حرف حاجابراهیم محدث این بود: «در این لباس پایدار میمانم تا به لباسی سفید مبدل شود.» همینطور هم شد؛ نمازهای جماعت او حدود پنجاهسال در مسجد فقیهسبزواری، طیف زیادی از نمازگزاران را جذب کرد.
محله
طلاب
محله طلاب اواخر دهه۴۰ با افزایش جمعیت طلاب دینی در مشهد، آیتالله فقیه سبزواری برای اسکان طلبهها از آستان قدس درخواست زمین کرد. مسئولان آستان قدس نیز مزرعه محرابخان همراه با مزارع اطراف را در قالب یک پلاک به ثبت رساندند و به طلاب مشهد اجاره دادند. از آن زمان این محله به کوی طلاب معروف شد.
جواد سنگونی به تمام معنا شیفته موسیقی و خوانندگی بود اما در نهایت از نوشتن و بعد مستندسازی سردرآورد تا اینکه پساز ۲۵سال خیلی اتفاقی به عشق و علاقه همیشگیاش خوانندگی بازگشت و دستاوردهای خوبی را رقم بزند.
علی دسترس میگوید: پویش «بافتنیهای گرهگشا» با حضور خانمهای محله در مساجد اجرا شد و تصور نمیکردیم تا این اندازه خانمها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که میزنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
بهروز جوانشیر پدر چهار فرزند معلول زندگیاش را مرهون لطف و کرم امام رضا (ع) میداند.
امالبنین حسینی، همسر شهید مدافع حرم علیرضا توسلی یا همان «ابوحامد» است. او میگوید: «وقتی کنارش بودم انگار روی ابرها راه میرفتم سبکبار و فارغ از دنیا میشدم.»
کوچه شهید مفتح ۶ در منطقه ۴ مزین به نام برادران شهیدمولایی است، اما به جز این دو برادر ۴ شهید دیگر نیز در این کوچه سکونت داشتند.
محمدکاظم انوری از مهاجران افغانستانی ساکن مشهد، نابغه ریاضی است و گرچه مشکلات فراوانی پیش رو داشته، دانشجویان زیادی را در دانشگاه پیام نور و فردوسی مشهد آموزش داده است.
حاج محمدعیسی عقیدهمند، واقف خیراندیش محله طلاب است. او یک روز تصمیم گرفت که خانه و مغازههای خود را وقف کند و حالا از اینکه با خدا معامله کرده، خوشحال است.
خدیجه رمضانی، بانوی کارآفرین محله طلاب است. او به دختران زیادی بافت تابلوفرش را به صورت رایگان آموزش داده و میگوید: «هر گرهی که میزنم، گرهی از زندگیام باز میشود.»
زندگی برای علیاکبر حیدری یکجور نبوده است؛ گاهی با نامه «تهدید به ترور» به سراغش میآمدند و گاهی با کیسهای پر از پول، او به خاطر اعتقاداتش تمام تلاشش را برای خدمت به مردم کرده است.
شهید محمد احسانپور سال ۸۶ به سربازی رفت. بعد از ماهها برای دو هفته مرخصی رفت و از آن روز به بعد پدر ومادرش چشم به راه بازگشت او به خانه هستند. آنها میگویند که شهادت محمد باورمان نمیشود.
کارگاه علیزاده، یکی از دهها موردی است که چراغ انگشترسازی در خیابان شهید مفتح را پرفروغ نگه داشته و نام محله طلاب را بهعنوان قطب این هنر، سر زبان هنردوستان ایرانی و خارجی انداخته است.
سیده شوکت ضیاءقریشی فارغالتحصیل رشته علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد است که موفق شده در المپیاد کشوری علومتربیتی برای دانشگاه فردوسی افتخار آفرینی کند.
ریحانه به همه همسنوسالهایش توصیه میکند درکنار درس، یک رشته ورزشی را هم دنبال کنند. چون بهجز موضوع سلامت جسم و روان، بهترین گزینه برای پرکردن اوقات فراغت، ورزش است.
کسی از راز روضههای خراجبیگم خبر ندارد. برگزاری روضه صبحهای پنجشنبه؛ نه یک بار و دو بار، بلکه ۵۲ بار در سال. یک دهه عزاداری برای سیدالشهدا (ع) را هم که اضافه کنیم، باید به حسابوکتاب اجرش غبطه خورد.
مصطفی یونسیان، قرار است قرآن را با خط نسخ ایرانی کتابت کند و این خط جایگزین شیوه خط عثمانطه در کتابت قرآن کریم شود.
حسین یزدان پناه میگوید: آخرین بار که به تیم ملی دعوت شدم، شهریور ۱۴۰۲ برای بازی استرالیا بود که باز هم مربی قبلی مانع شد، اما با حضور مربی جدید بالاخره بعد از پانزده سال، یک نفر از تیم ما به عضویت تیم ملی درآمد.
سیدمحمد محمدی سرشت میگوید: زیستن در فضایی که بزرگانی مثل فردوسی و عطار تا معاصرانی مثل مطهری، رهبر انقلاب و ... در آن زیسته اند، الهام بخش است. مشهد مستندسازخیز است؛ چون چنین عقبهای دارد.
۱۵ اردیبهشت برابر با روز بزرگداشت شیخ صدوق، دانشمند بنام علوم اسلامی و سرآمد گردآورندگان و بیانکنندههای احادیث است.
سپیدپوشان بیمارستان شهید هاشمینژاد از زمان شیوع کرونا میگویند: ما دو سال جنگ را با چشمهای خودمان دیدیم؛ لحظهلحظه مبارزه برای زندهماندن.