خانه امیری سومین خانه تاریخی اطراف حرم مطهر که بازسازی و مرمت شد. این خانه تاریخی ۱۰۸ ساله ویژگیهای منحصربهفردی دارد که یکی از آنها اجرای معماری ۲ دوره صفویه و قاجار در نمای شرقی خانه است. یکی از مهمترین نکات در بازسازی و مرمت این اثر تاریخی، کشف جبهه شمالی این خانه و همچنین کوچه مخفی در این بنای تاریخی است.
یکی از شاهکارهای هنر دست استاد حبیبالله بنایرضوی مرمت و بازسازی آیینهکاریهای بالا سر حضرت است.
بیش از 200 خانه قدیمی و تاریخی در مشهد وجود دارد که تنها 70 پلاک بهدلیل قدمت، معماری زیبا یا ویژگیهای خاص ثبت میراث شدهاند. از این تعداد بیش از ۳۰ خانه در محدوده اطراف حرم مطهر رضوی قرار دارد. خیلی از این خانهها ازجمله خانه حناساب، زرینزاده، سرای میرفخرایی یا سیدان در سایه بیتوجهی در چندسال گذشته تخریب شدهاند.
درهای چوبی حرم که حلقه دلهای بسیاری را هر روز به دست میگرفتند جایشان را به آهنها و فلزها دادهاند و هر کدام به رنگی و شکلی نقش خوردند تا آیینه ارادت زائران و مجاورانی باشند که هر ساعت و دقیقه منتظرند تا در آیینه خشتبهخشت و چوببهچوب حرم جلوه محبوب ببینند.
چندتن از استادهای مرمتکار مشهد از چندسال پیش دست به اجرای طرحی با نام «دوبارهچینی» آثار تاریخی زدهاند؛ طرحی که در روند آن مصالح اثر درخطرتخریب، جمعآوری و در مکان جدید بازنمایی میشود. در این راستا هفته گذشته از دوبارهچینی سردر خانه اسماعیلی رونمایی شد که ساختمانش سال1392خراب شده بود.
آنطورکه پژوهشگران تاریخِ مشهد و سفرنامهنویسان میگویند، مشهدِ قدیم بیشتر از اینکه چهره شهری واحد داشته باشد، بیشتر از روستاهایی درکنار هم تشکیل شده بود. روستاهایی که بیشترشان امروز در دلِ مشهد بزرگ حل شدهاند و اگر نابود نشده باشند، به یکی از محلات شهر تبدیل شدهاند. به عنوان مثال حافظ ابرو، جغرافیدان خراسانی در کتابش سناباد، الندشت، احمدآباد، تقیآباد و... را به عنوان روستاهایی در اطراف مشهد نام میبرد که الان هر کدامشان در دل کلانشهری به نام مشهد حل شدهاند و دیگر، اثری از آن روستاها نیست.
عبدالله خان وظیفه داشته هر روز به نیابت از شاه وقت، یعنی ناصرالدین شاه، به زیارت حرم مطهر رضوی برود و به جای شاه که در پایتخت بوده است، آستان حضرت رضا(ع) را بوسه دهد.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیشاز ۴۰۰ سال است که بزرگترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدیقلیبیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلیبیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسبهای شاهعباس ساخته و وقف حرم امامرضا (ع) شد.
کوچه پس کوچههای پایینخیابان را مثل کف دست میشناسد. از روزی که ساختمان حاجیلته سر به آسمان برد و خودش را از خانههای نقلی محله بالاتر کشید را به یاد دارد تا حالا که محله پایینخیابان هزار تکه شده است. محمود ناظرانپور متولد و بزرگ شده محله پایینخیابان است و این هفته با خاطرهگوییهایش ما را به پایینخیابانی میبرد که قزلباشان هرصبح در میدانگاهی نزدیک نوغان مراسم صبحگاه برگزار میکردند و هندیها برای خود کوچهای مخصوص در نزدیک حرم مطهر داشتند. با خاطرههای ناظرانپور به خانهها، کوچهها و کاروانسراهایی میرویم که شاید امروزیهای محله پایینخیابان از وجود این مکانها خبر ندارند.
نخستین خبر مکتوب را «اربلی»، نویسنده کتاب «کشف الغمه فی معرفه الائمه»، نوشته است که عمر آن به قرن هفتم هجری قمری می رسد. او در سطرهایی، ماجرای مسافری را حکایت می کند که شبانه وارد حرم می شود و از خادمان آستانه طلب چراغ می کند، اما هیچ نبوده تا به دستش دهند.
ساکنان نخستین قلعه آبکوه، کشاورزانی بوده اند که مأموران آستان قدس رضوی، آن ها را از ولایات اطراف می آوردند تا روی زمین های آستانه کار کنند. در این میان آستانه مقرر می کند که مردم در ازای سرپناه و کشت در زمینها هر ساله یک دهم محصول برداشتی خود را به آستانه بدهند.
