کد خبر: ۵۲۳۰
۳۰ مهر ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
حفظ قرآن دنیای خواهران دوقلوی محله شهید آوینی را دگرگون کرد

حفظ قرآن دنیای خواهران دوقلوی محله شهید آوینی را دگرگون کرد

آمنه، حافظ کل و حکیمه حافظ ۲۹ جزء از قرآن است او می‌گوید: از کودکی خانواده‌مان، ما را به یاد گرفتن قرآن تشویق می‌کردند. دوران مدرسه لازم دیدیم که قرآن را صحیح بخوانیم و بعد هم سراغ ترتیل رفتیم و به حفظ علاقه‌مند شدیم.

به قول خودشان ناهمسان هستند. مشابه بودنشان بیشتر در خلق‌وخویشان نمود دارد. این خواهران دوقلو متولد ۶۸ هستند؛ دخترانی که کلام خدا رنگ‌وبوی متفاوتی به دنیای جوانی‌شان داده است. محله شهید آوینی انجام دهیم. آمنه، حافظ کل و حکیمه حافظ ۲۹ جزء از قرآن است و به‌زودی او هم افتخار حافظ بودن کل قرآن را به کارنامه زندگی‌اش الصاق می‌کند. این گفت‌وگوی صمیمی را مرور کنید.

از معرفی خانواده‌تان شروع می‌کنید؟
آمنه: در خانواده‌ای معمولی و مذهبی به دنیا آمدیم. پنج خواهر و دو برادر هستیم. پدرم بازاری و مادرم خانه‌دار و به‌شدت پایبند به اعتقادات است. در شیوه تربیتی ما اصلا اجبار و تحکمی در کار نبوده، اما مقید بودن به دین در شکل‌گیری شخصیتمان خیلی موثر بوده است. از کودکی به یادگیری قرآن و تلاوت آن تشویق شده‌ایم و بعد هم همین موضوع، انگیزه ما برای حفظ کتاب خدا شد.

زندگی دخترانه شما با دیگران فرق می‌کند؟ آیا زندگی در یک خانواده سنتی و در یک محله سنتی، دلیل این تفاوت است؟
آمنه: تا تفاوت را در چه بدانیم. من فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. اینکه در پوشش و رفتار باید برخی حدود را رعایت کنیم و ساعت رفت‌وآمدمان باید با نظارت خانواده باشد یا دید آن‌ها به ورزش و هنر خیلی باز نیست، از نظر من تفاوت ناخوشایندی نبوده است.

حجاب برای شما محدودیت نداشته است؟
آمنه: اصلا. شاید سختی‌هایی داشته باشد؛ به فرض شاید در این هوا با چادر و پوشش، تحمل گرما سخت‌تر باشد، اما راهی است که خودمان با رضایت تمام انتخابش کرده‌ایم و لذتش برایمان بیشتر از دشواری بوده است.

اصلا چیزی هست که زندگی دخترانه شما را محدود کرده باشد؟
آمنه: ببینید، ما هر دو نفرمان به قول شما از این محدودیت‌ها راضی هستیم و اصلا و به هیچ عنوان سختمان نیست. شاید بعضی‌ها فکر کنند حجاب برای آن‌ها محدودیت ایجاد کرده و آنان را از خیلی از برنامه‌ها و فضا‌های تفریحی محروم کرده، اما برای ما این‌گونه نبوده است. ما با همین پوشش به پارک می‌رویم و کوه و تفریحمان هم سر جایش است.

حجاب داشتن شاید در هوای گرم، سخت باشد، اما هرگز محدودیت نیست. خاطرم هست همین یکی‌دو هفته قبل با چند نفر از دوستانم قرار کوه داشتیم که خیلی خوب و عالی انجام شد؛ البته حضور دخترانی با این تیپ و ظاهر در کوه، کمی عجیب است.

در حین راهپیمایی، پسر جوانی با تمسخر رو به ما گفت: «اشتباه آمدید؛ دعای ندبه از آن طرف است» و بعد با دوستانش به ما خندید. من فکر می‌کنم این باور غلط از اینجا شکل گرفته است که خیلی از چادری‌ها خودشان را از تفریحات معمول دور نگه داشته و به عبارت دیگر محروم کرده‌اند. آن‌ها نمی‌دانند که با کناره گیری خود، جا را برای دیگران باز می‌کنند. چرا چادری‌ها نباید جزو تماشاچیان تئاتر باشند؟ چرا حضور در کوه و طبیعت را از خودشان دریغ می‌کنند؟

چه شد که دو نفری تصمیم به حفظ قرآن گرفتید؟
آمنه: گفتم که از کودکی خانواده مان، ما را به یاد گرفتن قرآن تشویق می‌کردند. دوران مدرسه لازم دیدیم که قرآن را صحیح بخوانیم و بعد هم سراغ ترتیل رفتیم و به حفظ علاقه‌مند شدیم. بعد به این نتیجه رسیدیم که بهتر است به‌صورت جدی پیگیر موضوع باشیم و کاری کنیم که قرآن تا آخر عمر همراهمان باشد، پس سراغ حفظ رفتیم؛ البته حکیمه زودتر از من شروع کرد، اما چون بین روند حفظ فاصله انداخت، مقداری از من عقب افتاد.

