راسته عیدگاه هم که ابتدای آن بازار پررونقی واقع شده، در گذشته از یک طرف بهوسیله کوچه حوض نو به محله سرشور و بازار بزرگ و از طرف دیگر به دروازه عیدگاه منتهی میشده است.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
علی ربانی که بیش از نیمقرن دوزنده عبا و قبای روحانیان محل و مشهد بوده میگوید: هفتساله بودم که پدرم، مرا به شاگردی برد پیش خیاط، اما مگر اوستاهای آن زمان به شاگردها چیزی یاد میدادند؟
آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی، نخستین مرجعی بود که در زندانهای پهلوی دوم و زیر شکنجه ساواک به شهادت رسید.
مدرسه عباسقلیخان سالها پیش و بهدنبال اختلافی که بر سر تولیت آن بین ورثه پدید آمد، به مدت هفت دهه از اختیار خاندان شاملو خارج شد. در این دوران اداره فرهنگ پهلوی و سازمان اوقاف، عهدهدار امور مدرسه شدند.
علیمردانخان در جواب پدر میگوید: «مالی که بعد از مرگ وقف شود، مثل چراغی است که پشتسر روشن باشد؛ راه را برای انسان روشن نمیکند». بعد از این ماجراست که عباسقلیخان ابتدا مدرسه و بعد، سایر اموالش را وقف میکند.
درِ مطبهای دکتر شیخ در نوغان و پایینخیابان و دکتر حکمت در دریادل همیشه به روی مردم مشهد باز بود؛ چه آنها که پول داشتند و چه آنها که نداشتند.
خلبان شهید، ستوان عباسعلی جاهدیزاده هنگام خواستگاری برای اینکه همسر آیندهاش را با سختیهای ازدواج با فرد نظامی آشنا کند گفت: «عاقبت خلبان، سقوط است»
محمود رعیتنژاد یکی از ۲۳نوجوان بسیجی است که در عملیات بیتالمقدس بهدست نیروهای عراقی اسیر شد.او که حالا مو سپیدکرده بهتر از هر کس دیگری بلد است داستان ایستادگی مردم ما را در دوران جنگ شرح دهد.
کتابخانه مسجد «حاجآخوند» به کنکوریهای محل، کمک بزرگی کرده است. بخشی از فضای این کتابخانه فقط مختص دانشآموزان کنکوری است و در این کتابخانه، کتابها و جزوات درسی ویژه کنکور به امانت داده میشود.
خیابان شهید نوابصفوی ۶ سالهای زیادی است که نام تبریزیها را دارد، اما حتی قدیمیهای محل همچون حاجآقای حلبساز که در همین محدوده به دنیا آمده و هفت دهه زندگیاش در اینجا گذشته است، چرایی آن را نمیداند و میگوید: از قدیم به این کوچه تبریزیها میگفتیم.
نگاهی به یکی از بناهای مرحوم عابدزاده در پایینخیابان که سال ۱۳۹۱ خراب شد.
در مجلس خانواده فاطمی، همه دخترها، عروسها، نوهها و نتیجههای بیبیطاهره به خدمت مشغول هستند. یکی چای میریزد، دیگری چای میگرداند، یکی پای دیگ است و آن دیگری، کفش میهمانان را جفت میکند.
ماشاالله نیکفرد در تظاهرات ۹ دی ۵۷ به شهادت رسید و پسرش حسن نیکفرد در عملیات ثامنالائمه (ع) جنگ تحمیلی پرکشید. وقتی حسن برای رفتن به خدمت سربازی اقدام کرد، به او گفته بودند شما میتوانید معافیت بگیرید، اما او قبول نکرد.
سیدکفاش مرد کمحرف و آرامی که سالهاست در اطراف حرم، بساط واکس صلواتی خود را پهن میکند و غبار از کفش زائران حضرتش میزداید.
محلات قبر میر، عیدگاه، سرحوض، جدیدها و غیرشمارها از جمله محلات قدیمی مشهد است که اکنون در حدود محله پایینخیابان قرار دارند.
روزی که حسین حسینی بهعنوان امدادگر افتخاری عازم جبهههای جنوب شد، شهادتین را زیر لب زمزمه کرده بود، اما قسمتش فقط جاماندن یک پا در خاک جبهه بود.
کاسب مهربان و دلسوز خیابان وحدت، هوای همسایههایش را دارد.
ابتداییترین کوچه خیابان شهید نوابصفوی، سالهاست محل انتظار جنازهها برای ورود به حرممطهر برای دادن آخرین سلام میت به حضرت است.
داستاننویس مشهدی میگوید: عیدگاه نمونهای از یک شهر کوچک بود که چند قهوهخانه خیلی خاص داشت. یکی از آنها، قهوهخانه «دربانها» بود که پاتوق آدمهای درستوحسابیتر بود.
درباره معبری که در گذشته، تنها راه ارتباطی تهپلمحله با طبرسی بود، اما امروز با نام یک پهلوان گره خورده است.