«عیشآباد» روستایی قدیمی که امروزه بخشی از محدوده شهری مشهد است و روزگاری، از مراکز عمده تولید چغندر در مشهد بود؛ مزرعهای که تاریخی طولانی دارد و نشان آن را میتوان در اسناد مربوط به دوره صفویه نیز یافت.
۲۷ بهمن ۱۲۸۵، مجلس شورای ملی دوره اول، شاهد قرائت نامهای بود که جمعیت حاضر بار رنج و ذلت آن را تحمل نکردند و به تلخی گریستند. اینبار ناموس ایرانی به غارت رفته بود و در کریهترین حالت ممکن، ننگینترین واقعه تاریخ معاصر ایران را رقم میزد.
فاطمه هراتی از شهرهرات یزد به مشهد آمد و میگویند او اولاد میخواست که بعداز حاجترواشدن اتاق سهدرچهار خودش را همراه با درخت توت حیاط و چاه آبی وقف مسجد کرد. مردم هم روی همان زمین بنای مسجد را ساختند.
طعم بستنیهای حاجاصغر غفوریان، حالا به هویت مشهد گره خورده است، هر زائری که به این شهر میآید کنار زیارت حتما سری هم به بستنی دقت طلاب میزند.
نخستینبار در سال ۱۲۲۹ شمارش جمعیت، منازل و ساختمانهای تهران انجام شد. اگر بخواهیم از دقیقترین سرشماری ایران در دوره قاجار یاد کنیم، باید به سراغ سرشماری دقیق و خانهبهخانه زینالعابدینمیرزای قاجار در مشهد برویم که حدود ۱۲۵۷ خورشیدی پایان یافت.
ساختمان بانک ملی مشهد که حدود هشتاد سال عمر دارد، ۱۶ اسفند ۱۳۸۴ روی میدان ارگ ساخته شده؛ زمینی که به شهرداری مشهد تعلق داشته است و بعدها با پول فروش آن، عمارت فعلی شهرداری را خریدهاند.
این گزارش درباره یکی از کوچکترین روستاهای اطراف مشهد است که امروزه بخشی از شهر ماست ولی از یادها رفته است.
دیواری که از سه حمله خانمان برانداز جان سالم به در برده، حالا حالوروزش نزار است و از هر زمانی بیشتر به تیمار و نگهداری نیاز دارد.
دیوار تابران توس که روزگاری ارتفاعش به دوازده متر میرسید، حالا آنچنان فروخفته که با وجود مرمت دروازه رودبار، باز هم نمیتواند توجه چندانی به خود جلب کند. بخش زیادی از دیوار تخریبشده و ارتفاعش به نیممتر هم نمیرسد.
شیلان یک غذای معمولی برای عموم مردم نیست یا دستکم عرضه آن در کل اوقات سال رواج ندارد. شیلان ولیمهای بوده که آن را در اعیاد ملی یا مذهبی و فتوحات نظامی و مناسبتهای خاص طبخ و توزیع میکردهاند.
ملکالشعرای آستانقدس منصبی بود که از دوره قاجار ایجاد شد، روال به این ترتیب بود که نایبالتولیه وقت، شاعر منتخب را به دربار معرفی و شاه نیز معمولا حکم ملکالشعرایی را به نام این شاعر صادر میکرد.
این کوچه روزگاری مسیرش از میان اراضی سرسبز «میرزاجعفر سروقد» میگذشت. قدیمیترین نام بهکار رفته در اسناد برای این مسیر در حدفاصل کنونی خیابان شهیدهاشمینژاد تا کوچه پشت مقبره نادرشاه، کوچه سلطانمحمد است.
غیرشمارها یا بهاصطلاح مشهدیها «قرشمالها» گروهی بودند که با وجود حضور طولانی در مشهد و البته دیگر شهرهای ایران، تفکیک فرهنگی خود را حفظ کرده بودند و بهعنوان یک اقلیت نژادی، با فرهنگی متفاوت، به حیات خود ادامه میدادند.
در شهر مشهد چندین علاقهمند بهطور حرفهای پرندهنگری میکنند؛ یکی از آنها سعید میرسعیدی است که در چندسال اخیر علاوه بر پرندههای اطراف مشهد، همه گونههای جانوری بوستانهای ملت، بهار و وکیلآباد مشهد را نیز تصویربرداری کرده است.
تعمق در تاریخ نشان میدهد که دوره تیموری، دوره شکوفایی هنر است. بایسنقرمیرزا پادشاه تیموری خطاط بود و نقش زدن با دوات و جوهر را خوب میدانست؛ برای همین هم دست به قلم برد و قرآن را کتابت کرد.
«باغ حرم» کوچهای در همسایگی میدان شهدای مشهد که این روزها عنوان «شهید هاشمینژاد۵» بر آن نشسته است.
میرزاهاشم قزوینی به درخواست صدرالممالک قزوینی، مأمور تشکیل یک روزنامه در مشهد میشود، اما ازآنجاکه خود در آن روزگار با روزنامهنگاری بیگانه است از یکی از همشهریانش، «ابوالقاسم نحویقزوینی»، کمک میگیرد و «روزنامه طوس» تأسیس میشود.
از حدود صد سال پیش سیل به بلایی مدام تبدیل شد، یک رگبار کافی بود تا زندگی مردم را آب فرا بگیرد و هر ازچندی هم یک سیل اساسی، کل زندگی را ببرد و به این ترتیب سیل و مسیل به یکی از قصههای پرتکرار قرنی که گذشت، شد!
آمدن تیم ملی کشتی به مشهد قبل از مسابقات جهانی و المپیک امروز چیز مرسومی است، اما در سال ۱۳۵۵ رسم نبود؛ تیمهای کشتی فرنگی و آزاد ایران نخستین تیمی بودند که قبل از مسابقات المپیک ۱۹۷۶ مونترآل به مشهد آمدند!
اگر قرار باشد استنباطی از دلیل نامگذاری کاریزک داشته باشیم، باید سبب آن را جاری بودن قناتی کوچک و کمآب روی اراضی میان فتحآباد تا کلاتهبوغا بدانیم که بهدلیل ایجاد قلعهای مسکونی، ساختاری مستقل پیدا کرده بود.