«قرآن قدس» که قدیمیترین قرآن دارای ترجمه در جهان اسلام است و اکنون در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود، ازجمله نمونههای نفیس ترجمه به یادگار مانده از قرون اولیه اسلامی است.
در جوار مضجع نورانی امام هشتم (ع)، درست زیر سقف گنبدی مسجد گوهرشاد، چشم، حُکم پرندهای را دارد که در باغهای بهشت از شاخهای به شاخه دیگر میدود. نقشهای اسلیمی تافته درهم، شکست نور در آینه ایوان مقصوره و دستی که سبز و فیروزهای را در کنار هم نشانده است تا اُخرایی گلهایی که هرگز به خزان نمینشینند، بیشتر به صورتت لبخند بزند، تنها گوشهای از زیبایی مکانی است که کلمات در توصیفش الکن هستند؛ مکانی که یادگار برجایمانده از بانویی فاضل است؛ «گوهرشاد» که نامش دوبار در کتیبههای این بنای تاریخی و مذهبی نقش خورده و مانا شده است. همت او بوده که مشهد قرن نهم را به شهری آباد تبدیل کرده و از آن پایتختی برای گسترش فرهنگ و توسعه علم میسازد. برابر اسناد برجایمانده و جوهر تقویمها 26 آبان سالروز پایان کار معماری این مسجد است که حالا خشتهای آن پانصدوهشتادوسومین سال از عمر خود را پشت سر میگذارند.
احمد فتحی متولد 1334 در گذر زمان مویی سپید کرده است و تا به امروز، معرفت و محبت قدیمیها را با خود به همراه دارد. او که تا دوران جوانی در گاراژدارها زندگی کرده و اکنون ساکن خیابان پروین اعتصامی است، خاطرات زیادی از قدیم محله و دوران کاریاش در کارخانه قند شیرین به یاد دارد که با ما به اشتراک میگذارد.
نخستین مطبعه چاپ سربی در مشهد، «مطبعه طوس» است. براساس یک پژوهش ارزشمند، تعداد ۲۵ عنوان کتاب طبعشده در این مطبعه شناسایی شده است.
تاریخ جان گرفتن مشهد از یک باغ شروع می شود؛ باغی که پیکر مطهر حضرت رضا(ع) را در آن دفن می کنند تا پس از آن، خاک خراسان با عطری بهشتی در هم آمیزد. تاریخ نگاران وسعت باغ «حمیدبن قحطبه» را در حدود یک میل در یک میل نوشته اند که «عزیزالله عطاردی» آن را از «فلکه حضرت» امروز بزرگ تر توصیف می کند. پیکر حضرت در سردابی که درون همین باغ بوده است و دهانهاش را آب قنات سناباد تر میکرده، شسته می شود.
معماران عصر نادری، مکانی، پشت ایوان عباسی را برای احداث دومین گلدسته انتخاب می کنند که ظاهرا تقارنی با محل گلدسته اول نسبت به گنبد نداشته است، اما پس از آنکه گلدسته جدید احداث می شود، دست کم از جبهه جنوب شرقی حرم (خیابانامام رضایفعلی) چنین به نظر می رسیده است که دو گلدسته قدیم و جدید کاملا در دو طرف گنبد طلا قرار دارند.
مراسم جاروکشی که اکنون بهصورت نمادین در حریم امام هشتم، دل زائران را با خود همراه میکند، مراسمی کهن است و بیش از 400سال قدمت دارد و هرکس قدم به حریم یار گذاشته، آن را به تماشا نشسته است. جاروکشی در عهد صفوی، خدمتی مستقل محسوب میشد. قدیمیترین سندی که به شغل جاروکشی در حرم اشاره دارد، حکم خدمت و پرداخت حقوق به جاروکش آستانه در سال 1011 هجری قمری به مقدار یکتومان و 6500دینار نقد و 23خروار غله است.
آسفالت خیابانها نخستین راهکار برای این پوستاندازی کالبدی است. اسناد مکتوب برجایمانده، تاریخ تصویب طرح آسفالتریزی خیابانهای ارض اقدس را تا روزهای آبان سال1313 خورشیدی به عقب میبرند. البته این طرح به دلایلی در این سال اجرا نمیشود و با چند سال تأخیر به سرانجام میرسد اما درنهایت این اتفاق پنجسال بعد به سرانجامی خوش ختم میشود.
خیابان فدائیان اسلام 6 در گذشته به نام شاعر نامی کشور «مهرداد اوستا» شناخته میشده است. ابتدای کوچه چند مغازه دزدگیر و تعمیرات خودرو قرار دارد اما سبک و سیاق قدیمی آن بهدلیل خانههایی که قدمتشان به بیش از 30سال میرسد هنوز حفظ شده است فقط چند آپارتمان نوساز در کوچه به چشم میخورد. اهالی میگویند تا همین چند سال پیش نیز در تابلو سر کوچه نام اوستا حک شده بود اما با تعویض تابلوها این نام حذف شد.