ساخت بیش از ۱۵۰ عروسک خلاق از مواد بازیافتی برای نمایشنامهها، نوشتن ۴۰۰ نمایشنامه، بازی در ۲۰ تئاتر، نویسندگی و کارگردانی بیش از ۳۰۰ مجموعه عروسکی نمایش تئاتر و... اینها بخشی از رزومه محترم رضایی، هنرمند ساکن محله آب و برق، است. او اولین نمایشگاه سه بعدی در زمینه حرکت امام رضا (ع) از مرو تا نیشابور را طراحی و اجرا کرده همچنین در سال ۸۹ اولین پینتبال زیر ۱۳ سال را طراحی و راهاندازی کرده است. کارهای بسیاری از او در گروه کودک شبکههای خراسان رضوی، جنوبی، شمالی و کیش پخش شده است.
هفت خوانشگر گروه به روی سن میآیند و ما را به دنیای کلماتشان میبرند. کلماتی که برای خوانششان گروه چندین ماه زمان گذاشته است تا یک کار خوب را اجرا کند. تماشاگران که اغلب جوان هستند سوار بالِ کلمات میشوند و به روز عاشورا میرسند. کلمات این بار از سوی آدمها روایت نمیشوند و این اشیای جان گرفته صحرای کربلا هستند که به حرف آمدهاند و سعی میکنند از رنج روز واقعه بگویند.
از زمان تعطیلی مجموعه تئاتر شهر بیش از یکسالونیم میگذرد و در این مدت در مجموعه باز نشده است. در حالی که بسیاری از مجموعههای هنری کشور در این مدت دوباره بازگشایی شدهاند و اجراهایی داشتهاند. نکته مهم این است که علاوهبر بسته بودن مجموعه تئاتر شهر، در این مدت که فرصت زیادی هم بوده است هیچ برنامهریزیای برای دوران پایان کرونا و بازه کاهش موج ابتلا نشده است. در این زمان مسئولان فرهنگی میتوانستند هنرمندان را دعوت کنند و درباره وضعیت بازگشایی یا بهرهبرداری مجموعه تئاتر شهر صحبت و مشورت کنند که چنین کاری هم انجام نشد.
من افتخار میکنم که اولین کار تئاترم را با عنوان «آرامسایشگاه» با علی نصیریان انجام دادم. کاری که نویسنده آن آقای بهمن فرسی بود و خسرو شکیبایی در آن تئاتر بازی میکردند. زمانی که برای دریافت دستمزد به آقای نصیریان مراجعه کردم در کمال تواضع جلوی پای منِ جوان از پشت میز بلند شد و با احترام گفت میتوانید برای کارهای بعدی هم در گروه ما حضور داشته باشید. من که در عالم جوانی قدر فرصتهای ناب را کمتر متوجه میشدم کوتاهی کردم و کمتر حضور پیدا کردم.
سید امین کاظمزاده کارگردان، نویسنده و بازیگر سینما و تئاتر است که از دوران کودکی کارش را شروع کرده است. او 8تئاتر را به روی صحنه برده، یک سریال را کارگردانی کرده که در انتظار نمایش است و یک فیلم سینمایی برای جشنواره فجر در دست تولید دارد. این کارگردان جوان و آیندهدار محله سیدی که در فیلمش قصد دارد از بازیگران تراز اول کشورمان استفاده کند، بیشتر مراحل پیشتولید را طی کرده است.
گیشه از قدیم یکی از آرزوهای دیرینه ما هنرمندان تئاتر بوده است. همیشه با خودمان فکر میکردیم آیا میشود در مشهد هم گیشهای داشته باشیم و تماشاگران در صف انتظار برای تهیه بلیت بایستند! در گذشته اصلا گیشهای نبود، حتی با کارت دعوت هم بهزور افراد را جمع میکردیم، اما حالا شرایط تغییر کرده است، شنیدهام برخی نمایشها بیش از 250میلیونتومان هم فروش رفتهاند که اتفاق بسیار نادر و مبارکی برای تئاتر است.
خاطرات خلیلی به اندازه یک عمر سفر است اما نه سفری معمولی، بلکه یک عمر هنر در سفر. او ادامه میدهد: بعد از آن به کلات نادری رفتیم، فرش کردن کلات نادر هم ماجرای جالبی بود. اگر به کلات نادری رفته باشید حتما دیدهاید آجرهای کف آن ششضلعی است. ما آن آجرها را به روش خاصی در مصلی مشهد پختیم و در کلات نادر فرش کردیم. ما در مصلی مشهد حتی کاشیپزی هم میکردیم که کورههای آن هنوز وجود دارد. آن زمان بردن آجرها از مشهد تا کلات کار سادهای نبود. امکانات مانند الان نبود که دو ساعته به کلات برسیم. نه جاده، جاده درستی بود و نه ماشین. در آنجا فقط یک ماشین امکان رفتن داشت ظهر که ماشین حرکت میکرد 12شب به کلات میرسیدیم.
وقتی قرار است فیلمی در مشهد ساخته شود، کارگردان و بازیگر از تهران دعوت میشوند و هزینههای بالایی صرف اسکان و غذای آنها میشود، اما کارگردانان و بازیگران مشهدی مادامی که در این شهر ساکن باشند، حتی اگر مهارت بالایی داشته باشند نادیده گرفته میشوند، ولی به محض اینکه همین بازیگر یا کارگردان مشهدی، به تهران برود و در آنجا ساکن شود باز برای آوردنش به مشهد کلی هزینه میکنند.
