تاریخی - صفحه 49

تاریخ نخستین داروخانه‌ها یا به نوشته مکتوبات قدیمی، دواخانه‌های مشهد را نه در دل کوچه و خیابان‌های تغییر‌شکل‌داده امروزی، که باید ابتدا از سیاهه سندهای کاهی جست‌وجو کرد.
ره‌باغ بهشت همان راسته مسگرهای قدیم است که با تخریب بافت قدیمی و ساخت باغچه‌های چندتکه در راسته آن، به گذری برای زائران حرم‌مطهر تبدیل شده است. هویت این کوچه در میان بناهای تاریخی آن مانند حسینیه داروغه، آب‌انبار، مسجد قبرستان خردو و منبع آب صدساله و دیوارچینی‌ها، باغچه‌های گسسته ره‌باغ و ساختمان‌های برافراشته هتل‌ها سرگردان است.
تاریخ پزشکی اطفال شهرمان با اسم «حسین سامی‌راد» گره خورده است. پزشکی که اولین‌های بسیاری را برایمان رقم زده است، اما چهره گمنامی در مشهد دارد و هیچ کجا نامی از او دیده‌نمی‌شود. اولین متخصص بیماری‌های کودکان، مؤسس درمانگاه رازی، مؤسس انجمن تعاون بهداشتی برای مبارزه با بیماری سفلیس، رئیس هلال احمر مشهد، رئیس انجمن حمایت از جذامیان مشهد و... از آنجا که دکتر شیخ به واسطه کارهای خیر فراوان نزد مشهدی‌ها مشهور است و بیمارستانی ویژه کودکان نیز به نامش نام‌گذاری شده؛ برخی تصور می‌کنند او اولین متخصص اطفال در مشهد بوده‌است؛ اما اطلاعات ما نشان می‌دهد دکتر حسین سامی‌راد را باید اولین پزشک متخصص اطفال مشهد دانست.
کاشی‌های لاجوردش قرن‌هاست دست‌های زیادی را به آبی آسمان گره زده است؛ همسایه روضه‌منوره که عمری است در زلال بی‌کران حرم حل شده، آن‌چنان‌که بی‌هیچ حجاب و حایلی یکی از رواق‌ها ودیوارهاست. روز جهانی مسجد سبب شد در سطرهای پیش‌رو از مسجد بالاسر بگوییم. مسجدی که هم‌زمان چند عنوان را در ضمیمه نامش نوشته‌اند؛ قدیمی‌ترین بنای مشهد پس از روضه منوره، کهن‌ترین مسجد مشهد و با 36مترمربع یکی از کوچک‌ترین مساجد ایران است.
«ممتحن‌الدوله»، از رجال ناصری، در باب ورود کبریت به ایران نوشته است: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام اسماعیل‌آتش، کبریت‌ها را در دست می‌گرفت و فریاد می‌کشید با آتش، آتش درست می‌کنم.» آری، درست شنیدید با آتش، آتش‌درست‌کردن در آن سال‌ها برای ایرانیان آن‌چنان آشنا نبود اما بازار کبریت وارداتی برای اعیان و اشراف داغ داغ بود و ایران، مشتری پروپا‌قرص کبریت اتریش، سوئد و روسیه. سال‌ها بعد ولی بالاخره نخستین جرقه‌های احداث کارخانه کبریت‌سازی درایرانِ سال 1276خورشیدی زده شد و با کمک سرمایه‌گذاران روسی، نخستین کارخانه کبریت‌سازی درکشور پا گرفت.
مقصد ما آرامگاه فردوسی در انتهای بولوار شاهنامه است. در ابتدا قدم به جلوخان آرامگاه می‌گذاریم، با آن مجسمه‌های زیبا که تجسمی از اساطیر شاهنامه را پیش چشم رهگذران نمایان می‌کند. از جلوخان که می‌گذریم و از چندین پله که بالا می‌آییم، آنجاست که باغ افسونگری‌اش را به رخ می‌کشد و هر بیننده را مسحور خودش می‌کند. انبوه درختان بلند بالا قدعلم کرده‌اند و در انتها هم سازه باشکوه آرامگاه فردوسی قرار گرفته ‌است. همین زیبایی‌ها سبب شده است که بازدید روزانه از این مجموعه در تابستان امسال تا 5000نفر در روز هم برسد.جلوخان و محوطه آرامگاه فردوسی یک باغ‌ و فضای سرسبز است که متعلق به همه مردم ایران است.
