شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد اين مسجد چرا به این نام خوانده میشود. اما مشکل اینجاست که روایات مختلفی در این باره وجود دارد و همه هم از زبان افراد محلي عنوان ميشود.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
مرتضی بختیاری وزیر سابق دادگستری از بچههای قدیم نوغان درباره دوره نوجوانیاش میگوید: با سفارش مرحوم والدم که امام جماعت مسجد علی اکبریها بود، در نانوایی ای که جزو موقافات مسجد بود، کار می کردم.
مسجد زین العابدین(ع) درفلکه طبرسی، در واقع یک خانه دو طبقه وقفی بسیار قدیمی در کوچه محرابخان است که همسایه ها اگرچه سال ساخت یا وقفش را نمیدانند، اما همه به اسم مسجد میشناسندش.
شهید عباسعلی دهقان در کوچه وحدت ۱۱ بزرگ شد، به مدرسه رفت و از همین جا بود که آسمانی شد، رفت و از خودش تنها یک قاب عکس سیاه و سفید در خانه پدری به یادگار گذاشت.
شهید عباسعلی غفوریان سیستانی آن روزها سن و سالی نداشت؛ نه همسری داشت و نه دلبستگی به چیزی. فقط برای رضای خدا رفت و جانش را هم فدا کرد.
سر نخ یکی از گلهای روی پارچه را که بگیری میرسی به کاشانی ۱۲ و مغازهای که چرخش همیشه کوک است؛ کوک کوک. از خود عباس پوریزدیان، گلدوز ۶۳ ساله این مغازه که بپرسی میگوید «همهاش قسمت بود».
یک بنای خشت و گلی ۲۸۰ متری در بیش از ۱۲۰ سال قبل، حالا به بنایی تبدیل شده است با ۱۴۰۰ متر وسعت اما آنچه به این تکیه صفا داده، عزاداریهای بیریای خاوریها است.
مسجد «جعفری» در دیوار سمت راستش یک آبانبار دارد که قدیمیهای مشهد آن را با اسم «موری» میشناسند. آبانبار موری هم دارای یک کتیبه است که در متن آن، نام «ناصرالدینشاه قاجار» بهوضوح خوانده میشود.
دختر خان ده پایین که دل در گرو حاج علی اصغر عبدالجوادی نودهی، خانزاده ده بالا داشت، عاقبت دل به دریا زد و شبانه ترک دیار کرد که ترک یار نکرده باشد. از سبزوار آمد و آمد و آمد تا رسید به مشهد.
از کوچهای که روزگاری چسبیده به دیوار شهر بود و زمینهای سبزیاش بیشتر از خانهها، حالا هیچ نشان قدیمی باقی نمانده و بهعنوان سومین فرعی خیابان راد (وحدت ۱.۳) بهنام شهید سیدحسین جمالی تابلو خورده است.
کوچه جوادیه یک در نخستین نقشه مشهد به سال ۱۲۴۸ خورشیدی بدون نام است. بعدها بهدلیل وجود یخدانی در کوچه، مردم آن را به کوچه یخدان میشناختند.
حسینعلی آهنگری، امامجماعت مسجد میگوید: دو خواهر افغانستانی در این محله بودند که از بین آنها حاجخاور بچهدار نمیشد. او قبل از فوتش این خانه و مغازه جلو آن را که تنها داراییهایش بود، وقف مسجد میکند.
همه عمر زهرا رفائی صرف خدمت به عزاداران حسینی در تکیه ۲۰۰ ساله کرمانیها شده است.
کوچه شهید شوشتری ۱۰ حدود یکدهه پیش در طرح خیابانکشیهای جدید از بنبست خارج شد. قبل از آن، از سمت پنجراه و ابتدای فرعی شیخبرپا راه داشت و نامش در کلام پیرهای محل، «حیدر خردو» بود.
از حدود پانزده سال قبل با خرابی سه مدرسه قدیمی فعال در خیابان ۱۷ شهریورشمالی ۷، پی مدرسههای نوین گذاشته شد، اما بعد از اسکلتبندی و بالارفتن دیوارها همهچیز رها شد و حالا پاتوق معتادان شده است.
بهگفته علی قارونی، هیئت کرمانیها بزرگترین هیئت پایینخیابان بود. این حسینیه هرسال با آغاز ماه عزا خیمه سنتی در حیاط برپا میکند و مشتاقان بسیاری را گردهم میآورد.
حاج سیدمهدی میرصدرایی یک داستان عاشقانه پلیسی از سرقت علمش دارد. علمی که از کودکی عاشقش بوده و تمام دار و ندارش را خرج آن کرده اما مدتی اسباب و نمادهای عتیقهاش به سرقت میرود.
کوچهای که این روزها با عنوان «شهیدجعفر نهاوندی» تابلو خورده است، روزگار قبلازمشروطه را به خود ندیده است؛ اما در همین دوران اندک هم به نامهای مختلفی مشهور شده که رایجترین آنها «حاج حسن» است.
محمدجواد سکندرزاده، معروف به «آقای راد» از سال ۱۳۷۰ تاکنون هرسال شام غریبان هیئتش را از در همین خانه برای عرض تسلیت به امامرضا (ع) راهی حرممطهر کرده و خانهاش را نفروخته است تا این مراسم را هر سال بهجا بیاورد.
آنطور که مقصود ایرانمنش روایت میکند، این عزاداری سنتی در آذربایجان قدمتی بیش از چهارصد سال دارد و همچنان در محرم بهیاد شبهای کربلا پرشور برگزار میشود؛ مراسمی که سرمشقی از کارهای حبیببنمظاهر است.