تاریخی - صفحه 5

این گزارش، روایتی است از ورود «چاپ سربی»؛ فناوری نوظهوری که نه‌تنها سرعت انتشار اخبار را دوچندان کرد، بلکه به سلاحی در دست مشروطه‌خواهان و روشن‌فکران مبدل شد تا مشهد را از پیله سنت به سوی دنیای مدرن پرواز دهند.
عبدالحسین مشکات، هنرمند پیشکسوت کاشی کاری سنتی با بیش از شصت سال سابقه فعالیت معتقد است: هنر کاشی کاری نه فقط مهارت فنی، بلکه عشق، صبر و ممارست می‌خواهد. او ادامه دهنده این میراث تاریخی و هنری است.
حرم رضوی بار‌ها محل تحصن و بست‌نشینی مردم بوده است؛ گاه فردی تنها برای دادخواهی به آن پناه می‌آورده و گاه جمعی با مطالباتی فراتر از مشکلات شخصی، به‌صورت جمعی بست می‌نشستند.
«پنجمین خیابان شهر» در سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰، مسیری طولانی بود که قرار بود شهر را به دو بخش شرقی و غربی تقسیم کند.این گذر از بیرون شهر آغاز می‌شد، خیابان نادری را قطع می‌کرد و با قوسی در میانه، به خیابان ارگ می‌رسید اما در نهایت ناتمام ماند!
کارنامه صدیق‌الدوله نشان می‌دهد که آدمی فعال و در همان حال باریک‌بین و دقیق بوده‌ است. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با سامان‌دهی امور آستان‌قدس و نیز پرداختن به نیاز‌های شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند.
نگاهی به زندگی و رفتار دکتر شیخ تأییدکننده این مهم است و نشان می‌دهد که او تا پایان عمر به سوگند پزشکی در رفتار و کردار وفادار ماند. او هم‌زمان با کار در کارخانه قند آبکوه به‌تدریج در مطبِ میدان شهدا و منزلش نیز بیمار ویزیت می‌کرد.
خواجه‌ربیع‌۲۲ را بیشتر مردم با نام قدیمی و آشنای «گلشاد» می‌شناسند. این نام به روستایی بازمی‌گردد که سال‌ها پیش با بیش از پانصد‌خانوار در این محدوده شکل گرفته بود و وقتی به شهر پیوست، شهرداری برای حفظ هویت تاریخی، نام گلشاد را تغییر نداد.
در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار می‌کردند و افراد نیازمند خانه‌هایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد.
در زمان اواخر قاجار و اوایل پهلوی، نگهداری از اطفال بی‌سرپرست و رهاشده نیز از وظایف مدیریت شهری به شمار می‌رفت. با ساخت شیرخوارگاه شهرداری مشهد، اوضاع تا حدی دگرگون شد و بهبود یافت. پیش از این، تنها پناهگاه کودکان، خیریه‌ها یا دارالعجزه آستان قدس بود.
میرزامحمدحسین قوام‌الدوله، پدربزرگ دو تن از رجال شناخته شده دوره قاجار و پهلوی است؛ دو برادر که اتفاقا آنها هم خوشنام نیستند: وثوق‌الدوله (دلال قرارداد ۱۹۱۹ میلادی) و قوام‌السلطنه.
با خروج شاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ از ایران، اوضاع کشور بیش از پیش به هم می‌ریزد. مبارزات مردم انقلابی مشهد نیز با فرارسیدن بهمن‌ماه ۱۳۵۷ وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. تظاهرات متعددی شکل می‌گیرد که رفته رفته کنترل شهر را از دست قوای نظامی خارج می‌کند.
بسیاری از خیابان‌های معروف مشهد که پس از انقلاب تغییرنام داده‌اند، اکنون حدود ۴۷ سال قدمت دارند. بسیاری از این اسامی اکنون جای خودشان را در میان مردم چنان باز کرده‌اند که خبری از نام‌های قدیمی نیست.
شهرک شهیدباهنر در گذشته، روستایی در کنار شهر مشهد بود، اما از سال ۱۳۹۰ به محدوده شهری پیوست. با توسعه شهرنشینی، این محله در حال حاضر به سکونتگاهی غیررسمی و ارزان‌قیمت برای مهاجران تبدیل شد.
از شکننده‌ترین ضربات بر پیکر رژیم شاه، حرکت کارکنان نیروی هوایی در نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ است. اعتراضات همافران در ماه‌های پایانی حکومت پهلوی از این جهت مهم است که رفته رفته به دیگر نیرو‌های نظامی سرایت و حکومت شاه را سرنگون می‌کند.
در مطالعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، حوادث پیش از ۱۹ دی ۱۳۵۶ را در قالب «نهضت اسلامی» و بعد از آن را با عنوان «انقلاب اسلامی» مطالعه می‌کنند. مشهد در آن دوران شاهد اتفاقاتی بود که بر شتاب قیام عمومی تأثیر گذاشت.
مهدیه مرحوم عابدزاده پس از گذشت ۹ سال نیمه‌کاره باقی‌مانده تا همچنان چند خاطره و تصویر غبارگرفته در ذهن قدیمی‌های مشهد باشد. قدیمی‌هایی که وقتی اسم مهدیه را می‌شنوند، بی‌برو برگرد جشن‌های بزرگ نیمه شعبان است را به خاطر می‌آورند.
کشتار یکشنبه خونین مشهد، شرایط مشهد را همچون کل کشور به کلی تغییر داد و خفقان را به بالاترین حد خود رساند. با این حال مردم دست از مبارزه نمی‌کشند و چند روز بعد از کشتار فجیع ۱۰ دی ۱۳۵۷ دوباره تجمعات و راهپیمایی‌ها را از سر می‌گیرند.
سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه از این حکمرانانی بود که در دوران حکومتش، با وجود همه کاستی‌ها و ستم‌هایی که مانند دیگرحکمرانان عصر ناصری در خراسان بر مردم روا می‌داشت، دست‌کم در برقراری امنیت کار‌هایی استوار کرد.
به جز آثار به‌جای‌مانده از گوهرشادبیگم در حرم امام‌رضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونه‌های آنهاست. پنجره‌ای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرم‌رضوی اهدا شده است.
در خراسان و مشهد نخستین‌باری که عنوان «گمرک» درج شده است در شماره‌۶ «سالنامه ایران» به سال‌۱۲۹۶‌قمری است که بدون اینکه نامی درج شود، عنوان می‌شود که «مأموران گمرک در خراسان» شامل رئیس و تحویلدار و مشرف هستند.