پولی که مرحوم پدر برای تحصیلم در اروپا کنار گذاشته بود را بیپروا و بیتوجه به آینده، صرف بازسازی «تئاتر نادر» کردم و به همراه یکی از دوستانم دو سال عاشقانه تلاش کردیم، اما سال 1338 دیو ورشکستگی به سراغمان آمد و همه چیز نیست و نابود شد. برنده اصلی تصمیم من، مرحوم مشحیدر سمسار بود که همه چیز را درو کرد و در انبان خویش ریخت. اشک حسرتی بود که در آن روز تلخ و سرد زمستانی بر گونهام در میدان ده دی ماسید! در به دری یک هنرپیشه حرفهای گریبانم را گرفته بود و بدینسان چند روز بعد از آن اتفاق به پیشنهاد یکی از دوستانم به تهران رفتم.
فرهنگ سرا در حاشیه بولوار استاد یوسفی قرار دارد. مسجد حضرت علی بن ابیطالب(ع) و آموزش و پرورش ناحیه7 نیز به فرهنگ سرا نزدیک هستند. وجود این نهادهای دینی، آموزشی و مشاوره ای، همدلی را در بین ساکنان محله افزایش داده است. عباس نظافت، مدیر فرهنگ سرا، درباره تاریخچه آن می گوید: این ساختمان سال1378 توسط شهرداری و با توجه به نیاز شهروندان برای برنامه های فرهنگی از مالکان خریداری می شود و با نام فرهنگ سرای اندیشه فعالیت خود را آغاز می کند. سال1387 اسم فرهنگ سرا به فرهنگ سرای خانواده تغییر می کند و فعالیت های آن نیز به طور تخصصی با محوریت خانواده و به صورت شهری شروع می شود.
سارا علیخجه روایت آشناییاش با همسرش حمید ارجمند را اینگونه بیان میکند: رابطه وقتی جدی شد که دو تایی رفتیم کلاس تئاتر. ما دو نفر باید مقابل هم بازی میکردیم و آنجا بود که من اول عاشق حمید شدم. مهرش عجیب به دلم افتاد. عشق در نگاه اول بود. حمید کم کم ماجرا را فهمید و بعد او هم عاشق شد. یادم هست میآمد در ایستگاه اتوبوسی که من باید میایستادم، میایستاد و وقتی مطمئن میشد که من سوار شدهام، میرفت آن طرف خیابان و در ایستگاه منتظر اتوبوسِ خودش مینشست. ما میخواستیم با هم ازدواج کنیم اما نمیگذاشتند.
«علی صدایی» هنرپیشه طنزپرداز تئاتر و تلویزیون خراسان رضوی و اهل محله وکیلآباد، 20سال است که شبانهروز تلاش میکند، مردم را بخنداند و این مهم را اصلیترین دلیل ورودش به حرفه بازیگری میداند. او تئاتر را از 9سالگی و در خانواده ای هنرمند آغاز کرده و از سال 1385 با صدا و سیمای خراسان رضوی به عنوان بازیگر و کارگردان ژانر طنز و اجتماعی همکاری دارد. مجموعههای میلان2 و جدی نگیرید 1، 2 و 3 و همچنین نبات زعفرانی از جمله آثار هنری طنزی است که علی صدایی در آن بازیگری کرده و «نان و خون»، «سیاه بازی» و «حسن کچل» از کارهای او است که کارگردانی آن را برعهده داشته است.
از نخستین مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در 25 اردیبهشت 77 ، 24سال میگذرد. از آن سال تاکنون، هر سال بزرگداشت و یادبودی بر مزار حکیم فرزانه توس برگزار میشود. اجرای نمایش «افسانه ماردوش» در محوطه باغ آرامگاه فردوسی در مراسم بزرگداشت امسال شکوه این جشن را بیشتر خواهد کرد. «افسانه ماردوش» نمایشی فاخر به نویسندگی منوچهر اکبرلو و کارگردانی محمد جهانپاست که در آن حکیم توس روایت نیک و بد ناپایدار بشر را در سرگذشت عبرتآموز جمشید و ضحاک در قالب داستانی پرکشش بهزیبایی به تصویر کشیده است.
