انتهای «تهخیابان» میدانی وجود داشت که در قدیم به میدان «اعدام» مشهور بود. قدیمیهای مشهد خاطراتی از اعدام قاچاقچیان، کرایه دوچرخه و موتور چوپا تا نقلخوانی درویشها در وسط میدان و معرکهگیری مارگیرها دارند.
بخش مهمی از گزارشهای محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدینشاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلعالشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
از روزی که در سال ۶۱۷ هجری قمری لقب «دارالامان» به مشهد داده شد، این نام نه یک عنوان تشریفاتی که بازتابی بوده که قرنها دوام آورده و در دورههای گوناگون، شکلهای متفاوتی از «امان» را به مردم بخشیده است.
ابوالفضل وطندوست تاریخ تلگرد را در دست دارد. نوع زندگی پنجاه سال قبل در تلگرد، لباس پوشیدن، حضور مردم در کوچه و خیابان، شکل کوچهها و خانهها و حتی شیوه زندگی اربابی در تلگرد قدیم، در عکسهای او مشاهده میشود.
خانه «خانقاه نعمتاللهی»، یکی از خانههای قدیمی و ثبت ملی شده شهر مشهد است. این خانه در بهمن سال ۱۳۸۲ ثبت ملی شد. این منزل فوقالعاده زیبا، قدیمی و خوشساخت شاهد رویدادهای مهم تاریخی مشهد در دوران رونق خودش بوده است.
براساس گزارشی، پیکر فردوسی در باغ شخصیاش دفن شده و دهها سال بعد نظامی،قبر او را زیارت کرده است اما بر اساس اینکه برخی به گمان خود بنای هارونیه را مقبره فردوسی میدانستند میتوان فهمید که مکان قبر فردوسی در برههای از زمان مشخص نبوده است.
اگر نادر طولانیتر و عاقلانهتر حکومت میکرد و حکومتش را برای جانشینی شایسته به جا میگذاشت که ارتش او را رهبری کند، میتوانست مدیریت کشور ایران و سرانجام اقتصاد را همانطور که در اروپا اتفاق افتاد دگرگون کند.
نخستین آمار رسمی ایرانیها خرداد سال ۱۳۱۸ شروع شد اما ۱۰ آبانماه به مشهد رسید؛ آمارگیری که هیچگاه به پایان نرسید، چون شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و کشور اشغال نظامی شد.
این گزارش، روایتی است از ورود «چاپ سربی»؛ فناوری نوظهوری که نهتنها سرعت انتشار اخبار را دوچندان کرد، بلکه به سلاحی در دست مشروطهخواهان و روشنفکران مبدل شد تا مشهد را از پیله سنت به سوی دنیای مدرن پرواز دهند.
عبدالحسین مشکات، هنرمند پیشکسوت کاشی کاری سنتی با بیش از شصت سال سابقه فعالیت معتقد است: هنر کاشی کاری نه فقط مهارت فنی، بلکه عشق، صبر و ممارست میخواهد. او ادامه دهنده این میراث تاریخی و هنری است.
حرم رضوی بارها محل تحصن و بستنشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه میآورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، بهصورت جمعی بست مینشستند.
«پنجمین خیابان شهر» در سالهای ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز میشد، خیابان نادری را قطع میکرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ میرسید اما در نهایت ناتمام ماند!
کارنامه صدیقالدوله نشان میدهد که آدمی فعال و در همان حال باریکبین و دقیق بوده است. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با ساماندهی امور آستانقدس و نیز پرداختن به نیازهای شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند.
نگاهی به زندگی و رفتار دکتر شیخ تأییدکننده این مهم است و نشان میدهد که او تا پایان عمر به سوگند پزشکی در رفتار و کردار وفادار ماند. او همزمان با کار در کارخانه قند آبکوه بهتدریج در مطبِ میدان شهدا و منزلش نیز بیمار ویزیت میکرد.
خواجهربیع۲۲ را بیشتر مردم با نام قدیمی و آشنای «گلشاد» میشناسند. این نام به روستایی بازمیگردد که سالها پیش با بیش از پانصدخانوار در این محدوده شکل گرفته بود و وقتی به شهر پیوست، شهرداری برای حفظ هویت تاریخی، نام گلشاد را تغییر نداد.
در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار میکردند و افراد نیازمند خانههایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد.
در زمان اواخر قاجار و اوایل پهلوی، نگهداری از اطفال بیسرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار میرفت. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع تا حدی دگرگون شد و بهبود یافت. پیش از این، تنها پناهگاه کودکان، خیریهها یا دارالعجزه آستان قدس بود.
میرزامحمدحسین قوامالدوله، پدربزرگ دو تن از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی است؛ دو برادر که اتفاقا آنها هم خوشنام نیستند: وثوقالدوله (دلال قرارداد ۱۹۱۹ میلادی) و قوامالسلطنه.
با خروج شاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ از ایران، اوضاع کشور بیش از پیش به هم میریزد. مبارزات مردم انقلابی مشهد نیز با فرارسیدن بهمنماه ۱۳۵۷ وارد مرحله تازهای میشود. تظاهرات متعددی شکل میگیرد که رفته رفته کنترل شهر را از دست قوای نظامی خارج میکند.
بسیاری از خیابانهای معروف مشهد که پس از انقلاب تغییرنام دادهاند، اکنون حدود ۴۷ سال قدمت دارند. بسیاری از این اسامی اکنون جای خودشان را در میان مردم چنان باز کردهاند که خبری از نامهای قدیمی نیست.