مطهره محجوری در اجتماعات شبانه نقاشی آموخت
نزدیک به دویست شب است که مطهره محجوری، دختر یازده ساله محله انقلاب، همراه خانواده اش به اجتماعات شبانه میرود. شبهایی که برای او فقط به پرچم گردانی و حضور در کنار بزرگ ترها نگذشته است. میان رفت وآمد آدمها و حال وهوای این دورهمیهای شبانه، مدادرنگیها جای ویژهای در شبهای مطهره باز کردهاند تا او علاقه اش به نقاشی را جدیتر بگیرد.
بعد از گذشت این شبها او در کنار کشیدن طرحهای رنگارنگ، بافت دست بند را هم در همان اجتماعات یاد گرفته است. دست بندهایی که گاهی به دوستانش هدیه میدهد و گاهی هم آموزش بافتنش را به دوستانش پیشکش میکند. برای مطهره، این شبها فقط قصه کنار هم بودن نیست؛ قصه پیدا کردن علاقهها هم است.
-شبهای اولی که به اجتماع میرفتی، چه کارهایی انجام میدادی؟
در کنار بزرگ ترها بودم و فقط پلاکارد یا پرچم به دست میگرفتم. در شبهای بعد، با ادامه این اجتماعات، از طرف مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) و پایگاه بسیج، فضایی برای بچهها ایجاد شد تا بتوانند در آنجا فعالیت کنند.
-با این کار زمینه چه فعالیتهایی ایجاد شد؟
نقاشی، سفالگری، خطاطی و سرودخوانی، مطالعه کتاب و... مسئولان اجتماعات به بچههایی که فعال هستند امتیاز میدهند و جوایزی را برای این موضوع در نظر گرفتهاند.
-از چه زمانی متوجه علاقه ات به نقاشی شدی؟
از ماه خرداد در فضایی که برای بچهها ایجاد شده بود، وسایل نقاشی مانند مدادرنگی، ورق نقاشی و... گذاشتند. از قبل هم به نقاشی علاقه داشتم و در خانه تمرین میکردم. در اجتماعات شبانه، دخترانی حضور دارند که به صورت حرفهای نقاشی میکشند. آنها هنرشان را به صورت رایگان به ما آموزش میدهند.
-از چه تکنیکی برای نقاشی استفاده میکنی؟
آن اول که شروع کردم، طرحهای ابتدایی را با مداد میکشیدم. در ماههای بعد، وقتی کارم پیشرفت کرد، نقاشی با مدادرنگی را یاد گرفتم.
-واکنش خانواده ات وقتی اولین نقاشی ات را دیدند، چه بود؟
پدر و مادرم از اینکه توانسته بودم در کنار حضورم در اجتماعات شبانه، به چیزی که به آن علاقه دارم بپردازم، خوشحال شدند. آنها تشویقم کردند تا با تمرکز بر آنچه دوست دارم، مسیر پیشرفت را طی کنم. وقتی علاقه و پشتکارم را دیدند، به دنبال مربی و کلاس در آموزشگاه گشتند و من را در دورههای پیشرفته سیاه قلم ثبت نام کردند.
-بیشتر دوست داری چه نقاشیای بکشی؟
هر چیزی را که به عنوان مدل مقابلم بگذارند، میتوانم بکشم؛ اما دوست دارم طبیعت را روی بوم نقاشی کنم.
-چه رنگهایی را بیشتر دوست داری و در نقاشی ات استفاده میکنی؟
رنگهای روشن را بیشتر دوست دارم؛ مانند آبی، سبز و صورتی. به همین خاطر در مدادرنگی هایم این رنگها بیشتر تراشیده میشوند و زودتر تمام میشوند.
-بافت دست بند را از چه زمانی شروع کردی؟
از تابستان امسال شروع کردم. خاله و دخترخالهام کار جواهردوزی روی لباس را انجام میدهند. هر زمان که کنار آنها مینشستم، با دقت به کارهایشان نگاه میکردم. وقتی دیدند به این کار علاقه دارم، جواهردوزی و بافت دست بند را که خودشان بلد بودند، به من آموزش دادند.
-با دست بندهایی که میبافی، چه کار میکنی؟
آنها را به مناسبتهای مختلف هدیه میدهم. به هرکدام از دخترها هم که تمایل داشته باشد، بافت دست بند را آموزش میدهم.
* این گزارش سهشنبه ۲۸ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۹ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.