شکل چروکهای لباس، همه اینها میتوانند منبع الهام باشند. هنرجو نباید فقط به دنبال یادگیری تکنیک باشد، بلکه باید بیاموزد که چگونه از ابزارهای مختلف برای بیان احساسات شخصی اش استفاده کند.

آموزش نرم؛ از طبیعت تا بوم نقاشی
نویسنده کتاب «رازهای نور و سایه در هنر» درباره روش آموزش به نوجوانان معتقد است: باید رویکردی غیرمستقیم داشت. نباید هنرجوی جوان را وادار کرد که از همان جلسه اول، دقیقا یک مدل سخت را کپی کند. این کار خلاقیت را سرکوب میکند. آموزش درست، یعنی ایجاد محیطی که در آن نوجوان خودش کشف کند.
او پیشنهاد میدهد که مربیان، نوجوانان را به مشاهده طبیعت و محیط اطراف تشویق کنند. بچهها را باید با زیباییهای محیط آشنا کرد؛ به آنها یاد بدهیم سایه درختان روی چمن را ببینند، بافت و رنگ هم هستند که نقاشی را میسازند. اما در نهایت، آنچه یک اثر را از یک تمرین معمولی متمایز میکند، خلاقیت و جست وجوگری هنرمند است.
او خلاقیت را فراتر از مهارت فنی میبیند: خلاقیت یعنی نترسیدن از سؤال کردن است. مثلا وقتی روی بوم کار میکنیم، از خودمان بپرسیم: آیا حتما باید از قلم مو استفاده کنم؟ اگر از تکههای روزنامه یا پارچه برای ایجاد بافت استفاده کنم چه اتفاقی میافتد؟ اگر از نخ برای کوک زدن روی بوم استفاده کنم، اثر چه حسی پیدا میکند؟
از نظر او، هنرمند باید در زندگی روزمره جست وجوگر باشد؛ از بافت دیوار گرفته تا شکل چروکهای لباس، همه اینها میتوانند منبع الهام باشند. هنرجو نباید فقط به دنبال یادگیری تکنیک باشد، بلکه باید بیاموزد که چگونه از ابزارهای مختلف برای بیان احساسات شخصی اش استفاده کند.
مجتهد سیستانی درباره روش آموزش به نوجوانان معتقد است: باید رویکردی غیرمستقیم داشت. نباید هنرجوی جوان را وادار کرد که از همان جلسه اول، دقیقا یک مدل سخت را کپی کند. این کار خلاقیت را سرکوب میکند. آموزش درست، یعنی ایجاد محیطی که در آن نوجوان خودش کشف کند.
او پیشنهاد میدهد که مربیان، نوجوانان را به مشاهده طبیعت و محیط اطراف تشویق کنند. بچهها را باید با زیباییهای محیط آشنا کرد. به آنها یاد بدهیم سایه درختان روی چمن را ببینند، یا بازی رنگها روی سطح آب را تماشا کنند. هدف این است که آنها بفهمند جهان اطرافشان پر از تصویر است. این مشاهده نرم و غیرمستقیم، خیلی مؤثرتر از دستور دادنهای خشک است. مربی میتواند ابزارها و روشها را معرفی کند، اما باید به هنرجو اجازه دهد راه خودش را پیدا کند و با اشتیاق به سراغ کشف مسیرهای تازه برود.
این نقاش مشهدی بیان میکند: تجربه من جذاب است که ببینم چطور میتوانم مواد مختلف را با هم ترکیب کنم. استفاده از نخهای پشمی، کوک دوزی روی بوم یا استفاده از فرمهای ماندالا در کنار نقاشی، برایم به معنای گسترش دادن مرزهای تصویر است. وقتی نخ و پارچه وارد نقاشی میشوند، اثر فقط بصری نیست، بلکه لمس شدنی هم هست. این رویکرد به من کمک کرده است تا مرزهای سنتی نقاشی را جابه جا کنم و فضایی شخصی برای بیان درونیاتم بسازد.
* این گزارش چهارشنبه ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۸۸۲ روزنامه شهرآرا صفحه هنر چاپ شده است.