محله پایین خیابان - صفحه 7

محله

پایین خیابان

محله پایین خیابان

محله پایین‌ خیابان به‌ دستور شاه‌عباس اول صفوی به‌طول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایین‌خیابان ایجاد شد. از آن‌جا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» می‌گفتند. اکنون بسیاری از هتل‌های معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.

محله پایین خیابان
حسین‌علی آهنگری، امام‌جماعت مسجد می‌گوید: دو خواهر افغانستانی در این محله بودند که از بین آنها حاج‌خاور بچه‌دار نمی‌شد. او قبل از فوتش این خانه و مغازه جلو آن را که تنها دارایی‌هایش بود، وقف مسجد می‌کند.
همه عمر زهرا رفائی صرف خدمت به عزاداران حسینی در تکیه ۲۰۰ ساله کرمانی‌ها شده است.
کوچه شهید شوشتری ۱۰ حدود یک‌دهه پیش در طرح خیابان‌کشی‌های جدید از بن‌بست خارج شد. قبل از آن، از سمت پنجراه و ابتدای فرعی شیخ‌برپا راه داشت و نامش در کلام پیر‌های محل، «حیدر خردو» بود.
از حدود پانزده سال قبل با خرابی سه مدرسه قدیمی فعال در خیابان ۱۷ شهریورشمالی ۷، پی‌ مدرسه‌های نوین گذاشته شد، اما بعد از اسکلت‌بندی و بالارفتن دیوار‌ها همه‌چیز رها شد و حالا پاتوق معتادان شده است.
به‌گفته علی قارونی، هیئت کرمانی‌ها بزرگ‌ترین هیئت پایین‌خیابان بود. این حسینیه هرسال با آغاز ماه عزا خیمه سنتی در حیاط برپا می‌کند و مشتاقان بسیاری را گردهم می‌آورد.
حاج سیدمهدی میرصدرایی یک داستان عاشقانه پلیسی از سرقت علمش دارد. علمی که از کودکی عاشقش بوده و تمام دار و ندارش را خرج آن کرده اما مدتی اسباب و نماد‌های عتیقه‌اش به سرقت می‌رود.
کوچه‌ای که این روز‌ها با عنوان «شهید‌جعفر نهاوندی» تابلو خورده است، روزگار قبل‌از‌مشروطه را به خود ندیده است؛ اما در همین دوران اندک هم به نام‌های مختلفی مشهور شده که رایج‌ترین آنها «حاج حسن» است.
محمدجواد سکندرزاده، معروف به «آقای راد» از سال ۱۳۷۰ تاکنون هرسال شام غریبان هیئتش را از در همین خانه برای عرض تسلیت به امام‌رضا (ع) راهی حرم‌مطهر کرده و خانه‌اش را نفروخته است تا این مراسم را هر سال به‌جا بیاورد.
آن‌طور که مقصود ایرانمنش روایت می‌کند، این عزاداری سنتی در آذربایجان قدمتی بیش از چهارصد سال دارد و همچنان در محرم به‌یاد شب‌های کربلا پرشور برگزار می‌شود؛ مراسمی که سرمشقی از کار‌های حبیب‌بن‌مظاهر است.
قاسم زندشهری در سال‌های اولیه زندگی با وجود اینکه در منزل اجاره‌ای بودند، نصف درآمدش را برای ائمه (ع) کنار می‌گذاشت. خانه ۶۰ متری آغازکننده مراسم‌های مذهبی او شد.
گروه بزرگی از بلوچ‌ها در محله پایین‌خیابان کوچه‌ای به‌نام خودشان دارند؛ کوچه شهید عامل ۶ در شارستان شهید حاجی‌حسنی‌کارگر. آن‌طور که علی سیستانی، از پیر‌های این کوچه، می‌گوید، بیشتر این بلوچ‌ها در دوره قاجار از زابل مهاجرت کرده‌اند.
نام رمان، «عیدگاه» است و قصه‌اش از جلو یک قهوه‌خانه و مارگیر‌هایی شروع می‌شود که درصدد ذبح مار هستند تا پوستش را بکَنند و با گوشتش آبگوشت درست کنند! ماجرایی واقعی از عیدگاه دهه‌شصت.
این کوچه که اکنون تابلوی «وحدت‌یک» با زیرنویس «شهید مهدی محبتی» را در ابتدای دیوار خود دارد، در ابتدایِ ایجاد به کوچه «پشت‌بهره» معروف بود. دلیل این نام‌گذاری هم قرار گرفتن این کوچه در پشت دیوار یا در لهجه مشهدی «بهره» مشهد بود که روزگاری بر دورتادور شهر کشیده شده بود.
حاج‌اکبر نعیمی‌پور تعریف می‌کند: وقتی کفش ملی سال ۱۳۴۵ آمد، در کمتر از دوسال بیشتر کارگاه‌ها تعطیل شدند. کفش ملی ده‌بیست شعبه اطراف حرم زد. مجبور شدم دور کفاشی را خط بکشم.
پیرمرد نوغانی که اعتقادی به داشتن سواد بین کاسبان ندارد، اضافه می‌کند: قدیم در کلاس‌ها به شاگردان درس اخلاق، ادب و فرهنگ می‌دادند، اما امروزه همه چیز شده ریاضی، شیمی، فیزیک و... که به هیچ دردی نمی‌خورد!
جمعه‌شب‌ها قاریان جوان و نوجوان از نقاط مختلف شهرمان به محلۀ پایین خیابان می‌آیند و زیرنظر مصطفی حاجی‌حسنی‌کارگر جلسۀ قرآن برگزار می‌کنند.
نام «بهره» که مشهدی‌ها به دیوار دور شهر می‌گفتند، در محدوده پنجراه که نزدیک‌ترین نقطه به آن بود، روی کوچه‌های زیادی نشسته است.
مهدی سالمیان می‌گوید: یک‌بار به تقلید از روش پدر یک استکان چای جلو یک پیرزن گذاشتم. خریدی نکرد و رفت. روز بعد او با کاروانی از بانوان سالمندشیرازی آمد.
اسناد می‌گویند که «آقابزرگ» و «حاج‌تقی» که دو برادر و از شاهزادگان قاجاری ساکن در سمنان بوده‌اند، به‌دلیل اختلاف با پدرشان از آن شهر فرار می‌کنند و همراه تنها خواهرشان به مشهد می‌آیند.
شکل‌گیری بولوار وحدت و خیابان ۱۷ شهریور به سال‌های آخر دهه ۱۳۴۰ برمی‌گردد. در آن روز‌ها خیابانی دور شهر کشیده شد و در این قسمت، از محل برج و باروی قدیمی شهر گذشت. ابتدا مردم به آن «خیابان دور شهر» و سپس کمربندی می‌گفتند.