محله پایین خیابان - صفحه 6

محله

پایین خیابان

محله پایین خیابان

محله پایین‌ خیابان به‌ دستور شاه‌عباس اول صفوی به‌طول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایین‌خیابان ایجاد شد. از آن‌جا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» می‌گفتند. اکنون بسیاری از هتل‌های معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.

محله پایین خیابان
کبری اکبری می‌گوید: دستمان تنگ بود. برای درست‌کردن جهاز به خیلی‌ها رو انداختم، اما کمکی نکردند. همان موقع نذر کردم اگر بتوانم جهازی آبرومند به دخترانم بدهم، تا وقتی که در توانم باشد، به آنهایی که دختر شوهر می‌دهند، کمک کنم!
هستی و حسنا نوروزی‌زاده خواهران کاراته‌بازی هستند که در مسابقات ورزشی استانی و کشوری کاراته حضور داشته و هردو موفق به کسب مقام شده‌اند.
غلامرضا بلخاسب می‌گوید: خانه ما سیصدوهفتادو‌دو‌سه متر است و در کوچه‌باغ حسن‌خان که حالا اسمش شده حاجی حسنی‌کارگر، یکی از بزرگ‌ترین خانه‌ها بود. پدرم وقتی از یزد به مشهد آمد، این خانه را از احمدیان‌یزدی خرید.
خانم‌های پایگاه بسیج امام هادی(ع) عزمشان را جزم کردند تا زوج جوانی را که مدت‌هاست می‌خواهند زیر یک سقف بروند و زندگی شیرینشان را شروع کنند، تا قبل از شب چله راهی خانه بخت کنند. بهترین قسمت این مشارکت مربوط‌به مردم بود.
سرای عزیزالله اُف یکی از قدیمی‌ترین ابنیه اقتصادی شهر مشهد است؛ سرایی که یادگار یهودیانی است که روزگاری در مشهد می‌زیستند و برای مدتی طولانی مکان داد‌و‌ستد‌های کلان در محله پایین‌خیابان مشهد بود.
کوچه «شهید شوشتری‌۴» عمری ۱۵۰‌ساله دارد و روزگاری به نام «مسرور» شهرت داشته، اما اکنون یادآور نام بانویی نیکوکار معروف به حاج‌خاور است.
محسن کاشفیان با اندوه از خراب‌شدن خانه‌های قدیمی می‌گوید و از همسایه‌هایشان با افسوس یاد می‌کند. کنار درخت توت تنومند می‌ایستد و می‌گوید: همه این زمین‌های خالی که پارکینگ شده است، قبلا خانه بود.
مرتضی قارونی می‌گوید: شماره‌ام را روی تابلو نوشته‌ام تا اگر زائری نصفه‌شب یا دم سحر ماشینش خراب شد و قطعه‌ای لازم داشت، معطل نشود. هیچ‌وقت صدای گوشی‌ام را هم قطع نمی‌کنم تا هروقت کسی زنگ زد، حتی اگر خواب هستم، بیدار شوم.
سیدابوالفضل وزیری، برخلاف بسیاری از هم‌سالانش، بعد از مدرسه وقتش را در کتابخانه می‌گذراند. او حتی برای استراحت بین مطالعه درسی، رمان می‌خواند، چون از کودکی دنیای دل‌خواهش را در میان کتاب‌ها پیدا کرده است.
زهراخانم می‌گوید: خانواده‌هایی که معلول ذهنی دارند، نمی‌توانند یک سفر یا مهمانی معمولی بروند. من خیلی سعی کردم آرمین را چند ساعت در روز به مراکز آموزشی بهزیستی بفرستم، اما نمی‌توانند کنترلش کنند.
بچه محل‌های قدیمی خیابان وحدت‌۱۳، حالا همسایه‌های چهل‌پنجاه‌ساله‌ای هستند که شغل پدرانشان را ادامه داده‌اند و هنوز مانند گذشته هوای همسایه‌ها را دارند.
حسن صفانگار معروف به پهلوان صفا، پیشکسوت ورزش باستانی صاحب زنگ پای گود است و ضرب و صلوات هنگام ورود به زورخانه است. او شاگردان بسیاری در همین رشته تربیت کرده است.
قدوقواره‌اش کمتر از سنش نشان می‌دهد، اما مرام پهلوانی‌اش خیلی جلوتر از هم‌سن‌وسال‌هایش است. کافی است یک بار احمدرضا را روی تشک کشتی ببینید تا معنی بامرام‌بودنش را متوجه شوید.
وفا ثابتی می‌گوید: وضعیت بحرانی سازه‌های بنا و استحکام آنها بیش از همه در این سرا ایجاد نگرانی کرده است، به همین دلیل در وهله اول مقاوم‌سازی و استحکام‌بخشی مدنظر است.
خاطره رضا قصاب باوفا مربوط به وقتی است که اهالی محل دست به دست هم دادند تا خبر فوت پدرش را طوری به او بگویند که برایش قابل‌تحمل باشد.
زهراخانم دختران بسیاری را در این سال‌ها با خودش همراه کرده است. یکی از بهترین خاطراتی که در این اردو‌ها دارد رنگ‌آمیزی مزار شهداست.
محبوبه خانم، خواهر شهید منوچهر محمد‌پور حسن‌آبادی می‌گوید: تابستان‌به‌تابستان دلم برای خوردن گیلاس ضعف می‌رود. اما من سر قولم هستم، ۲۶سال است منتظرم برگردد تا با هم دوباره گیلاس بخوریم. 
وحدت ۲۳.۱ هم مانند خیلی از کوچه‌های بولوار وحدت در زبان قدیمی‌ها پشت بهره (دیوار مشهد) بود و در زمانی که این نام را داشت، بن‌بست بود و راه اتصالش از کوچه‌های شیخ برپا و ابتدای بهره بود.
حسن قنبری صاحب خانه‌ای است که طبقه دومش به نام روضه‌خانه حضرت رقیه (س) است؛ خانه‌ای که حسن‌آقا به یاد روضه‌های مادرش و هیئت‌داری قدیمی‌ها چندسال پیش آن را خریده است.
تکیه کرمانی‌ها در آن روزگار که می‌شد پیکری را در جایی به‌جز آرامستان‌ها دفن کرد، همسایه دیواربه‌دیوار قبرستان «قبر میر» بوده است. عاشقان سیدالشهدا(ع) دوست داشتند در حیاط تکیه‌ به خاک سپرده شود.