محله سیدی - صفحه 4

محله

سیدی

محله سیدی

محله سیدی تا زمان انقلاب، روستایی درحاشیه شهر بود که راه دسترسی مناسبی به داخل شهرمشهد نداشت. مرحوم سید محمود سیدی، فردی بود که با حفرچاه آب و ایجاد باغ، افراد زیادی را به کوی سیدی کشاند و کم‌کم آبادانی رقم خورد. پنج محله از دل این محله بیرون آمده است.

محله سیدی
ساختمان سه‌طبقه‌ای در حاشیۀ بولوار صباست که در همۀ طبقات آن روی یک کار اهتمام ورزیده‌اند؛ تولید ملی. در این ساختمان تعدادی از جوانان محلات سیدی و المهدی با اتحاد و صمیمیت می‌بافند و می‌بُرند و می‌دوزند!
سعیده امرالزمان هنگامی‌که نزدیک چهل‌سال داشت، کوه‌نوردی را شروع کرد و حالا با آنکه گاهی زانوهایش درد می‌گیرد، دیگر نمی‌تواند این رشته هیجان‌انگیز را کنار بگذارد.
زهرا عراقی، شاعر کودک و نوجوان امسال مقام سوم جشنواره رضوی را کسب کرد. از او تاکنون سیصدشعر کودک و نوجوان در مجلات مختلف به چاپ رسیده است.
کوچه خلج ۶ که از سوی دیگر به معبرشهید‌اصلانی ۱۹ منتهی می‌شود، کوچه‌ای قدیمی در محله سیدی است. در همان ورودی، چندین گاراژ بزرگ که متعلق به شرکت‌های مختلف است، جا خوش کرده‌اند.
آتنای یازده‌‎ساله، نوجوان محله سیدی می‌خواهد نقالی برجسته در کشور شود.
کودکان و نوجوانان حاشیه شهر به‌همت جهادگران جوان مجموعه فرهنگی مذهبی خادم‌الرضا (ع) دور هم جمع شده‌اند تا ساعاتی را به‌دنبال توپ آرزوهایشان بدوند.
محمدصادق ماروسی ساکن محله سیدی با ۹۱‌بار اهدای خون، پلاسما و پلاکت، کارت نقره‌ای خون دارد.
محمدامین اقبالی نه بازیگر است، نه نویسنده و نه آدم مشهوری در فضای مجازی، اما در محله سیدی بسیار معروف است.
هنگامی‌که با صاحب کیف تماس می‌گیرند، متوجه می‌شوند که او از بشرویه به مشهد آمده بوده است و کیفش را از داخل ماشین دزدیده‌اند.
یک شب خانم محسنی تماس گرفت و گفت یک شعر هست که در برنامه فردا باید دکلمه‌خوانی شود. وقت خیلی کمی داشتیم، اما تا نماز صبح با مامان بیدار بودیم و تمرین کردیم.
زندگی سینا از هشت‌سالگی با شنیدن تلاوت قرآن آن نوجوان تغییر کرد. او از همان موقع مصمم شد که قرآن را به‌صورت زیبا و به سبک عبدالباسط تلاوت کند.
چهل سال پیش که هیچ مسجدی در محله سیدی وجود نداشت، با رفتن یکی از اهالی، همسایه‌ها ناراحت و نگران بودند که کجا قرآن به سر بگیرند؛ تا اینکه دو نفر از همسایه‌ها داوطلب شدند.
خانه شهید اصلانی خانه امید مردم محله سیدی بود. او بین نیازمندان تفاوتی نمی‌گذاشت و برایش ملیت نیازمند یا اینکه از برادران اهل تسنن یا شیعه باشد، مهم نبود.
از کودکی قالی می‌بافتم و به‌خوبی این هنر را بلدم. امروز در آموزش‌های اولیه پارچه‌بافی فهمیدم که این هنر شباهت زیادی به قالی‌بافی دارد و خیلی زود می‌توانم آن را یاد بگیرم.
خاطرات سربازی‌اش به دوران جنگ تحمیلی و دفاع از وطن گره می‌خورد. برای همین است که این دوران برایش پر از خاطرات تلخ و شیرین است. همان روزهایی که امدادگر جنگ بود و در زمان‌های بیکاری‌اش سروصورت رزمندگان را اصلاح می‌کرده و هر لحظه انتظار شروع عملیات را می‌کشیده است. حسن یعقوبیان در دوران جنگ تحمیلی برادرش را هم از دست داده است.
