زهرا دهقانی فیروزآبادی تعریف میکند: فاطمه دختر بزرگم وقتی به مدرسه رفت حسین که آن زمان چهارسالو نیم داشت اصرار کرد همراه خواهرش به مدرسه برود. میگفت: اگر من را به مدرسه نفرستی، خودم را آتش میزنم!
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
پدر شهیدان علی و کاظم نوراللهیان به فرزندانش پیوست. حاجآقا نوراللهیان ازآندستکاسبهایی بود که همیشه میگفت طوری باید پول درآورد که در همسایگی حرم، شرمنده امامرضا (ع) نشد.
میهمان سیدمحمود ضیایی هستیم در خانهای که از یک سو منزل نوه «ضیاءالاسلام» است و از سوی دیگر فرزند «نوابصفوی»، اما سادگی چشمگیرش با نسب و موقعیت ساکنانش هیچ سنخیتی ندارد.
خادم تکیه که از خاندان اقوامشکوهی است، میگوید: «این ساختمان اصلا در نداشت و دورتادور غرفهها به یکدیگر راه داشت که مردم مینشستند پشت در حسینیه حصیر و پلاس میانداختیم تا روضهخوانی را بشنوند».
عیدگاه ۶ با تابلوی سروش در گذشته محل استقرار و زندگی یهودیان بود که مردم به آنها جهود (جدید) میگفتند و آنطور که سیدحسن طباطبایی هشتادویکساله میگوید بهنام جهودها معروف بود.
مسجد ائمه بقیع(ع) از تخریبهای اطراف حرممطهر جان سالم به در برد تا در کنار بیش از هفتاد مسجدی که در طرح نوسازی اطراف حرممطهر تخریب و با تجمیع تبدیل به احسن شدند، سرپا بماند.
نوجوان شهید مهدی حقانینجاران، درحالی که هنوز درسش تمام نشده بود تصمیم میگیرد به سربازی برود و به پدرش میگوید: دفاع از اسلام در چنین شرایطی، تکلیف است و رفتن به سربازی اجباری. من الان باید به تکلیفم عمل کنم.
مقبره پیر پالاندوز، مقبرهای که در ابتدای خیابان نواب صفوی در مجاورت بارگاه حضرت رضا (ع) قرار دارد، اما اهالی بیشاز آنکه نامش را بدانند، گنبد زرد و آبیرنگ آن را میشناسند.
راسته عیدگاه هم که ابتدای آن بازار پررونقی واقع شده، در گذشته از یک طرف بهوسیله کوچه حوض نو به محله سرشور و بازار بزرگ و از طرف دیگر به دروازه عیدگاه منتهی میشده است.
علی ربانی که بیش از نیمقرن دوزنده عبا و قبای روحانیان محل و مشهد بوده میگوید: هفتساله بودم که پدرم، مرا به شاگردی برد پیش خیاط، اما مگر اوستاهای آن زمان به شاگردها چیزی یاد میدادند؟
آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی، نخستین مرجعی بود که در زندانهای پهلوی دوم و زیر شکنجه ساواک به شهادت رسید.
مدرسه عباسقلیخان سالها پیش و بهدنبال اختلافی که بر سر تولیت آن بین ورثه پدید آمد، به مدت هفت دهه از اختیار خاندان شاملو خارج شد. در این دوران اداره فرهنگ پهلوی و سازمان اوقاف، عهدهدار امور مدرسه شدند.
علیمردانخان در جواب پدر میگوید: «مالی که بعد از مرگ وقف شود، مثل چراغی است که پشتسر روشن باشد؛ راه را برای انسان روشن نمیکند». بعد از این ماجراست که عباسقلیخان ابتدا مدرسه و بعد، سایر اموالش را وقف میکند.
درِ مطبهای دکتر شیخ در نوغان و پایینخیابان و دکتر حکمت در دریادل همیشه به روی مردم مشهد باز بود؛ چه آنها که پول داشتند و چه آنها که نداشتند.
خلبان شهید، ستوان عباسعلی جاهدیزاده هنگام خواستگاری برای اینکه همسر آیندهاش را با سختیهای ازدواج با فرد نظامی آشنا کند گفت: «عاقبت خلبان، سقوط است»
محمود رعیتنژاد یکی از ۲۳نوجوان بسیجی است که در عملیات بیتالمقدس بهدست نیروهای عراقی اسیر شد.او که حالا مو سپیدکرده بهتر از هر کس دیگری بلد است داستان ایستادگی مردم ما را در دوران جنگ شرح دهد.
کتابخانه مسجد «حاجآخوند» به کنکوریهای محل، کمک بزرگی کرده است. بخشی از فضای این کتابخانه فقط مختص دانشآموزان کنکوری است و در این کتابخانه، کتابها و جزوات درسی ویژه کنکور به امانت داده میشود.
خیابان شهید نوابصفوی ۶ سالهای زیادی است که نام تبریزیها را دارد، اما حتی قدیمیهای محل همچون حاجآقای حلبساز که در همین محدوده به دنیا آمده و هفت دهه زندگیاش در اینجا گذشته است، چرایی آن را نمیداند و میگوید: از قدیم به این کوچه تبریزیها میگفتیم.
نگاهی به یکی از بناهای مرحوم عابدزاده در پایینخیابان که سال ۱۳۹۱ خراب شد.
در مجلس خانواده فاطمی، همه دخترها، عروسها، نوهها و نتیجههای بیبیطاهره به خدمت مشغول هستند. یکی چای میریزد، دیگری چای میگرداند، یکی پای دیگ است و آن دیگری، کفش میهمانان را جفت میکند.