محله پایین خیابان - صفحه 9

محله

پایین خیابان

محله پایین خیابان

محله پایین‌ خیابان به‌ دستور شاه‌عباس اول صفوی به‌طول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایین‌خیابان ایجاد شد. از آن‌جا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» می‌گفتند. اکنون بسیاری از هتل‌های معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.

محله پایین خیابان
حرف‌های منبری مسجد گوهرشاد در جان و دل بزرگ لوطی‌های محل اثر کرد تا «اصغر حلبی» برود پی درس دین و نماز و روزه واجب و مستحبی، آن‌طور که گویی این مرد، آن مرد قبلی نیست و به کلی عوض شده است.
گشتی در یکی از کوچه‌های به‌یادگارمانده از عهد صفوی که روزگاری سکونتگاه هندی‌ها و داروغه مشهد بوده است.
پدر شهیدان علی‌اکبر، حمیدرضا و حسین دهنوی به فرزندان شهیدش پیوست. او تا آخرین نفس‌های نودوهفت‌سالگی‌اش از اصول و آرمان‌هایش دست نکشید.
دکتر محمود واعظی می‌گوید: اگر امروز من از دوجا دکترای علوم قرآنی دارم، مدیون همان خودکار سبز چهل سال پیش هستم که در یک جلسه محفلی گرفته‌ام.
حاج رجبعلی دهنوی می‌گوید: مادرش برای آنکه حمید را پایبند خانه کند، به او گفت: دختری را برایت انتخاب کرده‌ام؛ بیا امشب برویم خواستگاری. حمید گفت: من با جبهه ازدواج کرده‌ام.
نخستین نام مطرح‌شده برای معرفی این کوچه که هنوز هم گاهی قدیمی‌های کوچه به آن اشاره می‌کنند، «قراولخانه حاج‌بهادر» است؛ نامی که قصه‌ای قدیمی دارد.
حاجیه‌خانم زهرا دائمی نزدیک به ۳۰ سال است مراسم عزاداری اول‌بانوی بزرگ اسلام را در ایام فاطمیه در منزل اجدادی خود برگزار می‌کند. او می‌گوید: تا هستم درِ خانه اجدادی‌ام بر روی عزاداران فاطمه(س) باز است.
هنوز ردونشان شتر‌ها را در چند معبر پایین‌خیابان می‌توان پیدا کرد. در خیابان شهید سالاری‌مقدم که روزگاری با نام ساربان‌ها شناخته می‌شد، فرعی ششم به‌نام «شترخون» معروف است؛ محلی که در سال‌های دور گذشته محل نحر شتر بوده است.
خیابان امیرالمؤمنین (ع) ۶ در نقشه قاجاری مشهد خیابان بزرگی است که روی آن نام حوض‌خرابه نشسته است و فرعی‌هایش همه بی‌نام هستند. یکی از این فرعی‌ها آن روز‌ها به‌نام خاندان رئیس‌الساداتی‌ها بود.
نواب‌صفوی ۵ محل زندگی خاندان و نوادگان سیدنعمت‌الله موسوی جزایری بودند و نام کوچه به پیشه خانوادگی آن‌ها یعنی رنگرزی نخ‌های قالی مرتبط بوده است.
شهید محمد مخیر ایرانی ۳۱ سال مفقودالاثر بود. او ۱۲ اسفند۶۲ و در عملیات خیبر و جزیره مجنون به شهادت رسید.
هیجدهمین روز از فصل زمستان سال ۶۲ است که محمدعلی برای آخرین‌بار مادر را در آغوش می‌گیرد، بر شانه‌های پدر بوسه می‌زند و می‌رود تا داغ هجران یوسف در دل یعقوب همچنان زنده بماند.
ناصر سیرجانی که از ۵ سالگی وارد بازار کار شده و شاگردی کرده معتقد است قبل از شروع کاسبی باید چند سالی شاگردی کرد.
خیابان فرعی شهید شوشتری ۱۰ را مشهدی‌ها با نام کوچه «حاج‌ابرام»، خیر و واقف حمام موجود در این مسیر می‌شناسند.
بخش دندان‌پزشکی این درمانگاه خیریه خطیب به همت دکتر محمدعلی کاری و همسرش، دکتر ماهرخ فعال شده است. آن‌ها نسل اول دندانپزشکان مشهد هستند.
بعد از کودتای سال ۱۳۳۲، فرهنگ سمعی و بصری برای آموزش ارائه می‌شود. در همین روز‌ها مدرسه‌ای در خیابان آزادی ساخته می‌شود به‌اسم «نمونه». این مدرسه به‌تمام معنا نو است و احمدعلی منتظری می‌شود یکی از معلمانش.
شهید شوشتری ۷ امروز فقط در یک کوچه خلاصه می‌شود. این کوچه که در طرح نوسازی خیلی کوچک و جمع وجور شده بود، قبل از کشیدن این بولوار چندین فرعی به نام‌های سیاه آب، پی آب، منبع آب و خارکن‌ها داشت.
در دیزی‌سرا انواع غذا‌ها به مشتری ارائه می‌شود از اُملت گرفته تا تخم‌مرغ، دیزی و غذا‌های مشابه، از همین رو باید کسی که می‌خواهد وارد این‌کار شود، آشپزی بلد بوده و با طعم‌ها آشنا باشد.
کوچه ساربان‌ها که حالا روی تابلوهایش، «نواب‌صفوی ۱۲» و «شهید صفار شاهرودی» نوشته شده است، روزگاری نخستین پاتوق و استراحت‌گاه کاروان‌های تجاری و زیارتی در مشهد بود.
حسین افخمی‌روغن‌گیران که ۱۷ سال بیشتر نداشت، نباید آنجا می‌بود؛ پدرش اجازه عزیمت به جبهه را به او نداده بود و او قاچاقی و با رضایت‌نامه جعلی راهی میدان جنگ شده بود. آن روزها، اما خیالش راحت بود.