چند سالیست که پویش چهارشنبه‌های امام رضایی یا همان طرح «معین‌الضعفا» حال وهوای عجیبی به شیفتگان امام رضا(ع) داده است. پویشی که همه تلاش می‌کنند در لابه‌لای مشکلات روزانه خدمتی به دلدادگان امام رضا(ع) به‌ویژه سالمندان کنند.مدیریت حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ارتش در خراسان رضوی نیز تصمیم گرفت به برکت نام‌گذاری روز زیارتی امام رضا(ع) در روزهای چهارشنبه علاوه‌بر سرکشی از خانواده شهدا و تکریم والدین شهیدان، خانواده شهدا را به زیارت امام رضا(ع) ببرند و ساعاتی به یادماندنی را برایشان رقم بزنند.
اهالی محله او را به نام«رضا دارویی» می‌شناسند. اولین‌بار که اسمش را شنیدیم تصور کردیم باید از آن عطاری‌های قدیمی باشد که وقتی وارد مغازه‌اش می‌شویم بوی انواع و اقسام داروهای گیاهی به مشاممان می‌رسد. اما وقتی بیشتر تحقیق کردیم، متوجه شدیم او یکی از قدیمی‌ترین داروفروش‌های محله سیدی است که به‌طور تجربی کارش را شروع کرده است و اکنون نیز در خیابان خلج مغازه‌ دارد. با او هم‌کلام شدیم تا علت شهرتش به نام «رضا دارویی» را بدانیم.
منظمی 53سال دارد و 35سال است که در زمینه تعمیر وسایل الکترونیکی فعالیت می‌کند. او از کودکی در همین محله بزرگ شده و با علاقه‌ای که به وسایل الکترونیکی داشته به‌سمت این شغل کشیده می‌شود. در عالم کودکی کنجکاو بوده که صدای فرد چطوری از داخل این جعبه جادویی می‌آمد؟ به همین دلیل بارها رادیوها را باز کرده و داخل آن‌ها را نگاه کرده، اما حاصل کنجکاوی‌اش خراب‌شدن وسایل و مؤاخذه از سوی خانواده بوده است. او می‌گوید: همین عشق و علاقه‌ام سبب شد تا از اول راهنمایی به دنبال شاگردی مغازه الکترونیکی بروم.
توکلی که به دلیل زندگی در روستا تا نوزده‌سالگی گود زورخانه نرفته بود، به پیشنهاد چند نفر از اهالی روستای خود چند سالی است که گودی را در روستا درست کرده‌ تا بچه‌ها از سن کم بتوانند باستانی‌کار شوند. او می‌گوید: «روستای فرزق 800خانوار جمعیت دارد و روستای کوچکی نیست. بنا به علاقه‌ای که در بچه‌های روستا با دیدن من به وجود آمده بود سال86 حمام عمومی قدیمی روستا را که سال‌ها خاک می‌خورد و کاربردی نداشت تبدیل به گود زورخانه کردیم. با همراهی اهالی توانستیم در مدت کمی بنایی و شکل حمام را به زورخانه تغییر بدهیم از همان موقع تعداد افراد علاقه‌مند به این ورزش در روستا زیاد شده است و جوانان باستانی‌کار خوبی را تربیت کرده‌ایم.»
کفش‌های زنانه مقابل در ورودی ردیف شده‌اند و صدای خنده بچه‌ها به گوش می‌رسد پرده‌ای که جلو در نصب شده را کنار می‌زنیم، چند دختر خردسال در حال بازی‌کردن هستند و چند نفر از بانوان نیز با پارچه و الگو تمرین می‌کنند. دو سالی می‌شود که قسمتی از فضای مسجد حضرت ولی‌عصر (عج ) به کارگاه خیاطی برای زنان سرپرست خانوار تبدیل شده است با مسئول پایگاه بسیج حضرت زهرا(س) که این کارگاه کوچک را راه‌اندازی کرده است هم‌صحبت می‌شویم تا از شکل‌گیری آن بشنویم.