مشهد برای آیتالله العظمیخامنهای، شهری است که در زندگی ایشان فقط یک خاطره جغرافیایی نبود. بازگشت پیکر ایشان به مشهد، بازگشت یک زندگی به نقطه آغاز خودش است.
درمیان تمامی رخدادهای سال۱۳۵۷، شب تاسوعا (مصادف با ۱۸آذر) نقطهای عطف در تاریخ مبارزات مردم مشهد بهشمار میرود؛ زمانی که نام «امامخمینی» در سنت دیرینه «خطبهخوانی» در حرم رضوی که با نام شاه وقت گره خورده بود، جایگزین شد.
خانه قدیمی کوچه فریدون در انتهای گذر مشهور «سرشور» در مشهد، خانهای است که روزگاری رهبرشهیدمان در آن میزیسته است. در خانه از مبل خبری نیست، حتی نمیتوان در آن فرشی را یافت.
در جریان جنگ جهانی اول ارتش عثمانی بیمحابا به غرب ایران هجوم آورد که با شکست سنگینی مواجه شد اما باز هم بیکار ننشست و به فکر اعزام جاسوس به داخل خاک ایران و برانگیختن مسلمانان منطقه علیه نیروهای اروپایی افتاد.
از دوم تیرماه سال ۱۲۸۷ که مجلس شورای ملی ویران شد، مشهد یکی از کانونهای اصلی درگیریهای سنگین میان مشروطهخواهان و طرفداران استبداد بود و جدال بر سر آزادیخواهی در مشهد به اوج خود رسید.
بر سطح سنگهای تراشخورده حرم رضوی، تنها ابیات مدح و منقبت، نقش نبسته است که میتوان ردپایی از تاریخی، نام بانی یک بنا یا یادگاری از روزگار یک پادشاه را در میانشان یافت.
تاریخ محله مصلی با ماجرای تلخ حمله ازبکها به مشهد گره خورده است.حضور ازبکها پیمودن مسیر طولانی مشهد تا مصلای طرق را سخت و ناایمن کرده بود، بنابراین مصلای جدید مشهد بیرون دروازه شهر ساخته شد.
۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانیها پدیدهای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزههای مذهبی مظفرالدین شاه برای روشنکردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمینهای دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
فعالیتهای حاجیمیرزامحمدباقر که باعث جلب نظر اولیای امر شده بود، نهایتا به اعطای لقب «کمالالتولیه» به او میانجامید.این اتفاق در دوره متولیگری میرزامحمودخان مدیرالدوله رقم میخورد.
سال ۱۳۱۵ خورشیدی یکسال خاص است، چون تولد رضاشاه با دهه اول محرم یکی میشود و شادی و سرور تولد شاه با غم و عزای حسینی همخوانی ندارد و شاه باید دست به یک انتخاب بزند و یکی از این دو را بر دیگری ارجح کند.
سوگواری در شهر مشهد ۱۲۰۰ سال قدمت دارد؛ اما رسوم آن در این سالها با تغییرات زیادی مواجه شد. تا پیش از آغاز دوره صفویه، اجتماعات مربوط به عزاداری بسیار محدود بود اما در دوره صفویه، برگزاری عزاداریها دچار تغییر اساسی شد.
مدرسه دخترانه قریشی در میانه کوچه آبمیرزا قرار داشت؛ ساختمانی قدیمی، دوطبقه و با هشت اتاق بزرگ که به نظر برای برپایی کلاس مناسب میآمد؛ هرچند درعمل شباهتی به یک مدرسه مدرن نداشت و بیشتر به یک منزل اعیانی شبیه بود تا دبستان.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبرهایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدینشاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلمهایی است که دستهای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشتهاند.
در میان صدها اثر سنگی بر جای مانده در حرم مطهر رضوی، گروهی از کتیبهها بیش از آنکه روایتگر تاریخ بناها و رویدادها باشند، بازتابدهنده باورها، دعاها و آموزههای دینیاند.
در دوره قاجاریه برگزاری مراسم جشنها و سوگواریهای مذهبی در قشون خراسان رایج بوده تا آنجاکه برای انجام نورافشانی و آتشبازی به مناسبت جشن میلاد امام حسین(ع) مقداری باروت طبق روال سالیان قبل در اختیار مسئولان آستان قدس رضوی قرار داده شده است.
مشهد یکی از نخستین شهرهای ایران است که خیابانهایش آسفالت شده است. اسناد میگویند قرارداد اولیه آسفالت با شرکتی که مقرر بوده این پروژه مهم را در مشهد آغاز کند، به انجام نمیرسد و مسئولان ناچار میشوند با شرکت جدیدی قرارداد ببندند.
خلیل عربلین بیش از ۴۰ سال است که به شکل حرفهای و کارشناسی به جمعآوری قوطی کبریت مشغول میباشد و کبریتهایی از دوره قاجار که زمان شروع کبریتسازی در ایران بوده و همچنین از دوران پهلوی در اختیار دارد
این گزارش، روایتی است از کندوکاو در مطبوعات قدیمی برای بازخوانی تاریخچه نخستین نمایشگاههای مشهد و ماجرای ساخت عمارت باشکوهی که در دل باغ ملی، به «خانه صنعت خراسان» بدل و نخستین محل دائمی نمایش کالاهای خراسانی شد.
پروژه مرمت بازار ثبتملیشده فرش مشهد سالها در انتظار تأیید طرح و اعتبار بود تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۹۷ آغاز شد، اما باز هم اتمام آن هر سال به بهانهای به تعویق افتاد و بالاخره امسال همزمان با روز ملی فرش افتتاح شد.
کارشناسان، قدمت اغلب این کتیبههای سنگی را از دوره صفویه تا اواخر دوره پهلوی تخمین میزنند؛ با این حال، نمونههایی نیز وجود دارد که به دورههای افشاریه، زندیه و حتی سلجوقی و تیموری تعلق دارند.