تاریخی - صفحه 52

رضا قفل‌ساز بخشی مشترک از خاطرات تمامی افرادی است که سال‌های سال، یعنی از حدود سال1340 تاکنون حتی اگر شده است یک روز در این محدوده زندگی کردند یا مسیر روزانه‌شان به‌گونه‌ای بوده است که از جلو مغازه وی گذر می‌کردند. مردی که نحوه زندگی‌کردن او تا لحظه‌ای که کنارش نمی‌نشستی و او با تو هم‌کلام نمی‌شد، معمایی بزرگ بود.
یکی از مساجد کوچک‌ اطراف حرم، مسجدی وقفی در انتهای خیابان وحدت21 است که بعد از فوت واقف در زمین‌های میدان قراولخانه پایین‌خیابان ساخته می‌شود. این مسجد 40متری وقف رجب‌بهادر مرد نیک‌نام محله پایین‌خیابان است که به‌دلیل ساخته‌شدن در نزدیکی میدان قراولخانه ابتدا به مسجد قراولخانه مشهور و بعدها به همین نام ثبت می‌شود.
مستنداتی باقی‌مانده از قرن ۱۱ و ۱۲ در عمق کف فعلی بازار قدیمی فرش مشهد نشان می‌دهد این بازار که این روز‌ها با نام فرش شناخته می‌شود، به احتمال زیاد در دوره تیموری ساخته شده است، البته با تفاوت زیاد در عمق.
می دانیم که با ورود حضرت رضا (ع) به ایران، یک تحول فرهنگی صورت گرفته است اما هیچ وقت نگفته ایم چقدر تحول هنری داشته ایم. ایشان از زمان ورود به خاک ایران تا زمان شهادتشان، منشأ تغییرات فرهنگی بسیاری می شوند و در واقع در خراسان، یک رستاخیز اتفاق می افتد که همه چیز از جمله هنر را تحت تأثیر خود قرار می دهد.هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی ایران، در اقدامی تازه به جمع آوری نواها که محوریت آن امام رضا(ع) است، دست زده و توانسته بخش اعظمی از این تاریخ کهن فرهنگی و هویتی را که در ارتباط مستقیم با خراسان و مشهد است، جمع آوری و حفظ کند.
آخر پاییز سال ۸۹۰ خورشیدی، کاروان پیاده ای خاص به مشهد رسید. در این کاروان که از اصفهان به مشهد آمده بود، شاه عباس صفوی و جمعی از سران حکومت حضور داشتند. در پسِ این اقدام شگفت انگیز، یک نذر شرعی و البته تدابیر سیاسی قرار داشت. حال که 5 سده از این ماجرا می‎گذرد، بد نیست مروری بر این سفر و اقامت سه ماهه شاه صفوی در مشهد داشته باشیم.
در همه روستاها که نه، اما خوش اقبال اگر باشید، لابه لای تودرتوی ته خانه های قدیمی و تاریک بعضی خانه های روستایی هنوز رد و اثری از کندوها پیدا می شود، گندم دان های خمره ای یا دوکی شکل از گل رس که گاهی تا 2 متر هم قد کشیده اند و آن زمانی که تنور خانه های روستا زودبه زود گرم می شد، یکسره پر و خالی می شدند. از همین رو هم شاید بشود کندوها یا ابزارهای مشابه انبار خانگی گندم را هم عمر تنورها یا به تعبیر دیگر هم عمر زندگی جامعه کشاورزی دانست.
توی موزه دانشکده علوم که می ایستی، نمی دانی کجا را نگاه کنی. قفسه های متعدد، چفت هم ردیف شده اند و توی ویترین هایشان پر از جانوراست، از خزنده و جونده گرفته تا پرنده و پستاندار. بالای این قفسه ها هم تاکسیدرمی پرندگان است و انتهای موزه اسکلت بعضی پستانداران بزرگ جثه به چشم می خورد. در موزه دانشکده علوم دانشگاه فردوسی حدود 10 هزار نمونه از گونه های متنوع نگهداری می شود. این موزه سال 1345 تأسیس رسمی شده است اما شماری از نمونه های آن قدیمی تر و و مربوط به دهه های 30 و 40 است. قدیمی ترین نمونه نیز به سال 1330 برمی گردد.
جهانگرد معروف مراکشی، یعنی«ابن بطوطه» که حدود سال1333 میلادی و در جریان سفرهایش به مشهد رسیده، تقریبا جزو نخستین گردشگرانی است که توانسته به راحتی وارد روضه منوره و حرم امام رضا(ع) شود و توصیفی از آن را در سفرنامه‌اش بیاورد. توصیفی که البته چندان کامل و جامع نیست و او تنها به نوشتن چند خط از این بازدید چندساعته اش بسنده می کند: «مشهد دهکده بزرگی با درختان میوه ، جویبارها و آسیاب های بسیار بود. گنبد بزرگی به زیبایی بر مقبره ای قرار گرفته و دیوارها با کاشی های رنگی تزیین شده بودند.»
