تمام نقشآفرینانش گروه «کهکشان نوجوانی» زنان کربلایی هستند. زنانی از ۱۴۰۰ سال قبل که از زبان خودشان داستان راستان کربلا را روایت میکنند.
استاد محمد شاهرودی، هنرپیشه نقشهای اسطورهای در نمایشهای تائیرگذار دوره خودش بود. او تنها بازمانده نسل اول تئاتر مشهد بود و بعد از ۹۲ سال زندگی هنرمندانه در اواخر اولین ماه زمستان سال ۹۶ خاک صحنه را ترک کرد.
حسن قادری سال ۶۶ به صورت جدی به بازیگری در تئاتر کودک مشغول میشود و همان سال در تئاتری با موضوع جنگ روی صحنه میرود اما درست وسط اجرای نمایش صدای آژیر قرمز به گوش رسید.
کریم جشنی در نمایش رادیویی «یکتکه از ماه» داستان مقطعی از زندگی جهادگر شهیدمهندس محمد طرحچی را روایت میکند. شهید نخبۀ محلۀ «شهیدهاشمینژاد» که کمتر از او شنیدهایم.
مهدی یاقوتینیت از کودکی عاشق بازیگری بوده و فیلمهای زیادی تماشا میکرده است. این بازیگر تئاتر تاکنون نقش های متنوعی را بازی کرده و پیش تر آپاراتچی سینما سیمرغ بوده است.
هدف سید جواد رحیمزاده از راهاندازی گروه هنری ققنوس در سال۸۰ تولید نمایشهای خاص کودک و نوجوان بود.
مهدی یاقوتینیت که از کودکی عاشق بازیگری بوده و فیلمهای زیادی تماشا میکرده، حالا خودش از هنرمندان جوان شهرمان است او دوست دارد نقش هیتلر را بازی کند.
یکی از نقشهایی که با آن زندگی کردم شخصیت راهب در تئاتر کاروان خورشید بود.بهخصوص صحنهای که راهب با سر امام حسین (ع) در صندوق صحبت میکند.
تئاتر «سندباد در ایران» کوشیده با نظر به اسطورههای کهن ایران، اسطورههای معاصر را بهشکل جذاب به کودکان و نوجوانان معرفی کند.
«محمود ثابتنیا» در پرونده هنری خود سابقه بازیگری، نمایشنامهنویسی، عکاسی و فیلمنامهنویسی را دارد و مقام اول بازیگریِ جشنواره سوره جوان را هم کسب کرده است.
جواد علیزاده، کارگردان خوشنامی است که مدتها در تهران کار کرده، اما به قول خودش به دلیل علاقمندی به شهر و زادگاهش به مشهد بازگشته است.
در مشهد به گروه سیاه بازها، گروه «مطرب ها» نیز میگفتند. مرکز تجمع هنرمندان این گروهها در محله پایین خیابان و قهوه خانه معروف «ماشالانوروز» بود.
پژوهش علمی فیروزه مدیر خراسانی و سهراب خواجه نژاد زوج هنرمند محله هاشمیه، درباره «تاثیر فرهنگ عامه از طریق تئاتر بر کودک» آنان را به اسیتژ تئاتر کودک در آفریقای جنوبی برد.
زندگی بهاره فاضلی مانند یک اثر هنری است. انگار نمایشی روی پرده رفته است که نقش اول آن زنی است که مدام در تکاپوست. از مادری برای سه دخترش گرفته تا طراحی لباس و دستیاری کارگردان.
مهاجر شبیه سه برادر دیگرش روشندل است و از همان دوران کودکی با نورها، اصوات و حواس دیگری دنیا را لمس میکند. همان اولین تئاتری که شاهدش بوده است چراغ یک اتاق تاریک را در ذهن مهاجر روشن میکند. او را از محدوده محصور وجودش بیرون میکشد و پایش را به دنیای واقعی باز میکند. رؤیای بازی روی صحنه نمایش خیلی زود برای او محقق میشود.
هنردوستان، علیاصغر لشکری را بیشتر به نقشهای سیاهبازی و بداههگوییهای بینظیرش میشناسند اما بیش از 1500آیتم تلویزیونی و پنجاهنمایش تئاتر در نقشهای متفاوت، بیانگر استعداد این هنرمند قدیمی و ساکن محله شریعتی است. نقشهایی مانند نقش هاشم در تئاتر «شقایق دره» که برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فجر در سال1369 شده است. ساعتی قبل از اجرای نمایش «گرگ ناقلا و بره بلا» او را در سالن نمایش مرکز تخصصی تئاتر کودک و نوجوان ملاقات میکنیم؛ پای کارگردانی نمایش. مرد مهربان تئاتر شهرمان، دلش همیشه به صحنه گرم است و ساز حالش با صحنه کوک.
شاید نام ابوالفضل غلام حسین زاده به گوشتان نخورده باشد، همه او را با نام امیر قویدل می شناسند. نام او با بسیاری از فیلم های خاطره انگیز سینما که در دوران کودکی و نوجوانی دیده ایم گره خورده است. بسیاری از فیلم های او فراتر از نام های یک کارنامه هنری است و از آثار جریان ساز سینمای ایران به شمار می آید. قویدل یک سینماگر برجسته تاریخ سینمای ایران است که در مشهد به دنیا آمد و در محله سرشور بزرگ شد و رشد کرد.
تجربه دستوپنجه نرمکردن با مشکلات باعث شد «نمیتوانم» برای علیرضا طهانزاده معنا نداشته باشد. این جوان ساکن محله آیتالله عبادی توانست در مدت چهار سال کار حرفهای در حوزه تهیهکنندگی و نویسندگی سینما، پنج اثر هنری را خلق کند؛ مسافر، هِرَم، پرواز ۷۳۷، کاش در خانه بودم و هنرمند گرسنگی ازجمله کارهای این هنرمند متولد 1374 است.
محمدجواد خاکنژادی، نوجوان هفدهساله محله کوثر، پنجسالی است که نقالی را شروع کرده و با تلاش و پشتکار فراوانی که داشته موفق شده است بر رقبایش از شهرهای مختلف پیروز شود و امسال رتبه دوم کشوری نقالی را در جشنواره فردا از آن خود کند. او معتقد است نقالی هنری کامل است و میتواند برای پیشرفتش در تئاتر مؤثر باشد.
در هنر گذر عمر را نمیفهمی. هر روزت تازه است. این یعنی گریز از تکرار. آنچه آدم را نابود میکند پدیده تکرار است. این هنر پله روبه جلو است. هر کاری که ارائه میدهی کاملتر از قبلی است. هر اثر جزئی از هنرمند است چون زمانی از عمرش را در آن سپری کرده است. با همه این اوصاف اگر صدبار دیگر به دنیا بیایم باز همین راه را پیش میگیرم چون دنیایی را جذابتر از دنیای هنر نمیشناسم.