محله چهنو - صفحه 5

محله

چهنو

محله چهنو که از ترکیب دو کلمه «چاه» و «نو» ساخته شده است و ظاهرا نامش را از چاهی تازه‌ساز وام گرفته است، در تاریخ مشهد، بیشتر با نام کوچه‌ای در محله سرشور پیوند خورده است. با این حال شاید کمترکسی بداند که محله چهنو، اسم مزرعه‌ای بسیار قدیمی در سمت شرقی مشهد بوده که نام آن را می‌توان در بسیاری از منابع قدیمی یافت.

محله چهنو
قاسم هادیان حقیقی 77ساله و بزرگ‌شده این محله است. محله‌ای که صد سالگی‌اش را پشت سر گذاشته است. پدر او شاطر حسین هم روزی روزگاری از ریش‌سفیدان اسم و رسم‌دار این خیابان بوده و در پنجراه پایین خیابان آردفروشی داشته است. هادیان قرار است با خاطره‌گویی‌هایش ما را ببرد به سال‌های دور، به روزهایی که خبری از همهمه و شلوغی پنجراه پایین خیابان و صدای بوق خودرو‌ها نبود.
محسن خشنودی از همان دوران کودکی به مسجد موسی بن جعفر(ع) در حوالی خانه‌شان رفت و آمد داشته و بعد از مدتی هم عضو فعال بسیج این مسجد می‌شود. چیزی نمی‌گذرد که دوستان مسجدی و بسیجی هم پیدا می‌کند. دوستانی که خیلی از آن‌ها ورزشکار بودند و محسن را هم تشویق می‌کنند که همراه آن‌ها به باشگاه‌های ورزشی بیاید. محسن 10سال بیشتر نداشته که تابستان سال ١٣٩٢ پا به باشگاه رزمی فرهنگ‌سرای غدیر می‌گذارد. آن موقع قصدش تفریح و ورزش در کنار دوستانش بوده اما همان چند جلسه اول متوجه علاقه و استعدادش می‌شود و تصمیم می‌گیرد این مسیر را جدی‌تر دنبال کند.
فیلم ۲۳ نفر به کارگردانی مهدی جعفری در سال ۹۷، در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درمی‌آید، برنده سیمرغ بلورین از نگاه ملی می‌شود، بعد از آن پروانه زرین بهترین فیلم از جشنواره کودک و نوجوان و نشان کمیسیون ملی یونسکو به عنوان فیلم منتخب سال ۲۰۱۹ را دریافت می‌کند. اما چیزی که باعث می‌شود این فیلم از همان ابتدا مورد توجه قرار بگیرد، حضور سردار قاسم سلیمانی در روز اول فیلم‌برداری در پشت صحنه این فیلم است.
بازارچه اقتصاد مقاومتی و خوداشتغالی بانوان محله چهنو در مسجد شجره برگزار شده است. در این بازارچه هر چیزی که بانوان با هنر دست و مهارت خودشان درست کرده‌اند یافت می‌شود.
مؤذنی، مکبری، نوحه‌خوانی و معاون امور قرآنی بسیج، بخشی از فعالیت‌های مختلف حسین ١2ساله است، نوجوان فعال محله چهنو که از همان دوران کودکی با قرآن و قرآن‌خوانی مأنوس بوده و ادامه فعالیت‌هایش را در مسجد محله پیش گرفته است. او به‌تازگی به عنوان مؤذن در حرم مطهر هم فعالیت دارد که این را مهم‌ترین دستاورد زندگی‌اش می‌داند.
رضا عسگری انگشترساز با تجربه و سن و سال‌دار محله چهنو به دور از شلوغی و هیاهوی بازار ها و مجتمع های تجاری در دل کوچه‌پس‌کوچه‌ای آن هم در مغازه‌ای کوچک و قدیمی کنار مسجد شجره به اندازه کف دست دانه دانه انگشترهایش را با دقت و حوصله می‌سازد. مغازه‌اش نه ویترینی دارد و نه هیچ رد و نشانی از یک انگشترفروشی. معتقد است شیوه ساخت سنتی انگشتر هنوز مرسوم است و طالب خاص خودش را دارد.