12دختر نوجوان هنرمند تئاتر «قصه شهر بلور» که 3نفر آنها نابینا و 9نفرشان کمبینا هستند با تمرینات طولانی و سخت در مدت 6ماه توانستهاند بر تمام مشکلات و محدودیتهایی که در مسیرشان قرار داشته است فائق آیند و هنر و استعداد خود را در این صحنه به نمایش بگذارند.
فاطمه حیدریان کارگردان این تئاتر است و خودش با وجود نابینایی یک انسان توانمند و مدیرعامل مؤسسه رؤیای سپید نابینایان است. او این بچهها را خوب میفهمد و میداند وقتی قرار باشد از دیگر حواسشان بهره ببرند خیلی بیشتر از یک فرد بینا استعدادشان درخشش پیدا میکند؛ درست مثل خود او. دلش میخواهد مسیر درست را به شاگردانش نشان دهد.
آنطور که خودش گفته است، به بازیگری از همان دوران کودکی علاقه داشت. حدود ۱۵ سالگی به پیشنهاد برادرش، سعید، به کانون «ادب و هنر» در کوچه باغ عنبر میدان شهدا معرفی شد. آنجا کلاس بازیگری برای دانشآموزان راه انداخته بودند. در زیرزمین کلاس برگزار میشد و آهنگ «آفتاب مهربانی» از محمد اصفهانی هم پخش میشد. نوجوانان مشغول گرم کردن بدن برای شروع کلاس بدن و بیان بودند. بالاخره هم آموزش دیدند و هم نمایشی به کارگردانی آقای کریمی به نام «خط سرنوشت» را نهایی کردند. این نمایش یکبار روی صحنه رفت و دو نفر تماشاچی داشت. همین و دیگر هیچ! کارش از اینجا شروع شد.
مجید پهلوان از 30سال پیش علاوه بر تئاتر در چندین فیلم سینمایی کوتاه و تلویزیونی هم حضور داشته که از مهمترین آنها میتوان به فیلم تلویزیونی «شب شوم» اشاره کرد، درامی که با همدردی و حس عمیق به بررسی معضل اعتیاد میپردازد.
او سالهاست هر تاسوعا با لباس تعزیهخوانی وارد روستای آبا و اجدادیاش میشود تا ارادتش به ائمه اطهار(س) را با لباس دیگری به جای آورد، رسمی که او را «شمر» گروه تعزیهخوانی روستای حسینآباد شیروان کرده است. هنرمند ساکن محله الهیه در رادیو هم کار میکند و از ساخت نمایشهای رادیویی تا گزارشگری و مجریگری را تجربه کرده است. خودش میگوید آچار فرانسه رادیو است و هرجا بخواهند، «نه» نمیگوید.
علی انوریان یزدی ماجرای گرفتن نقش در سریال نوروز را اینطور تعریف میکند: یک روز عصر یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت علی مسعودی میخواهد در مشهد سریال بسازد برای تست بیا. روز بعد قبل از رفتن پیش علی اول به حرم رفتم. به امام رضا(ع)گفتم خودت میدانی چقدر دلم میخواهد این کار را بگیرم. خودت میدانی علی مسعودی سختگیر است و اگر بازی بلد نباشم ردم میکند خودت کارم را درست کن. از همانجا پیش علی رفتم. تا من را دید گفت تو نیازی به تست نداری تعریفت را خیلی شنیدهام. فقط بیا با من عکس بگیر میخواهم برای رضا عطاران بفرستم. آنجا بود که فهمیدم رضا سفارشم را کرده است.
