ناصر سیرجانی که از ۵ سالگی وارد بازار کار شده و شاگردی کرده معتقد است قبل از شروع کاسبی باید چند سالی شاگردی کرد.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
خیابان فرعی شهید شوشتری ۱۰ را مشهدیها با نام کوچه «حاجابرام»، خیر و واقف حمام موجود در این مسیر میشناسند.
بخش دندانپزشکی این درمانگاه خیریه خطیب به همت دکتر محمدعلی کاری و همسرش، دکتر ماهرخ فعال شده است. آنها نسل اول دندانپزشکان مشهد هستند.
بعد از کودتای سال ۱۳۳۲، فرهنگ سمعی و بصری برای آموزش ارائه میشود. در همین روزها مدرسهای در خیابان آزادی ساخته میشود بهاسم «نمونه». این مدرسه بهتمام معنا نو است و احمدعلی منتظری میشود یکی از معلمانش.
شهید شوشتری ۷ امروز فقط در یک کوچه خلاصه میشود. این کوچه که در طرح نوسازی خیلی کوچک و جمع وجور شده بود، قبل از کشیدن این بولوار چندین فرعی به نامهای سیاه آب، پی آب، منبع آب و خارکنها داشت.
در دیزیسرا انواع غذاها به مشتری ارائه میشود از اُملت گرفته تا تخممرغ، دیزی و غذاهای مشابه، از همین رو باید کسی که میخواهد وارد اینکار شود، آشپزی بلد بوده و با طعمها آشنا باشد.
کوچه ساربانها که حالا روی تابلوهایش، «نوابصفوی ۱۲» و «شهید صفار شاهرودی» نوشته شده است، روزگاری نخستین پاتوق و استراحتگاه کاروانهای تجاری و زیارتی در مشهد بود.
حسین افخمیروغنگیران که ۱۷ سال بیشتر نداشت، نباید آنجا میبود؛ پدرش اجازه عزیمت به جبهه را به او نداده بود و او قاچاقی و با رضایتنامه جعلی راهی میدان جنگ شده بود. آن روزها، اما خیالش راحت بود.
وحدت ۱۹ صدسال پیش به نام کوچه اول بهره معروف بود. بعدها بهدلیل اتصالش به کوچه باغ دولاب، این نام را گرفت و با احداث مدرسه انوشیروان در شش دهه پیش، بهنام مدرسه شهره شد.
سوپرمارکتها ادامهدهنده راه همان بقالیهای قدیم است، امروزه شکل و شمایل خود را عوض کرده و با تغییراتی که از نحوه چیدمان اجناس گرفته تا نحوه سیستم عرضه، از حالت گذشته خود فاصله گرفته
پایینخیابان از قدیم، محله جنبوجوش علافیها بوده است. هنوز هم مغازهدارهای فراوانی میراثدار همین پیشه قدیمی هستند. «سیدمحمد آشگران» یکی از همانهاست که هنوز به «بارفروشی» مشغول است.
در این گزارش مروری شده است بر روزگار کوچه راد (وحدت ۳/ ۱) با قدمتی قاجاری که ریشه در یک داستان قدیمی دارد.
علیرضا مجنونپور میگوید: ترمه فروشی سرمایه بسیاری میطلبد. برای همین کسانی که به سمتش میآیند، هم باید علاقه داشته باشند و هم صبر زیاد. در غیر اینصورت ضرر میکنند.
ناصر بهلولی، جانباز و آزاده جنگ تحمیلی در اولین روز بازگشتش به مشهد با خوردن سهقلیه جگر روانه بیمارستان شد. خودش میگوید: «معدهام تعجب کرده بود، شاخ درآورده بود و هضم نمیکرد که این چه غذایی است؟»
رضا صادقی میگوید: بسیاری از حسینیههای مشهد، دستخوش تغییر و معاصرسازی شدهاند. اما این تکیه با اینکه ۱۵۰ سال قدمت دارد، ساختار اصلیاش حفظ شده است که آن را بسیار خاص میکند.
با وجود اینکه کله پاچه در برخی ردهبندیهای اینترنتی، رتبه چهارمین غذای چندشآور دنیا را به خود اختصاص داده است، میان مردم منطقه ثامن بازار خوبی دارد.
احمدآقا زرغامنیا یکی از فرصتهای مغتنم کوچه کاشانی ۱۰ است میگوید: برای سماورسازی در شهر صرف نمیکرد که برای خرید وسایل یا تکههایی که لازم دارد، مدام از این سرِ شهر به آن سر شهر بروم.
در منطقه ثامن مشهد میتوان افرادی را پیداکرد که برای راهاندازی فلافلفروشی از جنوبیترین شهرهای ایران به جوار بارگاه منور رضوی آمدهاند و افتخارشان هم این است که اصیلترین فلافل و سمبوسه عرب را میپزند.
سیدمحمدرضا برادرانمحسنیان، ۱۸ ساله بود. بیشتر از ۴۰ روز از حضورش در جبهه نمیگذشت که در عملیات فتح خرمشهر و در منطقه حسینیه کوشک به شهادت رسید و مفقودالاثر شد؛ درست روز پایان عملیات بیتالمقدس!
علیاصغر فرجی میگوید: دروپنجرهسازی از آن شغلهاست که ضایعات فراوانی نیز به همراه دارد؛ ضایعاتی که هر کاسبی با فروش آنها میتواند بخشی از هزینههایش را جبران کند.