حفظ قرآن را به چه شیوه‌ای آغاز کردید و چقدر طول کشید؟
آمنه: اولش در کارگاه‌های حفظ قرآنِ حرم، زیر نظر استاد شروع کردیم. توصیه می‌کنم آن‌هایی که قصد حفظ کردن را دارند، حتما در یک برنامه منظم و زیر نظر استاد آن را شروع کنند. حفظ تمام قرآن کریم برای من چهار سال زمان برد.

داشتن دو دختر حافظ قرآن برای خیلی از خانواده‌ها افتخار و آرزوست. برای خانواده شما چه احساسی را به‌دنبال داشته است؟
آمنه: بله، حتما همین‌طور است. برای خانواده ما هم این‌گونه بوده است و پدر و مادرم از اینکه دو دخترشان توفیق حافظ بودن قرآن را دارند، به خودشان می‌بالند.

من و خواهرم به‌خاطر این موضوع، قید ادامه تحصیل در دانشگاه را زدیم



حفظ کردن قرآن، شما را از دیگر برنامه‌های زندگی‌تان دور نکرد؟
آمنه: من و خواهرم به‌خاطر این موضوع، قید ادامه تحصیل در دانشگاه را زدیم؛ البته فقط درحال‌حاضر این‌طور است؛ چراکه به حافظان قرآن، تسهیلاتی برای ادامه تحصیل در زمینه علوم‌قرآنی داده می‌شود که اگر خدا بخواهد، از آن استفاده خواهیم کرد.

 دغدغه امروز خیلی از جوان‌های ما رفتن به دانشگاه و داشتن تحصیلات دانشگاهی است، در آینده پشیمان نمی‌شوید؟
آمنه: شاید سقف آرزو‌های خیلی‌هابه قول شما رفتن به دانشگاه و تحصیلات دانشگاهی باشد، ولی برای ما این‌گونه نیست. ما این موضوع را با خودمان بر مبنای حدیثی که «وقتی به یک نفر توفیق حفظ کردن عطا کردیم، نباید حسرت دیگری بر دل داشته باشد»، حل‌و‌فصل کرده‌ایم.

اکنون قرآن به‌صورت جامع و کامل در وسایلی مثل تلفن همراه به‌همراه تفسیر و ترجمه آن وجود دارد، پس چه لزومی به حفظ آیات است؟
آمنه: بستگی به این دارد که به این موضوع چطور نگاه کنیم. وقتی شما یک تلاوت معمولی از قرآن را انجام می‌دهید، تمام حواستان سمت هجی کردن می‌رود و چیز زیادی از مفهوم آن نمی‌فهمید. حالا اگر معنای آیه را بدانید و درکنار آن تفسیر را هم بلد باشید، لذت آن مضاعف می‌شود. وقتی شما قرآن را حفظ باشید، با معنی و تفسیر آن هم آشنایی پیدا می‌کنید. بعد از مدتی که بر این موضوع مسلط شدید، می‌توانید در سطوح مختلف زندگی آن را اجرا کنید. قرآن می‌تواند راهنمای خوبی برای زندگی انسان باشد. این موضوع را می‌توان از چند بعد نگریست. حفظ، گام اول برای تدبر است و بعد ترجمه و تفسیر، کمک می‌کند که وارد مرحله عمل شویم.

حکیمه: برای من هم همین‌طور بوده است. همیشه دلم می‌خواست آن‌قدر به آیه‌ها مسلط باشم که تمام استدلال‌هایم بر همین مبنی باشد. به نظرم حفظ می‌تواند کمک موثری برای پاسخ دادن همه پرسش‌ها و مشکلات با اتکا به قرآن
باشد.

حفظ قرآن چقدر به زندگی‌تان کمک کرده است؟
حکیمه: هر وقت فکر اشتباهی به سرم می‌زند، آیه‌ای از قرآن به خاطرم می‌آید و مانع از انجام آن کار می‌شود. در سختی‌ها بازهم همین آیه‌ها به دادم می‌رسند که هیچ‌چیز پایدار نیست.

فکر می‌کنید دغدغه اصلی دختر‌های نسل امروزی چیست؟
حکیمه: این کاملا واضح است که بیشتر دختران درگیر مسئله ازدواج و اشتغالشان هستند.

پس فضای مجازی، شبکه‌های اجتماعی و تیپ و ظاهر و این حرف‌ها چه می‌شود؟
حکیمه: البته به قول شما، این‌ها هم بخشی از دل‌مشغولی‌هاست، اما من فکر می‌کنم مهم‌تر از آن، همان دو موضوعی است که مطرح کردم.