بایزان منش متولد 1332 در مشهد با اخلاق خوبش در میان اهالی تئاتر زبانزد بود و اغلب در آثار مذهبی به ایفای نقش می پرداخت، با نمایش «سرنوشت» وارد حیطه بازیگری شد و در ادامه با تئاترهای دیگر چون «چوب به دست ها»، «سیاه زنگی، مرد فرنگی، د ایره زنگی»، «شب بیست و یکم» «شقایق دره»، «هفت کچل»، «از طواف تا طف»، «پشت پرچین»، «کمند خاطرات» و «آوارگان عشق» هم روی صحنه رفت. این هنرمند همچنین یکی از بازیگران اصلی نمایش «خورشید کاروان» بود که حدود ۱۵سال در ایام محرم و صفر در مشهد اجرا شد.
پرنیا رضایی در چند هنر و رشته ورزشی، تجربه کسب کرده است و دستی بر آتش دارد. از این گذشته نمرات خوبی در امتحانات مدرسه به دست آورده است. در کنار درسهایش فعالیتهای هنری هم انجام میدهد اما بیشتر به نظر میرسد در کنار هنر، نگاهی به درس و مدرسه هم دارد، به همین دلیل است که تصمیم دارد در دوره دبیرستان رشته هنری را انتخاب کند.
همه چیز از یک اطلاعیه شروع شد. بچههای مدرسه روی برگه نوشته بودند که میخواهند رادیو معراج را راهاندازی کنند. صادق انشای خوبی داشت و به عنوان نویسنده عضو این گروه شد و به تولید پادکست پرداختند. یکی از این پادکستها در مسابقه فرهنگیهنری آموزش و پرورش مقام اول کشوری را به دست آورد. پس از این تجربه موفق نویسندگی، فکر فیلمنامهنویسی به سرش افتاد و اتفاقا در آن هم خوش درخشید. صادق نظامی، ساکن محله دانشجو، اکنون که در کلاس دهم درس میخواند شش نمایشنامه نوشته که اجرا شدهاند.
خانه محمد مهاجر مشهور به «شاپور» که اکنون در آستانه ورود به 70سالگی است، این روزها دیگر تنها حریم شخصیاش نیست، بلکه محلی برای تمرین نمایشنامهای شده که قرار است همزمان با میلاد حضرت فاطمه(س) و روز زن برای علاقهمندان به هنر و تئاتردوستان به اجرا درآید. این نمایش بعد از 20سال، اولین کاری است که به کارگردانی این هنرمند پیشکسوت روی صحنه میرود.
مهدی صباغی با نام مستعار «فیروز» متولد1330 در مشهد، خاطرات بسیاری در تلویزیون، رادیو، تئاتر و سینما برایمان رقم زده است. یکی از افتخارات صباغی، این است که در چهارمین جشنواره تئاتر فجر برای بازی در نمایش «پیشنهاد» به کارگردانی جواد اردکانی، مقام نخست بازیگری را به دست آورد. در رادیو نیز او علاوهبر تلاشهایی که برای احیا و معرفی لهجه مشهدی کرد، توانمندی این را داشت که با 9لهجه گوناگون صحبت کند. همین موضوع، صباغی را از بسیاری از همدورهایها و همکارانش متمایز میکرد. این هنرمند مشهدی 12 خرداد سال 1401 در 71 سالگی، بر اثر عوارض سکته مغزی درگذشت.
نمایش عروسکی- موزیکال «نازگل» که برای اکران در دهه فجر سال 98 تهیه شدهبود، داستان سه خواهر است که هر کدام از آنها نماینده یک قشر از جامعه هستند. «گل اندام» نماینده آدمهای معمولی و سادهلوح است، خواهر دومی «ماه گل» نام دارد. او نماینده آدمهای زرنگ و فرصتطلب است و اما «نازگل» که نقش اصلی داستان را برعهده دارد، نماینده انسانهای دلسوز و یاریرسان بوده که همیشه به فکر دیگران هستند. این نمایش که بازیگران آن را هنرمندان معلول و بچههای حاشیه شهر تشکیل دادهبودند، در هشتمین جشنواره تئاتر معلولان مناطق کویری و خلیج فارس رتبه برتر را به دست آورد.