سال‌هاست قدیمی‌ها از این گذر کوچ کرده‌اند، اما اهالی با پیشینه سکونت سی‌ساله می‌گویند که در گذشته به این کوچه تبرک می‌گفته‌اند؛ کوچه‌ای که در نقشه‌های سال1333 مشهد دو معبر تاجرباشی و نایب‌التولیه را به هم متصل می‌کرده و اکنون میان بهجت3 و بهجت7 راه کشیده است. ویژگی خاص این کوچه حضور دو عالم در آن بوده است که اکنون ساختمان‌هایشان هست، ولی خودشان به رحمت خدا رفته‌اند.
جیانوزی نخستین عکاس خارجی است که از سوی ناصرالدین شاه مأمور شد تا چند مجموعه عکس از ابنیه خراسان و مجموعه آستان قدس تهیه کند. نخستین عکس ثبت شده از حرم مطهر رضوی را هم او گرفته است.
سندی وجود دارد که نشان می‌دهد باغ ملی پیشکشی مظفرالدین‌شاه به حاج‌کاظم ملک‌التجار، پدر حاج‌حسین ملک است که به این خاندان واگذار شده است. به گفته سیدمهدی سیدی، پژوهشگر و مشهدشناس، چگونگی واگذاری باغ ملی به بلدیه، این گونه است که شهرداری در سال۱۳۰۹‌خورشیدی (که ثبت املاک دایر ‌شد) تقاضای ثبت باغ‌ملی به نام خود را کرد و در سال۱۳۱۱ سند مزبور صادر شد. در ظاهر سال‌ها بعد، شهرداری معارضانی یافته است؛ در‌نتیجه از حاج‌حسین ملک تقاضا کرده اسناد مربوط‌به مالکیت آن را در‌اختیار شهرداری قرار دهد. حاج‌حسین ملک نیز چنین کرده و فرمان مظفرالدین شاه را توسط پیشکار خود به شهرداری فرستاده، متقابلا تقاضا کرده است در محلی از باغ، نوشته‌ای مبنی بر بخشش وی نصب شود.
شکل یخچال های مشهد، مخروطی شکل بود و با دولایه دیوار و کف آن را به عمق یک ونیم متر گود می کردند. در فصل زمستان، مسئول یخچال، آب را از نهر نادری به مخزن یخچال می رساند.
در روزهایی که با اوج‌گرفتن گرمای هوا، مصرف برق درحال رکورد‌شکنی است و هر لحظه بیم قطعی برق می‌رود، می‌‌خواهیم از روزهایی یاد کنیم که صفویان برای تأمین روشنایی حرم‌مطهر به استفاده از روغن‌های گیاهی رو آوردند و با پیشرفتشان در این راه، در تشکیلات دیوانی خود محلی را با نام «عصارخانه» راه انداختند. محلی که افراد شاغل در آن، دانه‌های گیاهی را از مزارع جمع می‌کردند و برای روغن‌گیری به عصارخانه می‌آوردند.
از هر ره‌باغی پیاده‌ راهی حرم بشوید، نمایی از حرم امام‌رضا(ع) چشمتان را پر می‌کند. البته در کنار این مهم تقویت پیوند فرهنگی زائران، تدارک گذر سبز و برخورداری از آرامش برای ورود به حوزه زیارت، تداوم حرکت ایمن و آسوده عابران پیاده، افزایش کیفیت زیست‌محیطی با استفاده از عنصر آب و گیاه، خروج راحت زائران در شرایط اضطرار و دسترسی آسان زائر به فضایی برای استراحت از دیگر اهداف احداث ره‌باغ‌هاست.
