حسن صفانگار معروف به پهلوان صفا، پیشکسوت ورزش باستانی صاحب زنگ پای گود است و ضرب و صلوات هنگام ورود به زورخانه است. او شاگردان بسیاری در همین رشته تربیت کرده است.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
قدوقوارهاش کمتر از سنش نشان میدهد، اما مرام پهلوانیاش خیلی جلوتر از همسنوسالهایش است. کافی است یک بار احمدرضا را روی تشک کشتی ببینید تا معنی بامرامبودنش را متوجه شوید.
وفا ثابتی میگوید: وضعیت بحرانی سازههای بنا و استحکام آنها بیش از همه در این سرا ایجاد نگرانی کرده است، به همین دلیل در وهله اول مقاومسازی و استحکامبخشی مدنظر است.
خاطره رضا قصاب باوفا مربوط به وقتی است که اهالی محل دست به دست هم دادند تا خبر فوت پدرش را طوری به او بگویند که برایش قابلتحمل باشد.
زهراخانم دختران بسیاری را در این سالها با خودش همراه کرده است. یکی از بهترین خاطراتی که در این اردوها دارد رنگآمیزی مزار شهداست.
محبوبه خانم، خواهر شهید منوچهر محمدپور حسنآبادی میگوید: تابستانبهتابستان دلم برای خوردن گیلاس ضعف میرود. اما من سر قولم هستم، ۲۶سال است منتظرم برگردد تا با هم دوباره گیلاس بخوریم.
وحدت ۲۳.۱ هم مانند خیلی از کوچههای بولوار وحدت در زبان قدیمیها پشت بهره (دیوار مشهد) بود و در زمانی که این نام را داشت، بنبست بود و راه اتصالش از کوچههای شیخ برپا و ابتدای بهره بود.
حسن قنبری صاحب خانهای است که طبقه دومش به نام روضهخانه حضرت رقیه (س) است؛ خانهای که حسنآقا به یاد روضههای مادرش و هیئتداری قدیمیها چندسال پیش آن را خریده است.
تکیه کرمانیها در آن روزگار که میشد پیکری را در جایی بهجز آرامستانها دفن کرد، همسایه دیواربهدیوار قبرستان «قبر میر» بوده است. عاشقان سیدالشهدا(ع) دوست داشتند در حیاط تکیه به خاک سپرده شود.
شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد اين مسجد چرا به این نام خوانده میشود. اما مشکل اینجاست که روایات مختلفی در این باره وجود دارد و همه هم از زبان افراد محلي عنوان ميشود.
مرتضی بختیاری وزیر سابق دادگستری از بچههای قدیم نوغان درباره دوره نوجوانیاش میگوید: با سفارش مرحوم والدم که امام جماعت مسجد علی اکبریها بود، در نانوایی ای که جزو موقافات مسجد بود، کار می کردم.
مسجد زین العابدین(ع) درفلکه طبرسی، در واقع یک خانه دو طبقه وقفی بسیار قدیمی در کوچه محرابخان است که همسایه ها اگرچه سال ساخت یا وقفش را نمیدانند، اما همه به اسم مسجد میشناسندش.
شهید عباسعلی دهقان در کوچه وحدت ۱۱ بزرگ شد، به مدرسه رفت و از همین جا بود که آسمانی شد، رفت و از خودش تنها یک قاب عکس سیاه و سفید در خانه پدری به یادگار گذاشت.
شهید عباسعلی غفوریان سیستانی آن روزها سن و سالی نداشت؛ نه همسری داشت و نه دلبستگی به چیزی. فقط برای رضای خدا رفت و جانش را هم فدا کرد.
سر نخ یکی از گلهای روی پارچه را که بگیری میرسی به کاشانی ۱۲ و مغازهای که چرخش همیشه کوک است؛ کوک کوک. از خود عباس پوریزدیان، گلدوز ۶۳ ساله این مغازه که بپرسی میگوید «همهاش قسمت بود».
یک بنای خشت و گلی ۲۸۰ متری در بیش از ۱۲۰ سال قبل، حالا به بنایی تبدیل شده است با ۱۴۰۰ متر وسعت اما آنچه به این تکیه صفا داده، عزاداریهای بیریای خاوریها است.
مسجد «جعفری» در دیوار سمت راستش یک آبانبار دارد که قدیمیهای مشهد آن را با اسم «موری» میشناسند. آبانبار موری هم دارای یک کتیبه است که در متن آن، نام «ناصرالدینشاه قاجار» بهوضوح خوانده میشود.
دختر خان ده پایین که دل در گرو حاج علی اصغر عبدالجوادی نودهی، خانزاده ده بالا داشت، عاقبت دل به دریا زد و شبانه ترک دیار کرد که ترک یار نکرده باشد. از سبزوار آمد و آمد و آمد تا رسید به مشهد.
از کوچهای که روزگاری چسبیده به دیوار شهر بود و زمینهای سبزیاش بیشتر از خانهها، حالا هیچ نشان قدیمی باقی نمانده و بهعنوان سومین فرعی خیابان راد (وحدت ۱.۳) بهنام شهید سیدحسین جمالی تابلو خورده است.
کوچه جوادیه یک در نخستین نقشه مشهد به سال ۱۲۴۸ خورشیدی بدون نام است. بعدها بهدلیل وجود یخدانی در کوچه، مردم آن را به کوچه یخدان میشناختند.