از دیرباز، زمانی که نخستین پرتوهای خورشید بر گنبد طلایی بارگاه منور رضوی میتابید یا هنگامی که هلال باریک ماه در آسمان مشهد رخ مینمود، افرادی به نام «منجمباشی» به تعیین دقیق اوقات شرعی همت میگماردند و پیونددهنده زمین و آسمان بودند.
بیماری جلدی که امروزه با نام علمی «درماتوفیتوز» یا «تینیا» شناخته میشود؛ عاملی که به عمق فولیکول و ساقه مو نفوذ میکند و ریزش موی منطقهای، پوستهریزی و زخمهای چرکیِ عمیق (کرین) را به همراه میآورد. مشهد روزگاری میدان مبارزه با این بیماری بوده است!
سید محمد عصار تهرانی، معروف به لواسانی، عالمی بود که سنت را در گوشت و پوست زندگیاش زیست، اما هرگز در آن متوقف نشد. او هم بر صدر کرسی تدریس فقه و اصول نشست و هم در صف مقدم تجددخواهی آموزشی و نقد ساختارهای کهن حوزوی ایستاد.
اوایل دهه ۵۰ در روستای امامیه تا چشم کار میکرد باغ میوه بود و محصولات کشاورزی. آن موقع روستای امامیه حدود ۷ یا ۸ مالک و ارباب داشت به نامهای جواهری، میرزاعلی و ... و قلعه قاسمآباد سه ارباب داشت به نام توتونچیها.
قدیمیترهای شهرک صابر هنوز نام «نهدره» را بر زبان دارند. برخی از آنها از سال ۴۰ به بعد را بهخوبی به یاد میآورند و برخی از قبلترها هم سخن میگویند؛ «نهدره روستایی بود که به خاطر وجود کوهستان و نهدرهای که پشتسر هم قرار داشتند، به این نام معروف شده بود.»
این گزارش روایت تلخ خبرنگاری است که تا زنده بود، هیچ مسئولی در این شهر یکبار اسمش را به نیت قدرشناسی بر زبان نیاورد، تا بعد از آن او آینهای باشد رو به همه کسانی که برای اعتلای فرهنگ خون دل خوردهاند و قدر ندیدهاند.
قصه نمک فقط قصه آشپزخانه نیست؛ قصه معدن است و راه و بار، قصه بازار و قیمت و گاهی قصه دعوا و اعتراض. از معادن و نمکزارها تا اجارهداری و مزایده، از انبار و توزیع تا حساسیت نانواها و نگرانی مردم از گرانی.
گاهی دیدن بخشی از تاریخ حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، نه در کربلا که در مشهد میسر است. از نشانهای نایبالتولیه گرفته تا کاشی، سنگ و فرشی که زمانی جزئی از این حرمین مطهر بودهاند.
طومارها و پوسترهای زیارتی از آثاری هستند که در آنها تصویر، متن و تجربه زیارت در کنار هم قرار گرفته و بخشی از فرهنگ دیداری و دینی جامعه شیعی را شکل دادهاند. این طومارها با ورود صنعت چاپ متحول شدهاند.
احمد سالاری، آموزگاری بود که طبابت و خون دل خوردن برای سلامت مردم مشهد را در هم آمیخته بود. او برخاسته از خاندانی بود که پزشکی را نه فقط حرفه، بلکه نوعی تعهد میدانستند.
گوهرشادبیگم از بانوان اثرگذاری است که در نواحیای همچون خراسان موجبات ظهور و رونق هنر و ادب شدند. او دختر امیر غیاثالدین، رئیس قبیله ترخانیان بود که به همسری شاهرخ میرزا درآمد و بسیاری از بناهای باشکوه تیموری با کوشش این بانوی فاضل ساخته شد.
عصر گوهرشادبیگم، دوران رونق آبادانی در خراسان بزرگ و به ویژه شهر مشهد بودهاست. او پیش و بیش از آنکه در نقش خیرخواهانه خود فعال باشد، بانویی سیاس و اهل مجادلات و قُمارهای سیاسی بود.
دکتر رحیم عفیفی، از بنیانگذاران رشته «زبانشناسی و زبانهای باستانی» بود که در سال ۱۳۳۶ ایجاد شد، اما با حذف تدریجی عبارت «زبانهای باستانی» از نام رشته و سپس درگذشت دکتر عفیفی، این بخش مهم از میراث علمی دانشگاه برای همیشه تعطیل شد.
ماجرای نبردی دیپلماتیک که با تدبیر دکتر محمدمصدق در دادگاه لاهه به سرانجامی خوش رسید. این اتفاق در مشهد، اما با یک حرکت زیبا همراه میشود؛ مردم شاد از این پیروزی مدارس و دکانها را تعطیل کرده و به حرم مطهر رضوی میروند.
وقتی به وسعتدادن خیابان در دوره محمدولیخان اسدی نگاه میکنیم، شاید در تصورمان یک کار ساده دستوری باشد که بهراحتی انجام شده است؛ اما بررسی اخبار و اسناد پیش از آن دوره، نشان میدهد که چنین نبوده است.
ایرج افشار اسفند ۱۳۴۸ خورشیدی در سفری سهروزه به مشهد با نامداران علم و فرهنگ مشهد دیدار می کند و گزارش این سفر را با عنوان «هفت بند سفر مشهد» به چاپ می رساند؛ سفری که سرشار از دیدارهای علمی، فرهنگی و تاریخی است.
سلاخخانه مشهد، سالها در مجاورت شهر بود و به مسئلهای فراتر از یک مرکز کشتار تبدیل شد؛ مسئلهای که هم با امنیت غذایی و گرانی گوشت پیوند دارد، هم با آلودگی معابر و بیم شیوع بیماری.
قالب بیشتر اشعاری که روی کتیبههای سنگی حک شده، قصیده است؛ قالبی که امکان توصیف، مدح و روایت را همزمان فراهم میکرده است. مضمون اصلی نیز مدح امام رضا (ع) و ستایش جایگاه معنوی حرم مطهر امامرضا(ع) است.
مطالعه بر روی تاریخچه و عملکرد کلوپ مصدق در مشهد، نشان میدهد که این جریان چگونه با نقشآفرینی در تنشهای سیاسی و سوگیریهای منتج به ستیز سیاسی در میان مردم، شرایط را برای تداوم فعالیت طرفداران نهضت ملی شدن صنعت نفت سخت کرد!
سفر شاهعباس اول صفوی به مشهد را باید یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ تشیع و ایران دانست. او نزدیک به پانصد کیلومتر را پیاده میپیماید تا خود را به حرم رضوی برساند، سه ماه در مشهد اقامت میکند و همزمان با زیارت مقدمات لشکرکشی به هرات و مقابله با ازبکان را فراهم میآورد.