تقی بینش در یادداشتی در روزنامه آزادی مینویسد: هنوز در نهر خیابانی که از وسط شهر میگذرد، انواع و اقسام کثافت و زباله میریزند و زنها رخت میشویند و بعد این معجون افلاطون بخورد مردم میرود.
در اين راسته بازار ميشد دكان رفوگري قالي، حصيربافي، دوچرخهسازي و... را ديد. خيلي از كارهايي كه زماني براي خودشان بروبيايي داشتند و حالا از آنها خبري نيست.
پیش از ورود، در بسته مدرسه، نام حکشده مدرسه بر سردر آن «هنرستان صنعتی سیدجمالالدین اسدآبادی» و جملهای که نوشته شده «اینجا سرآغاز تولد یک مهندس است» اولین دیدنیهایی است که در هنگام ورود جلوی راهم قرار میگیرد.
دو سال بعد از احداث خیابانهای شاهرضا و ارگ، توسعه معابر شهری با تمرکز بر روی خیابانهای تازهساز آغاز و بهاینترتیب، خیابان خسروی متولد شد و دو معبر اصلی جدید را در قلب بافت قدیمی مشهد بههم متصل کرد.
در مشهد، سابقه تأسیس نخستین میدانبار که با هدف عرضه مستقیم کالا بهوجود آمد، به دوره قاجار میرسد. برابر اسناد موجود، آصفالدوله اولین میدانبار را راهاندازی میکند. روزنامه ایران، گزارش شادی و شکرگزاری مردم را از این اتفاق چاپ میکند.
نامش حاجعلي مرادي است. او میگوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضاشاه باب شد. اما آنطوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجوانياش را در زمان احمدشاه گذرانده و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
در طول سلسلههای پادشاهی مختلف، حکام وقت و سرداران نظامی و گاهی حتی کارگزاران و... هم به ثروت حرمرضوی چشم داشتند و به آن دستدرازی کردند. آقازادهها یا همان شاهزادگان افشاری نمونههایی از این سارقان تاریخیاند!
استخدام مستشار آمریکایی برای اصلاح امور، حکومت تزاری روس و حکومت پادشاهی انگلستان را ناخرسند کرد تا آنجاکه خواستار عزل مستشار آمریکایی و اخراج او شدند. روسیه، ایران را تهدید به اقدام نظامی کرد و این اتفاق، حوادثی را رقم زد.
ناصرالدینشاه قاجار در طول حکومت و فرمانرواییاش دو سفر به مشهد دارد. اولی در بیستویکمین سال سلطنتش است که شرح آن را علینقیخان حکیمالممالک به رشته تحریر درآورده است.
طبق اسناد تاریخی، مردم آن دوره رغبتی برای فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید نداشتند و بخش عمدهای از آنها ترجیح میدادند که فرزندان خود را به شیوه قدیم تحت تعلیم و تربیت قرار دهند یا اصلا قید چنین موضوعی را بزنند.
حدود ۴۶۶ سال پیش، وقتی یکنفر وارد شهر شد و فریاد زد دشت مشهد پر از طلاست و همه روستاییان برای جمعآوری آن هجوم آوردهاند، اهالی شهر حال عجیبی پیدا کردند. قصه تبدیل شدن مشهد به دشت طلا یک روایت مستند است.
بخشی از اصالت و هویت بارگاه منور رضوی را فرشهای به جا مانده از قرنهای گذشته نمایان میکند. مجموعهای چشمگیر از قالیهای پردهای در موزه آستانقدسرضوی به جای پهن شدن سرپا ماندهاند که روایتگر این سنت باستانیاند.
حاج علی اکبر بجستانی مقدم، تاجری است که بدلیل شمار وقفهایش از او بهعنوان بزرگترین واقف پس از انقلاب یاد میشود. او ۷۲ مدرسه در اطراف تهران وقف کرده که هرکدام به نامی از شهدای کربلا مزین شد.
۲۳ مهر۱۳۰۶ راهآهن ملی ایران احداث میشود و کار خودش را رسما آغاز میکند و پس از آن قرار بر این میشود خط آهن گرمسار-مشهد نخستین خطی باشد که احداث میشود؛ ازاینرو ۲۴اسفند۱۳۱۶ با تشریفات رسمی کار زیرسازی و ریلگذاری این خط آغاز میشود.
در این سرشماری معلوم شد مردم شهر حتی از داشتن آب که اولین مایع حیاتی است محروماند و مردان و زنان مستمند بر اثر عدم بهداشت و دردستنداشتن دارو و دکتر به وضع فلاکتباری به سر میبرند و نانی برای خوردن ندارند.
در میان رجال قاجار که بهعنوان حاکم یا متولیباشی به مشهد آمدند، میرزاجعفرخانحسینی، ملقب به مشیرالدوله و «مهندسباشی»، یکی از کوتاهترین دورههای مسئولیتی را دارد؛ با اینحال، خدماتش بسیار درخشان است.
باشگاه فوتبال ابومسلم مشهد یکی از باشگاههای قدیمی است که از دهه۵۰ تا فعال است. این فعالیت البته همیشه تدوام نداشته و در برهههای زمانی مختلف هیچ نامونشانی از این باشگاه خراسانی نبوده اما اینبار به لیگ دسته سوم فوتبال بازگشته است.
هجوم تیمورلنگ به ایران مصیبتبارتر از هجوم چنگیز بود. هنگامی که تیمور تصمیم به آغاز هجوم گرفت، ایران بهتازگی زیر بار ضربات سهمگین اجتماعی و سیاسی دوره چنگیزی کمر راست کرده بود اما هجوم تیمور، همان مختصر بازسازیها را هم از بین برد.
سعید صفار میگوید: وسطهای کوچه عباسقلیخان خانهای بود که تقریبا پنجاه اتاق داشت و به آن قلعه کوفه میگفتند.در اصل دو تا خانه بود که به هم راه داشت. در هر اتاق یک خانواده زندگی میکردند که بیشتر آنها اهل خلاف و دعوا بودند.
ابوالحسنخان شاگرد یگانهاستاد نقاشی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، کمالالملک غفاری بود. او در طول عمرش آثار زیادی به جا گذاشته است که بیشترین آنها مربوط به فردوسی است.