محله پایین خیابان - صفحه 2

محله

پایین خیابان

محله پایین خیابان

محله پایین‌ خیابان به‌ دستور شاه‌عباس اول صفوی به‌طول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایین‌خیابان ایجاد شد. از آن‌جا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» می‌گفتند. اکنون بسیاری از هتل‌های معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.

محله پایین خیابان
معصومه عصارزاده، مادر شهید محمدهادی جاودانی، از زندگی پسرش می‌گوید که چطور قسمتش بود با وجود بیماری سخت در کودکی، زنده بماند و از سفره‌ای که پهن شده بود، روزی‌اش را بردارد. او اجازه شهادت را از پدرش گرفت!
نوقان یکی از آن دو شهر است که دارالملک طوس را تشکیل می‌داده است و برای این دو شهر بیشتر از هزار قریه هست. طوس در زمان عثمان بن عفان فتح شده و در این شهر است قبر علی بن موسی الرضا و قبر هارون الرشید.
سوم دی۵۷، مردمی برای دفاع از خانه و بیت آیت‌الله شیرازی رفتند اما با گلوله ماموران رژیم شاه مواجه شدند. درآن حادثه ۸ نفر شهید شدند که یکی از آن‌ها سیدمحمد روحبخش بود.
حاج‌حسین، پس از ۵۳سال کار، درِ دکانش را تخته نکرده تا مبادا نان حلالش در بازار مکاره روزگار، حرام شود. مردی که ۴۰ سال است به کوچه وحدت ۲۱ آمده و عمر چکش سماورسازی‌اش لااقل ۱۰‌برابر همه برج و بارو‌های تازه‌به‌دوران‌رسیده این کوچه است.
همه‌چیز از یک نگرانی شروع شد؛ بچه‌هایی که در تجمعات زود خسته می‌شدند، بی‌حوصله می‌شدند یا در مسیر خوابشان می‌برد. زینب دهقان‌نیا می‌گوید: ایده سرگرم کردن بچه‌ها با نقاشی به همین دلیل شکل گرفت.
بازار عباس‌قلی‌خان شاملو و فرش‌های فراموش شده‌اش بیش از ۳۰۰ سال قدمت دارد. این کاروان‌سرا سال ۱۰۷۰ هجری به دستور عباس‌قلی‌خان برای استراحت زائران ساخته شده است.
حسین قناد سوهان پزی دارد اما مغازه او بیشتر شبیه موزه است و اشیایی مانند تابلو‌های امام حسین (ع) و ائمه (ع)، لباس‌های متبرک‌شده به خاک معصومین (ع)، تکه‌ای از سنگ حرم امام حسن عسکری (ع)، سنگ متبرک از حرم امام جواد (ع) درآن پیدا می‌شود.
هیئت دوازده‌امامی‌های بالاخیابان، با ۱۲۰ سال سن، قدیمی‌ترین هیئت محله بالاخیابان است که آمد و شد بیشتر ریش‌سفید‌های محله را به خود دیده‌است؛ مردم محل، سال‌هاست که چهارشنبه‌شب‌ها در مسجد دوازده‌امامی‌ها جمع می‌شوند.
حاجی‌حسینی معروف به علمداری، نماد پرچم‌دوزی بازار رضا و منطقه ثامن است؛ این را کسانی می‌گویند که سال‌هاست هنر او را بر پرچم‌‏های مختلف هئیت‌‏های مشهد و ایران دیده‏ و می‌‏بینند.
علیرضا همت آبادی که یک بار به عنوان ورزشکار و بار دیگر به عنوان قاری افتخار دیدار با امام خامنه‌ای را داشت درحالیکه برای سومین بار اسفند سال گذشته به دیدار با رهبری دعوت شده بود از حسرتی می‌گوید که برای همیشه در دلش ماند.
خانم‌های محله پایین خیابان از روز اول جنگ با کار‌هایی که از دستشان برمی‌آید، پای کار آمده‌اند. هر کدام از بانوان با دغدغه‌های شخصی، گویی پیوندی باهم پیدا کرده‌اند که تا پیش از شروع جنگ ناپیدا بود.
زن‌های مشهدی محرم که می‌شود کنج خانه‌ها را حسینیه می‌کنند و هر زنی طوری عزا می‌گیرد. نه نه هاجر و بتول خانم هرسال بساط آشپزی دارند و حلواپزون سحر عاشورا آن‌ها معروف است.
در منطقه ثامن مشهد رسم بر این است که پس از خواندن دعا و زیارت عاشورا و پس از آن‌که روضه‌خوان، روضه را به پایان می‌برد، نوحه‌خوان آهنگ نوحه سر‌می‌دهد و ذکر می‌گیرد؛ در این شرایط عزاداران در اصطلاح دست اوّل را نشسته سینه می‌زنند.
در مدرسه شاهد آل‌طا‌ها در طبرسی، ۱۷ مخترع کوچک از ایده‌ها و اختراعات کوچک و بزرگشان که ثبت یا درحال ثبت شدن هستند، صحبت می‌کنند. همه‌ این بچه استعداد‌های درخشانی دارند.
زهرا رفیعان چهل سالی می‌شود خادم حسینیه کرمانی‌هاست، حسینه‌ای که ۴۰۰ساله قدمت دارد. او سن مسجد را از کتیبه‌ای که ۴۰ سال پیش در نخستین بازسازی آن پیدا شده به خاطر دارد.
شهید عباس دهقان مشغول سنگرسازی بود که حمله هوایی شد، یک ترکش به دستش خورد و دستش را قطع کرد. دستش همانجا در جبهه‏‌های سومار جا می‌‏ماند و خودش را به بیمارستان می‌‏رسانند.
حسن مرزی می‌گوید: مثل هر روز مشغول جارو زدن پیاده‌رو‌ها بودم که کنار ایستگاه اتوبوس پیدایش کردم. خیلی‌ها وقتی مبلغش را می‌شنیدند وسوسه می‌شدند و پیشنهاد‌هایی می‌دادند اما نمی‌خواستم چک را به غیر از صاحبش به شخص دیگری بدهم.
بعضی خاطره‌ها همیشه در ذهنمان می‌مانند؛ آن‌قدر که می‌شود سال‌ها با آنها زندگی کرد و لحظه‌لحظه‌اش را دائم به‌یاد آورد. خاطره دیدار خانواده شهیدان دهنوی با رهبر شهید انقلاب هم از آن دست خاطره‌هاست.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در خیابان نواب‌صفوی یکی اماکنی است که بار دیگر پذیرای زائرانی شده است که به‌علت وضعیت خاص جنگی از شهرهایشان به مشهد پناه آورده‌اند یا برای تشییع پیکر رهبر شهید راهی مشهدالرضا(ع) شده‌اند.
سیده اقدس حقانی موسوی می‌گوید: از همان روز‌های اول خواستیم مؤثر باشیم. تصمیم گرفتیم به‌جای اینکه در این شرایط جنگی، صف‌های نانوایی را اشغال کنیم، نانِ با کیفیت برای بسیجیان بپزیم.