وقتی دلتنگیها به پایان میرسید و پدر محمدمهدی از جبهه برمیگشت برای او و خواهرهایش روز خاصی بود: وقتی پدرم از جبهه برمیگشت را کاملا به یاد دارد. ما در کوچه بازی میکردیم پدرم از ماشین پیاده میشد او را که میدیدیم. با اشتیاق به طرفش میدویدیم و خودمان را در بغلش رها میکردیم. این حس را وقتی از سفرهایم برمیگشتم و بچههایم به سمتم میدویدند دوباره تجربه کردم.
پریسا صیامی دارنده رتبه برتر مسابقات معرق و منبت کشوری، کارآفرینی است که کارگاهی برای بانوان محله کلاتهبرفی راهاندازی کرده است. تا پیش از دوران کرونا کارگاه تذهیب و مینیاتورش برای ۲۲ نفر اشتغالزایی کرده بود.
دوران تئاتر دانشجویی درخشانترین دوره زندگی عباس در دوران فعالیت هنری اوست. سال 76 دانشجوی رشته الکترونیک دانشگاه فردوسی مشهد میشود و فعالیتهای تئاتری خود را در آنجا دنبال میکند. میگوید: «بیش از 12سال بود که هیچ گروه یا فردی در این زمینه فعالیت نداشت. جوّ دانشگاه جوری بود که کسی جرئت نداشت تئاتر کار کند.» او در این دوره نمایش«مشق عشق» را اجرا کرد.
جوانان بهتر میتوانند زبان کودکان امروز را درک کنند و با همان زبان، متنی را بنویسند و جلوی دوربین بروند. ممکن است در نوشتار ضعیف باشند که این وظیفه ما قدیمیها است که آنها را از این جهت حمایت کنیم تا ضعفهای نگارشیشان برطرف شود و در نهایت نمایشی با تاثیرهای مثبت تربیتی و فرهنگی ساخته شود. محمود نادری معتقد است: هنرمند، بهویژه هنرمند کودک وظیفه دارد فرزند زمانه خودش باشد تا بتواند کاستیها را درک کند و متناسب با آنها برای کودکان به تولید اثر بپردازد.
محمد ملتجی پس از سالها بازیگری تئاتر و نویسندگی، تصمیم گرفته داستانی درباره خواجه اباصلت که از دانشمندان و مریدان زمان حضرت رضا(ع) است، بنویسد. او برای نوشتن این اثر بیش از 3سال زمان گذاشته و 2سال آن را صرف تحقیقات و پژوهشهای تاریخی کرده است چراکه به گفته خودش وقتی یک روایت تاریخی میخواهد تبدیل به رمان شود به تحقیقات بسیاری نیاز دارد.
تلفن زنگ میخورد و آن سوی خط کسی است که خودش را آمنه ستاره معرفی میکند. از اهالی محله دانشجو است و میخواهد فردی از هم محلهایهایشان را معرفی کند که به قول خودش آچار فرانسه محل است. به گفته او هر کدام از اهالی که خودروشان خراب شود یا شوفاژها و لوازم خانگیشان به تعمیر نیاز داشته باشد سراغ محمدرضا احمدی میروند. گاهی حتی برای تعویض واشر شیرهای آب هم او را صدا میزنند. این فرد فنی، اهل تئاتر و شعر هم هست و کتابی نیز به چاپ رسانده است.
رضا عرفانی متعلق به نسلی از هنرمندان تئاتر مشهد است که به گفته خودش در رخوت اواخر دهه70 و اوایل دهه80 در تئاتر پرافتخار خراسان شکل گرفت و در طول نزدیک به 20سال گذشته همواره در جریان تئاتر بوده و فعالیتش را ادامه داده است. او میگوید: مشهد برای زندگی یک هنرمند تئاتر شهر خوبی است. تئاتر مشهد از نظر تنوع، تکنیک و استعدادهای جوان در وضعیت خیلی خوبی قرار دارد، اما حلقه مفقوده آن، رفاقت است و شاید گره مشکلات تئاتری ما در این شهر با کمی نزدیکشدن هنرمندان به یکدیگر حل شود.
منیره امیریوسفی سال56 قدم به دنیا میگذارد و از همان کودکی به هنر علاقهمند میشود. ریشه این عشق و علاقه را میتوان در خانواده هنرمندش جستوجو کرد. خانوادهای که از یک طراح، یک نوازنده گیتار و جواهرساز، یک خیاط و یک هنرمند تئاتر تشکیل میشود.
«درسا نکویی» دختر نوجوان نقال و هنرمند محله کوی کارگران است. بازی در دهها نمایش تئاتر، برگزیده جهان مهرواره هفته کتاب کانون و بنیاد فردوسی، مقام اول در سهدوره از مسابقات فرهنگی ناحیه2آموزش و پرورش، نفر اول مسابقه قصهگویی قرآنی، برگزیده رقابتهای پژوهشسرای کشور و چندین دستاورد دیگر را تنها تا سیزدهسالگی کسب کرده است.
کارگردان و تهیهکننده پایتختنشین به گلشهر آمده و قصد دارد نمایشی مذهبی با موضوع مدافعان حرم بسازند.
ما چهار برادر هستیم امیراطهر، کمیل، امیرمسعود و من که چهارمی هستم. هر کدام به شکلی در فضای هنر قرار داریم و من که کوچکترین فرزند هستم همیشه از کمکهایشان استفاده کردهام. قبل از اینکه به مدرسه بروم با آموزشهای پدرم خواندن را یاد گرفتم. با تشویق او به خواندن کتاب علاقهمند شدم و مدام کتاب میخواندم.
بانوان محله کلاهدوز چند ماهی است با تشکیل گروه تئاتر، به بیان مفاهیم آیینی مذهبی میپردازند