سجاد خسروی، کارگردان تئاتر میگوید: این موضوع و کار را به واسطه یک دغدغه اجتماعی خودم که «خشونت» است، انتخاب کردهام، استنباط من این است که میل به خشونت در همه ما وجود دارد، ما در این اثر و متن به چرخه خشونت اشاره کردهایم و یک سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد میکنیم که این خشونت ادامه داشته باشد یا اینکه ما در یک جایی نوار این خشونت را باید ببریم؟ و تلاش ما در اثر این است که یک پیام را به عنوان فرهنگسازی برسانیم تا از خشونت پیشگیری شود.
علیرضا اسدی 15سال است که در محله رسالت سکونت دارد و شناخت خوبی از منطقه به دست آورده است. او درباره هنر نمایش در این منطقه میگوید: بیشتر ساکنان این منطقه کارمند هستند و جمعیت جوان این محدوده زیاد است و استعدادهای بالقوهای در منطقه وجود دارد. اما قاسمآباد برای بالفعلکردن این استعدادها نیاز به حمایتهای دولتی دارد. در مدت سکونتم با فرهنگسراهای مختلف این منطقه فعالیت داشتم. اما امکانات آنها برای اجرا و تمرین نمایش محدود است و نیاز به بازبینی در ساختار آنها احساس میشود. در صورتی که امکانات تئاتر در این منطقه مهیا شود استعدادهای درخشانی را به تئاتر شهر معرفی میکند. مطمئن هستم اگر سالن تئاتری اینجا افتتاح شود هر شب چراغ آن روشن میماند.
قصه ما تصویر آدمهایی را نشان میدهد که زندگی آرام و خوبشان حاصل کارگردانی بینقص خودشان است. آنها بعد از فهمیدن اینکه با دیگران کمی فرق میکنند، تکانی اساسی به زندگیشان دادند و اجازه ندادند کسی برایشان دل بسوزاند. روایت گروه تئاتری که طوفان حادثهای به شکلهای مختلف تلنگری به زندگیشان زده است، اما نگذاشتهاند آن را بههم بریزد و پایان بدهد. توانیابانی که اجراهای متعددی بین مردم داشتهاند و حالا بااعتماد بهنفس حرف میزنند، روایت میکنند و پیام میدهند هیچ حادثهای آنقدر مهم نیست که تو را اسیر چهاردیوار خانه و سکوت و روزمرگی و رنجوری کند.
فرشتهسادات حسینی که متولد سال1379 است، این روزها مشغول انجام کار تدوین فیلم است و همه حواسش معطوف آن است. علاقه خاصی به کارگردانی فیلم دارد و میداند در این حوزه موفق میشود، اما رشته تحصیلیاش ربطی به این هنر ندارد. فرشته دانشجوی مهندسی کامپیوتر است و دلیل انتخابش این بوده است که میتواند برنامهنویسی را کنار آن داشته باشد.
بعد از انقلاب و در دهه ۶۰، هنرستان شهید بهشتی و رشته مکانیک عمومی یا ماشینافزار را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و در سال ۶۴ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. در همان سال در تابلو اعلانات هلال احمر اطلاعیهای درباره کلاسهای آموزش بازیگری مشاهده کرد. زمانی که به محل مورد نظر مراجعه کرد به او گفتند: «کلاسهای بازیگری برگزار نمیشود، اما کلاسهای تئاتر دایر است و هنگام آموزش تئاتر، بازیگری هم تدریس میشود.» جواد بیدرنگ در این کلاسها ثبتنام کرده و از محضر استادانی، چون رضا صابری(نمایشنامهنویس)، داریوش ارجمند و انوشیروان ارجمند(بازیگر تئاتر و تلویزیون)، کمالالدین غراب مهدی صباغی بهره میبرد. حضور در این دوره آموزشی، پیشزمینهای است برای آغاز فعالیتهای هنری و سینمایی «جواد علیزاده»، کارگردان مشهدی که 25 سال سابقه حضور در سینمای ایران دارد و چندین بار برنده جوایز بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامهنویسی و بهترین فیلم جشنوارههای داخلی، سراسری و بینالمللی شدهاست.