محله پایین خیابان - صفحه 2

محله

پایین خیابان

محله پایین خیابان

محله پایین‌ خیابان به‌ دستور شاه‌عباس اول صفوی به‌طول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایین‌خیابان ایجاد شد. از آن‌جا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» می‌گفتند. اکنون بسیاری از هتل‌های معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.

محله پایین خیابان
زن‌های مشهدی محرم که می‌شود کنج خانه‌ها را حسینیه می‌کنند و هر زنی طوری عزا می‌گیرد. نه نه هاجر و بتول خانم هرسال بساط آشپزی دارند و حلواپزون سحر عاشورا آن‌ها معروف است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آن‌که روضه‌خوان، روضه را به پایان می‌برد، نوحه‌خوان آهنگ نوحه سر‌می‌دهد و ذکر می‌گیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه می‌زنند.
در مدرسه شاهد آل‌طا‌ها در طبرسی، ۱۷ مخترع کوچک از ایده‌ها و اختراعات کوچک و بزرگشان که ثبت یا درحال ثبت شدن هستند، صحبت می‌کنند. همه‌ این بچه استعداد‌های درخشانی دارند.
زهرا رفیعان چهل سالی می‌شود خادم حسینیه کرمانی‌هاست، حسینه‌ای که ۴۰۰ساله قدمت دارد. او سن مسجد را از کتیبه‌ای که ۴۰ سال پیش در نخستین بازسازی آن پیدا شده به خاطر دارد.
شهید عباس دهقان مشغول سنگرسازی بود که حمله هوایی شد، یک ترکش به دستش خورد و دستش را قطع کرد. دستش همانجا در جبهه‏‌های سومار جا می‌‏ماند و خودش را به بیمارستان می‌‏رسانند.
حسن مرزی می‌گوید: مثل هر روز مشغول جارو زدن پیاده‌رو‌ها بودم که کنار ایستگاه اتوبوس پیدایش کردم. خیلی‌ها وقتی مبلغش را می‌شنیدند وسوسه می‌شدند و پیشنهاد‌هایی می‌دادند اما نمی‌خواستم چک را به غیر از صاحبش به شخص دیگری بدهم.
بعضی خاطره‌ها همیشه در ذهنمان می‌مانند؛ آن‌قدر که می‌شود سال‌ها با آنها زندگی کرد و لحظه‌لحظه‌اش را دائم به‌یاد آورد. خاطره دیدار خانواده شهیدان دهنوی با رهبر شهید انقلاب هم از آن دست خاطره‌هاست.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در خیابان نواب‌صفوی یکی اماکنی است که بار دیگر پذیرای زائرانی شده است که به‌علت وضعیت خاص جنگی از شهرهایشان به مشهد پناه آورده‌اند یا برای تشییع پیکر رهبر شهید راهی مشهدالرضا(ع) شده‌اند.
سیده اقدس حقانی موسوی می‌گوید: از همان روز‌های اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم به‌جای اینکه در این شرایط جنگی، صف‌های نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم.
جواد پاکبازخسروشاهی می‌گوید: کوچه دادخواه را قدیم‌تر‌ها حوض‌خرابه صدا می‌زدند. حدود پنجاه‌سال پیش اینجا چیزی شبیه منبع آب یا آب‌انبار بود و مردم از آن آب برمی‌داشتند. البته ما خودمان هیچ‌وقت از آن استفاده نکردیم.
از اواخر آبان‌ماه، «گذر پیرغلامان حسینی» در ره‌باغ حضرت زهرا(س) به بهره‌برداری رسید؛ گذری با تصاویر واعظان، ذاکران و پیرغلامان حسینی که هرکدام قصه و سرگذشتی شنیدنی دارند و حالا مفتخر به همسایگی همیشگی امام‌رضا (ع) شده‌اند.
حسین گروسی در کوچه‌ای به دنیا آمده که تابلو «برزن آفتاب» جایش را به کوچه «وحدت ۱۹» داده است او می‌گوید: خانه‌مان انتهای کوچه فرعی بود که هفت‌خانه داشت و فقط دو خانه سر جایشان مانده‌اند.
برخی بر این باورند که محله قدیمی نوغان که در بخش شمالی مشهد قرار داشته، در محدوده این شهر باستانی قرار گرفته بوده و به همین دلیل هم آن را به نام «نوغان» می‌خواندند و البته هنوز هم به همین نام معروف است.
هم‌بستگی و رفاقت همسایه‌ها در محله پایین‌خیابان همچنان رنگ قدیم را دارد؛ رفاقت‌هایی به قدمت یک عمر. رضا براتی، حسین گروسی و غلامرضا جهانیان سه همسایه قدیمی هستند که بیش از شصت‌سال در خوشی و سختی کنار هم بوده‌اند.
مصطفی فضائلی بچه محله پایین‌خیابان و محدوده عیدگاه است؛ از آن بچه‌محل‌هایی که باوجود سختی‌ها و متروکه‌بودن خانه پدری، هنوز به آنجا سری می‌زند و درختان قدیمی‌اش را زنده نگه می‌دارد.
آقای خاورداد چندسالی است که پس از فوت خواهرهمسرش، سرپرستی دو پسر او را برعهده گرفته است. او از رحمت و برکتی می‌گوید که در این چند سال در زندگی‌شان پدیدار شده است. می‌گوید: من فقط نگران مسائل تربیتی آنها هستم.
خانم‌های بسیجی حسینیه بهادرخان در فراخوان بسته‌های شب یلدا مبلغی جمع و برای پنج خانوار نیازمند بسته‌های شب چله تهیه کردند.حاج‌خانم سیدقطبی می‌گوید: برای تهیه و پروپیمان‌تر کردن بسته‌های معیشتی به بازار‌هایی می‌رویم که ارزان‌تر هستند.
حاج‌مهدی بهنامیان ۳۶ سال هرروز با لباس اتوکشیده، مرتب و تمیز به خدمت آقا رسیده، تا زمانی که بازنشسته شده است. می‌گوید: «در جوار امام‌رضا (ع) باید پاکیزه و مرتب برویم.»
سعید صفار می‌گوید: وسط‌های کوچه عباسقلی‌خان خانه‌ای بود که تقریبا پنجاه اتاق داشت و به آن قلعه کوفه می‌گفتند.در اصل دو تا خانه بود که به هم راه داشت. در هر اتاق یک خانواده زندگی می‌کردند که بیشتر آنها اهل خلاف و دعوا بودند.
سیده‌اقدس حقانی‌موسوی، مادری با سه فرزند است؛ دو پسرِ معلول ذهنی‌ و یک دختر. او نه‌تنها از پا نیفتاده است، بلکه در‌کنار مراقبت‌های روزانه از فرزندانش، فعالیت‌های مذهبی و فرهنگی‌اش را در پایین‌خیابان ادامه می‌دهد.