بتول بهرامی از سال۱۳۸۱ که روزگار، همسرش را از او گرفت، قرار شبانهاش با حرم ترک نشده است. او نیمهشب راهی زیارت میشود و تا بعداز طلوع خورشید آنجا میماند.
محله
پایین خیابان
محله پایین خیابان به دستور شاهعباس اول صفوی بهطول یک کیلومتر از حرم مطهر تا دروازه پایینخیابان ایجاد شد. از آنجا که بخش انتهایی خیابان اصلی شهر در این محله قرار داشت، مردم مشهد به این محله «ته خیابون» میگفتند. اکنون بسیاری از هتلهای معروف مشهد در پایین خیابان قرار دارد.
نگار بعد از هشتسال نواختن تار و سهتار و کسب چندین رتبه شهری و رتبه اول استانی و راهیافتن به مرحله کشوری تکنوازی تار، مطمئن است که آینده شغلی و حرفهایاش در همین مسیر رقم میخورد.
هنرستان بصیرت در محله پایینخیابان، در اقدامی خلاقانه دوره کارآموزی دانشآموزان را در خود مدرسه برگزار میکند.
نیما غایبی جوان محله پایینخیابان در کودکی حافظ کل قرآن شد و مقام سوم مسابقات استانی را به دست آورد.
شروعبهکارِ سیداصغر گمراتیان، کفاش قدیمی اینگونه رقم خورد؛ «معلمها خیلی با ما بچهها بدرفتاری میکردند. یک روز آمدم خانه و گفتم مدرسه نمیروم و از هشتسالگی، ما را گذاشتند گیوهدوزی.»
موکب امامحسین (ع) چهارسالی است که در دهه اول محرم به همت ششبرادر حداد راهاندازی شده است. کمککنندگان در این موکب همه یا فامیلاند یا دوستانی که به آنها پیوستهاند.
علی کاظمی تعریف میکند: شیر آب که نبود، مردم از آب قنات استفاده میکردند برای وضو و آشامیدن. ظهر که میشد، رضا آهنگر بدون معطلی قفلی روی در دکان میزدند و با آب همان چاه وضو میگرفت.
محمدحسین اسلامی درباره عشق پدرش به اهلبیت (ع) میگوید: هنر ماندگار پدرم در حرم فقط بخشی از علاقه او به ائمه (ع) است. او شاعر آیینی بود و شعرهای زیادی برای مناسبتهای مختلف و برای ائمه (ع) سروده است.
باوجود سندی قدیمی که میگوید متولی وقف از حدود صد سال پیش، سقای دهستانی بوده، ساکنان قدیمی کوچه بهادرخان معتقدند این محدوده دستکم صدسال است که بهنام بهادرخان و تکیه نیز به همین نام شناخته میشود.
نزدیک بودن بقعه امامزاده سید محمد به حرم مطهر رضوی این مکان زیارتی را به پاتوق زائران تبدیل کرده است.
گلخانه شهرداری منطقه ثامن با گلهای رنگارنگ و درختچههای متنوعش، سالهاست خانه دوم علی محمدپور، جانباز سیدرصد اعصابوروان است، مأمنی سرشار از آرامش که حاصل دسترنج خودش در ۲۱ سال گذشته است.
لاریجانی فقط امام جماعت نیست و باتوجه به علاقهاش به کار تربیتی برای نوجوانها، بخش بزرگی از کارهای فرهنگی مسجد را هم به عهده گرفته است. از مدیریت قرائتخانه دکتر و مهندسساز آن گرفته تا برپایی جلسات قرآن.
مسعود بحرودی میگوید: آن موقع کوچه حمام باغ خاکی بود. ۳ هزارو ۵۰۰ تومان دادم و مغازه را از حاجیصباغ خریدم. بعد حسنآقا اعتمادی شیرینیپز آمد و بعد کوکبخانم آرایشگاه زد.
علیاکبر زرینمهر نقاش برجسته مشهدی دركارهاي رئاليسم، محلهها و كوچههاي قديمي مشهد مثل پايين خيابان را به تصوير ميكشيد. او حتی در نقاشی پستمدرن هم از محيط اطراف الهام ميگرفت.
برای فریبا شکیبا طبیعت بهترین معلم و درمانگر بوده است. او خودش را در سفر شناخته و متوجه شده که در رویارویی با مشکلات تا چه حد توانمند است.
پهلوان حسن ریاحی جزو معدود افرادی بهشمار میرود که بالاترین رتبه باستانی را از آن خود کرده است. او وقتی وارد زورخانه میشود، ورزش بههم میخورد و همه به احترامش میایستند و مرشد برایش زنگ میزند و صلوات میفرستد.
زهرا بلالی تعریف میکند: آن زمان که تعداد بچههای هر خانه زیاد بود و رفتن به پارک هم خیلی مرسوم نبود، در همین کوچه باریک، بازیهای یهقلدوقل، وسطتنها و خطبازی انجام میدادند.
«نبیبخش» روحانیای که ۱۲۴ سال پیش به عشق امامرضا (ع) از هند به مشهد آمد و پس از فوت، بر اساس اسناد مکتوب موجود، در سرداب تکیه کرمانیها براساس وصیتی که خودش کرده بوده، به خاک سپرده شد.
جواد سلحشور میگوید: برای یک فرزند فرقی ندارد که پدر و مادرش چه زمانی چه کاری دارند، هوا سرد است یا گرم؛ هر وقت نیاز باشد برای کمک حضور دارد. بچههای هیئت ما هم برای پدر و مادر شهدا همین کار را میکنند.
در سالهای دفاع مقدس حجیه علیزاده، مادر شهیدان پوراکبر چشمانتظار مردهای خانه بود؛ زنی که به گفته خودش از امانتهای خدا دست شسته بود و در راه اسلام و امام (ره) فرستاده بودشان زیر آتش جنگ.