نام یدالله از اسم یدالله نیکویی گرفته شده بود که وی کوره آجرپزی داشت.نام این کوچه در خیابان شهید محسن کاشانی ۵۵ در نقشه‌های مشهد از سال ۱۳۳۳ به بعد دیده می‌شود.
گذری بر تاریخ ثبت نام‌خانوادگی در مشهد که انتخاب بسیاری از آن‌ها نشان از ارادت مردم این دیار به امام هشتم(ع) دارد.
یکی از عناصری که از بخش های اصلی معماری اسلامی است و زائران بسیاری را در بارش و آفتاب پناه می دهد، «رواق» است. رواق را ایوان، پیشگاه خانه و سایه بان تعریف کرده اند و در حرم به بناهای سرپوشیده ای گفته می شود که در اطراف بقعه مطهر قرار دارند. این مکان ها بسته به نیاز و هدف ساختشان، در ابعاد متفاوت و معماری های خاص، در دوره های مختلف به همت بانیان و معماران متعددی بنا شده اند.
حاجی علیزاده، شاگرد مدرسه کاظمیه‌ معتقد است عابدزاده در عمل یک مؤمن به معنای واقعی بود:حال اینکه اگر کسی بخواهد بگوید در و دیوار مدرسه‌اش چطور بود و از این درها تربیت آمد بیرون، اصلا از این خبرها نبود. او نه یک آدم علمی بود و کتاب داشت، نه ملای خیلی باسوادی بود. او آدم بااخلاقی بود و ساختمان‌هایی ساخته بود که این اخلاق را بسط دهد.
به گفته امیر سازگار، این باغ 80سال عمر دارد و بیش از هزار اصله درخت در آن کاشته شده است. درخت‌هایی که بعضی‌هایشان بیشتر‌ از ١٥٠سال عمر دارند. بیشتر این درخت‌ها را هم پدر او حاج غضنفر سازگار به دست خودش کاشته است. امیر سازگار این درخت‌ها را بهترین یادگاری‌های پدرش می‌داند.
نهم و دهم دی ماه ۱۳۵۷ از روز‌های خونین و فراموش‌نشدنی در تاریخ تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی در مشهد است. روز‌هایی که در آن ده‌ها نفر از مردم بی‌گناه مشهد به خاک و خون کشیده شدند.
یهودی‌ها بناهای زیادی را در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله عیدگاه که ساکن آن بودند، احداث کردند که امروزه به بناهای تاریخی تبدیل شده‌اند و هویت یک دوره از تاریخ مشهد را به‌دوش می‌کشند. یکی از این بناها حمام است. حمامی که به‌گفته قدیمی‌های محله حمامی با معماری خاص بوده است و تا زمانی که درهای محله جدیدها به‌سوی مردم مشهدی باز نشده بود، فقط یهودی‌ها حق استفاده از آن را داشتند.
مرحوم نجار، خانه خیرات ‌را برای رفاه حال مسافران ساخته و وقف اسکان مسافران و رهگذران کرده بود. خیرات به‌طور تقریبی حالت مسافرخانه‌های بین‌راهی کنونی را داشت، اما برای استفاده از آن کسی وجهی پرداخت نمی‌کرد. در آن ایام که از وسایل نقلیه امروزی خبری نبود و رهگذران بیشتر با پای پیاده یا با چهارپا از نقطه‌ای به نقطه دیگر رفت‌وآمد می‌کردند.
عیدگاه که زمانی از جنوب شهر تا بست مقدس امتداد داشت، امروز در یک کوچه و 14فرعی آن خلاصه می‌شود؛ محدوده‌ای که ساختمان‌های نوشده آن دیگر تصویری از نمای پیشین را ندارند، اما نام قدیمی عیدگاه همچنان در آن زنده‌است. همچون گذشته سیروس، زنجیر، باغ‌حسن‌خان و شمس از فرعی‌های معروف آن است.
سوز پاییزی است و باد، اما زیر سقف حرم، دستِ دل، گرم است. عاشق شوق حضور دارد و در این تردیدی نیست ولی وسعت حرم با یک میلیون متر مربع همیشه این سؤال را توی ذهن هر آمده و رونده ای یک بار نشانده است که اینجا در فصل های سرد، خاصه در قدیم که اواخر پاییز و زمستانش، زمین را برف فرش می کرده، در نبود امکانات امروزی چطور گرم می شده است؟
از آن دوران خوش، نمای بنا و کاربری آن تغییرات زیادی کرده است و تنها راه تشخیص این بنا با بنا‌هایی که در ابتدا ساخته شد، فقط طاق و در و پنجره‌های چوبی ورودی آن است. سری به جوادیه‌ای زده‌ایم که روزگاری در زمان آتش گرفتن مهدیه، پاتوق شمار زیادی از شاگردان این بزرگ‌مرد محسوب می‌شد و درِ آن هرساعتی از شبانه‌روز در خیابان طبرسی به روی مردم باز بود.
در زمستان سال ۱۲۵۰ شمسی صد‌ها تن از مردم مشهد در زاغه‌ها، کلبه‌ها و کوچه‌ها جان سپردند. حتی کار به جایی رسید که اجساد مردگان که در سرمای هوا یخ زده بودند.