دختران این دهه انگار نسبت‌به دختران دهه قبل، تکلیفشان با خودشان روشن‌تر است. جسورترند و اعتماد‌به‌نفس بیشتری دارند؟
حکیمه: این گفته را قبول دارم. این موضوع شاید به خانواده‌ای که در آن به‌دنیا آمده و بزرگ شده‌اند، برگردد. می‌شود گفت پدر و مادرهایشان نسبت‌به دهه‌های پیش، امروزی‌ترند و درنتیجه فرزندان آ‌ن‌ها نیز بیشتر با حقو‌قشان آشنا شده‌اند. تفاوتی بین دختر‌ها و جنس مخالفشان نیست و آن‌ها هم برای گرفتن حقشان کوتاه نمی‌آیند. دختران این نسل، بیشتر در اجتماع دیده می‌شوند. من فکر می‌کنم بازهم دلیلش به شرایط و رفتار خانواده‌هایشان برمی‌گردد.

ازدواج یکی از اهداف دختران این دهه نیست؟
حکیمه: نه، نیست. شاید وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی بزرگ‌تر باشد؛ چراکه اگر ازدواج موفق و خوبی داشته باشند، قطعا می‌توانند درزمینه اجتماعی رشد بهتری داشته باشند؛ البته این هم شامل همه افراد نمی‌شود.

شما خودتان با ازدواج در سن پایین موافق هستید؟
حکیمه: تا پایین، از نظر شما چه سنی باشد. من فکر می‌کنم در ابتدای جوانی به‌دلیل آسان‌پذیری جوانان، ازدواج خیلی سهل و راحت‌تر است و کنار هم قرار گرفتن و ادامه دادن به مسیرشان هم به همین شکل، اما برروی ازدواج قبل از بیست‌سالگی غالبا به‌خاطر تصمیم‌های احساسی‌ای که گرفته می‌شود، نمی‌توان خیلی حساب کرد؛ البته این‌ها که می‌گویم، کلی است و شاید دخترخانم‌هایی هم باشند که در سن پایین، بلوغ عقلی و فکری کاملی داشته باشند، با این‌همه من فکر می‌کنم بعد از بیست‌سالگی بهترین زمان برای تصمیم‌گیری ازدواج است.


مهم‌ترین تفاوت خانواده‌های نسل جدید با خانواده‌های دهه‌های گذشته چیست؟
حکیمه: ببینید در خانواده‌های سنتی، گفتگو و حرف زدن خیلی کم است. حالا این موضوع دلایل و قواعد زیادی دارد که فرصت وارد شدن به آن‌ها نیست، اما اگر موضوعی هست، نه پدر و مادر و بزرگ‌تر‌ها به آن ورود پیدا می‌کنند و نه کوچک‌تر‌ها به خود اجازه باز شدنش را می‌دهند و موضوع همان‌طور مسکوت می‌ماند، درحالی‌که در خانواده‌های نسل حاضر، گفتگو و ارتباط گرفتن و به‌عبارتی حرف زدن، راحت‌تر است و این موضوع گره خیلی از مشکلات را باز می‌کند. در نسل جدید، پدر و مادر با زبان راحت و صمیمی انتظاراتش را به فرزندش منتقل می‌کند و درمقابل، فرزند هم پاسخی مناسب می‌دهد.

اگر دست خودتان بود، دوست داشتید دهه زندگی‌تان را عوض کنید؟
آمنه: مطمئنم که حکمتی بوده است که در همین دهه به‌دنیا بیایم. کلا حسرت خوردن را دوست ندارم و به‌نظرم همینی که هست، بهترین است.
البته پاسخ روشن و صریحی که دادید، ایجاب می‌کند پرسش دیگری در این زمینه نپرسم، اما این سوال را باب کنجکاوی می‌پرسم؛ برخی دختران ما هنوز هم به‌خاطر محدودیت‌ها دوست دارند پسر باشند.

تا حالا کسی از دوستان و اطرافیان شما این آرزو را داشته است؟
آمنه: به‌نظر من، الان دختر‌ها بیشتر از اینکه گفتید، به فکر این هستند که از خودشان و حق‌وحقوقی که دارند، دفاع کنند. من هم دربین دوستانم کسی را سراغ نداشته‌ام که بخواهد گریزی از دختر بودن داشته باشد. یک دختر و زن امروزی تمام آزادی‌های اجتماعی را دارد.

شما هم برای فعالیت‌های اجتماعی، باور آمنه‌خانم را دارید؟
حکیمه: بله، اتفاقا من معتقدم که بعضی‌وقت‌ها بانوان ما باید با حجاب، حضور فعال‌تری در اجتماع داشته باشند تا این تصور از بین برود که آن‌ها افرادی منزوی و گوشه‌گیرند.

این حجاب که تا این اندازه بر آن تاکید دارید، حتما باید چادر باشد؟
 حکیمه: نه، ابدا. منظورم پوشش به حد اعتدال است. به نظر من، لباسی که شرع و عرف آن را تایید کند، مناسب است.

در پایان اگر حرفی مانده است، بگویید؟
آمنه: همه ما آدم‌ها قدرت‌ها و استعداد‌های خارق‌العاده‌ای داریم که باید به‌دنبالشان بگردیم و کشفشان کنیم و به‌کارشان گیریم و این موضوع اصلا ربطی به جنسیت ندارد.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام