قاسم زندشهری در سالهای اولیه زندگی با وجود اینکه در منزل اجارهای بودند، نصف درآمدش را برای ائمه (ع) کنار میگذاشت. خانه ۶۰ متری آغازکننده مراسمهای مذهبی او شد.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
گروه بزرگی از بلوچها در محله پایینخیابان کوچهای بهنام خودشان دارند؛ کوچه شهید عامل ۶ در شارستان شهید حاجیحسنیکارگر. آنطور که علی سیستانی، از پیرهای این کوچه، میگوید، بیشتر این بلوچها در دوره قاجار از زابل مهاجرت کردهاند.
نام رمان، «عیدگاه» است و قصهاش از جلو یک قهوهخانه و مارگیرهایی شروع میشود که درصدد ذبح مار هستند تا پوستش را بکَنند و با گوشتش آبگوشت درست کنند! ماجرایی واقعی از عیدگاه دههشصت.
این کوچه که اکنون تابلوی «وحدتیک» با زیرنویس «شهید مهدی محبتی» را در ابتدای دیوار خود دارد، در ابتدایِ ایجاد به کوچه «پشتبهره» معروف بود. دلیل این نامگذاری هم قرار گرفتن این کوچه در پشت دیوار یا در لهجه مشهدی «بهره» مشهد بود که روزگاری بر دورتادور شهر کشیده شده بود.
حاجاکبر نعیمیپور تعریف میکند: وقتی کفش ملی سال ۱۳۴۵ آمد، در کمتر از دوسال بیشتر کارگاهها تعطیل شدند. کفش ملی دهبیست شعبه اطراف حرم زد. مجبور شدم دور کفاشی را خط بکشم.
پیرمرد نوغانی که اعتقادی به داشتن سواد بین کاسبان ندارد، اضافه میکند: قدیم در کلاسها به شاگردان درس اخلاق، ادب و فرهنگ میدادند، اما امروزه همه چیز شده ریاضی، شیمی، فیزیک و... که به هیچ دردی نمیخورد!
جمعهشبها قاریان جوان و نوجوان از نقاط مختلف شهرمان به محلۀ پایین خیابان میآیند و زیرنظر مصطفی حاجیحسنیکارگر جلسۀ قرآن برگزار میکنند.
نام «بهره» که مشهدیها به دیوار دور شهر میگفتند، در محدوده پنجراه که نزدیکترین نقطه به آن بود، روی کوچههای زیادی نشسته است.
مهدی سالمیان میگوید: یکبار به تقلید از روش پدر یک استکان چای جلو یک پیرزن گذاشتم. خریدی نکرد و رفت. روز بعد او با کاروانی از بانوان سالمندشیرازی آمد.
اسناد میگویند که «آقابزرگ» و «حاجتقی» که دو برادر و از شاهزادگان قاجاری ساکن در سمنان بودهاند، بهدلیل اختلاف با پدرشان از آن شهر فرار میکنند و همراه تنها خواهرشان به مشهد میآیند.
شکلگیری بولوار وحدت و خیابان ۱۷ شهریور به سالهای آخر دهه ۱۳۴۰ برمیگردد. در آن روزها خیابانی دور شهر کشیده شد و در این قسمت، از محل برج و باروی قدیمی شهر گذشت. ابتدا مردم به آن «خیابان دور شهر» و سپس کمربندی میگفتند.
کوچه عباسقلی خان یکی از فرعیهای کوچه عیدگاه بود و نامش را از مدرسه عباسقلی خان گرفته است. افغانستانیها اصلیترین افرادی بودند که در کوچه عباسقلی خان کاسبی میکردند. سابقه حضور آنها در این کوچه به دهه ۶۰ بازمی گردد.
«دبیرستان نوین» خیابان آیتالله بهجت منطقه ثامن را خیلیها با نام واقفش میشناسندش و میگویند؛ مدرسه اعتضاد! حاج محمدعلی اعتضاد این دبیرستان را سال ۱۳۴۷ وقف کرد.
رضا ایمانیراد میگوید: فرصت را غنیمت دانستم و برای طرح موضوع «مسدود بودن مسیر ره باغ حضرت زهرا (س) در بولوار امیرالمؤمنین (ع) و مشکلات به وجود آمده برای زائران پیاده به ویژه سالمندان» کنارشان نشستم.
سیدرضا نجفپور با ۶۵ سال سن، جزو آخرین نسلی است که رادیوهای قدیمی را تعمیر میکنند. او سر تکان میدهد که «شغل من با گذشت زمان، مثل یخ آب شد»!
علیرضا یعقوبی، ۳۳ سال خونش را اهدا کرده و معتقد است اگر فقط یکی از پاکتهای خونیام جان بیماری را نجات داده باشد از خودم راضیام.
کوچه ۱۷ شهریور شمالی یک، هرچند عمرش به هفتادسال میرسد، اسامی مختلفی به خود دیده است. قدیمیترین نامی که برای معرفی این کوچه در اسناد بهکاررفته کوچه «گودال» است.
شرایط کوچه مسجد امامهادی (ع) تا آغاز طرح بهسازی اطراف حرم مطهر، تغییر چندانی نسبتبه سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب پیدا نمیکند، اما طرح نوسازی، وضعیت کوچه را بهطورکامل تغییر میدهد.
سیدجعفر کشمیری یکی از قدیمیهای طبرسی، بنیانگذار جلسات قرآن، دعای ندبه و خیریه و قرضالحسنه مکتب جعفری است.
رد کوچه سلام را میتوان در خاطرات خیلی از قدیمیهای مشهد پیدا کرد؛ کوچهای در مجاورت حرممطهر که بهگفته محمود ناظرانپور، چون مردم از آنجا به امامرضا (ع) سلام میدادند، به این نام معروف بود.