ساخت بنای جامعه الحسین(ع) برمی‌گردد به سال‌ها پیش. به روزهایی که خبری از شلوغ بازار راسته مصلی در محله شیرودی نبود، خیابان مصلی یک جاده خشک و خالی و بی‌آب و علف بیشتر نبود و پرنده اینجا پر نمی‌زد. اعضای هیئت رزمندگان جامعه الحسین(ع) در همان روزها تصمیم گرفتند که پایگاه خودشان را اینجا بسازند. آن سال‌ها اعضای هیئت برای اجرای مراسمشان از این مسجد به آن مسجد کوچ می‌کردند. مکان واحدی نداشتند و دلشان می‌خواست فعالیت متمرکز داشته باشند.شهید نورعلی شوشتری که مؤسس این هیئت است همان سال‌ها پیشنهاد ساخت بنای جامعه الحسین(ع) را می‌دهد. یکی 2نفر واقف پیدا می‌شوند که زمین‌های ملکی خودشان را وقف می‌کنند. زمین‌های اطراف هم توسط رزمندگان و خیران خریده می‌شوند. این می‌شود که بنای جامعه الحسین(ع) ساخته می‌شود.
«مرگ حق است؛ یک روز هم سراغ ما می‌آید» شنیدن این جمله در مراسم ختم و سوگواری بین آدم‌های سیاهپوشی که هنوز در بهت از دست دادن عزیزشان هستند اصلا عجیب نیست، اما وقتی بین دیوارهای کاهگلی یک کارگاه کوچک صابون‌پزی در خیابان مصلی مشهد ایستاده باشید و بوی کتیرا و عطر یاس بیاید چطور؟ حتما تعجب می‌کنید اگر بگوییم گوینده این جمله مرد پنجاه و دو ساله‌ای است که با ظاهری مرتب پشت میز مغازه‌ای پر از صابون ایستاده؛ یک استاد صابون‌پز سنتی در عصر مدرنیته و تکنولوژی. علی اکبر برپا استاد صابون‌پزی که علاقه عجیبی به جمع‌کردن اعلامیه ترحیم درگذشتگان دارد؛ علاقه‌ای که مغازه‌اش را به یک کلکسیون بزرگ از آگهی ترحیم تبدیل کرده است.
سال‌های سال به‌دلیل مبلغی ناچیز پشت میله‌های زندان روزگار می‌گذراندند. بعضی‌هایشان قرض بالا آورده بودند، بعضی‌ها هم ناخواسته مرتکب جرم شده بودند و در حسرت یک روز آزادی و زندگی بدون دغدغه بودند. اما ناگهان ورق برمی‌گردد و ماجرای نجات کلید می‌خورد. جلوی در زندان به دنبالشان آمده‌اند تا آن‌ها را به زیارت امام رضا(ع) ببرند و بعد هم تا دم در خانه‌شان بدرقه کنند. بهت زده‌اند و حیران. حال و هوایشان وصف‌ناپذیر است. «زهرا شاهدی» خیّری از اهالی محله چهنو است که با کمک هم‌گروهی‌های خیرش در فضای مجازی، لذت رهایی از بند را به زندانیان هدیه داده‌اند.
تا چشم کار می‌کند در این اتاق کوچک سماور دیده می‌شود، از هر جنس و نوع و مدلی که فکرش را بکنید. سماورهای قدیمی هر کدام خاطره‌ای را برای رجبعلی درباری، سماورساز قدیمی خیابان چهنو، زنده می‌کنند. البته او حالا مدت‌هاست به دلیل کهولت سن دیگر از سماورسازی دست کشیده است. روز‌ها در مغازه کوچکش می‌نشیند و سماور و کتری همسایه‌ها را تعمیر می‌کند.
خطری‌ترین سرا در منطقه6، سرای شاهرودی در میدان عدالت است. سرایی فرسوده با قدمت زیاد که مدتی پیش قسمتی از انبار انتهایی آن دچار آتش‌سوزی شده بود.