منطقه ۲ - صفحه 129

منطقه ۲

بزرگ‌ترین منطقه مشهد

منطقه ۲ بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین منطقه شهری مشهد است که محله‌های برخوردار و کم‌برخوردار بسیاری را در بر می‌گیرد. کوچه حسین‌باشی که طولانی‌ترین کوچه شهر است و بوستان حجاب که اولین بوستان ویژه بانوان در مشهد است، در این منطقه قرار دارد. مجموعه تفریحی‌گردشگری سپاد با برخورداری از مراکز تجاری و تفریحی و میدان جانباز با برج‌های تجاری و رستوران‌هایش، هر روز شهروندان و مسافران زیادی را برای خرید و تهیه سوغات به این محدوده شهر می‌کشاند. راسته‌بازار‌های مختلف ازجمله، بازارخطی پارچه و پرده در خیابان تعبدی، راسته کفش در خیابان عامل، راسته سرامیک در ابوطالب و... از دیگر ظرفیت‌های این منطقه است. فراوانی زمین‌های رهاشده، زباله‌گردها، فروشندگان مواد و آشپزخانه‌های تولید مواد صنعتی در محدوده توس از مشکلات چشمگیر این منطقه است. در مساحت ۳۸۴۴ هکتاری منطقه ۲ حدود ۵۱۳ هزار نفر زندگی می‌کنند.

بعد از گذشت مدتی استعداد مهرانه در دوخت لباس‌های عروسکی آشکار شد و مهرانه از مادرش خواست که خیاطی را به او بیاموزد. برای مادرش باورکردنی نبود چون مهرانه سن و سالی نداشت و کار با چرخ خیاطی صنعتی و برقی بسیار سخت بود. مادر با هماهنگی پدر، بخش‌های آسان و ساده خیاطی را به او آموخت و مهرانه نیز با علاقه و جدیت پیگیری می‌کرد.
دهه50 بخشی از محله خواجه‌ربیع مشهد که خارج از شهر قرار داشت مرکز صنف آهنگران بود و بیشترین مغازه‌های آهنگری در آنجا قرار داشت. آهنگران به همراه خانواده‌هایشان در این محدوده ساکن بودند. ساخت ابزار کشاورزی مانند داس، بیل، خیش و خرخره و دوکارد و چاقو کار مهم آهنگرها بود.
احمد فاطمی از فروشندگان مواد شوینده در محله مطهری می‌گوید: با شیوع کرونا به دلیل تأثیر مستقیمی که رعایت بهداشت فردی در کنترل و پیشگیری از بیماری دارد ناگهان با تقاضای بسیار زیاد موادشوینده و ضدعفونی‌کننده روبه‌رو شدیم. با این افزایش تقاضا، همه مواد شوینده و ضدعفونی که در مغازه و انبار داشتیم در مدت کوتاهی فروخته شد. علاوه بر این، قیمت ماسک نیز افزایش چشمگیری پیدا کرد و حتی یک بسته 10تایی ماسک تا 30و40هزار تومان فروخته شد.
نزدیک به 700برگه که هر کدامشان بخشی از تاریخ مشهدقلی و حتی شهرمان است در جعبه مهمات روی هم ریخته شده است: نزدیک به 5سال است از اسناد قدیمی گرفته تا سماور و ظروف قدیمی را از پستوها و زیرزمین‌ها جمع کرده‌ایم. در این بین هر عکس را که از دفاع مقدس پیدا کردیم به بنیاد حفظ آثار تحویل دادیم تا اسکن کرده و از آن به عنوان تاریخ جنگ حفاظت کند. اما هنوز نتوانسته‌ایم با کل اسناد کار خاصی انجام بدهیم. این بخشی از روایت محمود جنگی درباره هویت محله است.
کوچه حسین‌باشی، یکی از محله‌های قدیمی مشهد است که از یک طرف به مطهری شمالی 7 و از سمتی دیگر به آیت‌الله عبادی 18 متصل است. اهالی آن، محله حسین‌باشی را هویت خود می‌دانند و به گفته خودشان به این هویت علاقه دارند. درست است که تعدادی از خانه‌های محله رنگ و بوی سنتی خود را از دست داده‌اند و به شکل ساختمان‌های امروزی درآمده‌اند اما هنوز هم خانه‌هایی با بافت قدیمی در محله یافت می‌شود؛ حتی هستند مغازه‌هایی که شکل ظاهری آن‌ها به همان صورت قدیمی با ترکیب سنتی باقی مانده است.
پدرم با تحصیلات امروزی خیلی موافق نبود، اما من خاطرات شیرینی از تحصیل کنار پدرم به یاد دارم، زیرا نزد او به شیوه مکتب‌خانه‌ای درس خواندم و نوشتن را هم از پدرم یاد گرفتم. شیوه مکتب‌خانه به این شکل نیست که از همان نخست حروف الفبا را آموزش دهند. ابتدا قرآن را فرا می‌گرفتیم و سپس هجی، روان‌خوانی و تجوید آموزش داده می‌شد و در نهایت فارسی‌خوانی شروع می‌شد. من کتاب‌های زیادی از جمله عاق والدین، شاهنامه، هفت پیکر نظامی‌گنجوی و ... را با پدرم خواندم، یعنی او این کتاب‌ها را درس می‌داد. او می‌خواند و ما تکرار می‌کردیم. آن‌قدر می‌خواند که ما در خواندن آن‌ها روان می‌شدیم. بعد از خواندن، نوشتن را به من یاد داد که آن هم به شیوه سرمشق بود.
مولاداد محمدی به‌یاد دارد که قبل از رفتن علی‌محمد به سوریه به او می‌گفت تو همه چیز داری، چرا می‌روی؟ آن‌وقت علی‌محمد طوری درباره رفتن با پدر صحبت کرد که اگر مانعش می‌شدند، انگار گناه کبیره کرده  بودند! مولاداد دوست داشت علی‌محمد را هم مثل بقیه پسرهایشان داماد کند، اما او زیر بار نمی‌رفت. این پدر صبور می‌گوید: علی‌محمد در سال‌های آخر بعد از حضور در سوریه، وقتی اصرار ما را برای داماد شدنش می‌دید، چندباری به شوخی می‌گفت برای من از سوریه زن بگیرید. اگر در ایران ازدواج کنم، آن‌وقت همسرم نمی‌گذارد برای جنگیدن به سوریه بروم.