خیابان صدف که اکنون از بولوار وکیل‌آباد تا آموزگار کشیده شده است، جزو قدیمی‌ترین معابر و محله‌های منطقه‌11 است و در ابتدای تشکیل‌، از وکیل‌آباد تا بولوار فرهنگ فعلی را شامل می‌شده است. هنوز هیچ سند مکتوبی درباره تاریخچه تشکیل محله صدف نوشته نشده و برای دستیابی به این منظور، چند روز متوالی راهی محله می‌شویم و مغازه به مغازه و خانه‌‌به‌خانه پای صحبت‌های اهالی می‌نشینیم و پرسان‌پرسان به حاج حسن مقدسی می‌رسیم که اولین فرد ساکن در این محله بوده است.
یکی از محدوده‌هایی که هنوز هم حضور طلاب در آن زیاد به چشم می‌خورد، همین کوچه است. کوچه‌ای در خیابان آیت‌الله بهجت3 که به‌واسطه وجود مدرسه علمیه امام‌رضا(ع) و همچنین دو خانه شخصی که وقف اسکان طلاب شده‌، محل رفت‌وآمد بسیاری از طلبه‌هاست.
خیابان امام خمینی(ره)25 یکی از خیابان‌های قدیمی است که با توجه به قدمتی که دارد توجه چندانی به آن نشده است. یک سمت این خیابان باغ ملی، ساختمان صبا و پارکینگ طبقاتی قرار دارد و سمت دیگر آن خانه‌های مسکونی و مکان‌های تجاری قرار گرفته‌اند که به‌جز خانه آقای محمدی که طی دو سال گذشته با همان سبک و سیاق قدیمش بازسازی شده، دیگر بناهای قدیمی این خیابان بازسازی شده‌اند.
طبقاتشان پر شده است از پلاستیک‌جات، پتو، حوله، ظرف و ظروف، دکوریجات و لوازم جورواجور. این‌گونه بودنشان گواهی تاریخ و پیشینه‌ای است که وجود داشته است. این بنا‌های فرتوت و پوسیده، روزی روزگاری کاروان‌سراهای قدیمی معروف زمان خود بودند اما حالا از نفس افتاده‌اند. بیشترشان آن‌طور که باید و شاید بازسازی و مرمت نشده‌اند و هر لحظه خطر فروریختن آن‌ها هست. آتش‌سوزی پلاسکو، فروریختن متروپل و... اتفاق‌های ناگواری بودند که مجابمان می‌کنند پیش از وقوع حادثه باید چاره‌ای اندیشید و ما را به سمت تهیه این گزارش سوق می‌دهند.
در مجموعه اسناد موجود در مدیریت امور اسناد و مطبوعات آستان قدس، ده‌ها سند مربوط به دوره ناصرالدین شاه قاجار و بعد از آن موجود است که در آن متولی یا نایب‌التولیه وقت، به تحویل‌داران و یا دربان‌باشی کل، دستور برپایی هرچه با شکوه‌تر این جشن‌ها و چراغانی نمودن مفصل ایوان طلا و صحن‌های مقدس را در شب ولادت یا عید و مدیحه سرایی و پذیرایی با شربت و شیرینی و اطعام بر مبنای برخی از موقوفات داده است. این اسناد ما را به خوبی با وضعیت و سابقه برپایی این جشن ها در گذشته آشنا می‌کند.
کاروان‌سرای عباسقلی‌خان در حاشیه خیابان شهیدنواب‌صفوی قرار دارد. یکی از آدم‌های قدیمی‌ این بازار، حسن صابری 55ساله است که خودش می‌گوید 34سال در کار تولید و فروش نخ قالی بوده است؛ کسی که شغلش ارث پدر مرحومش است و حتی در این روزهای سوت‌وکور به عشق فرش هر روز در مغازه‌اش را بازمی‌کند و یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش این است که باوجود رفتن نخ‌فروش‌ها از این کاروان‌سرا، این سرای تاریخی را حفظ کنند.
وجود هیئت‌های خانگی پیشینه‌ای طولانی در مشهد دارد؛ رسمی که بر خلاف تغییر سبک زندگی‌ها، هنوز به قوت خود پابرجاست. نشانه آن هم وجود پرچم‌های مختلف نصب‌شده روی در و دیوار خانه‌هاست. این رسم در کوچه خدابنده پررنگ‌تر است. این نکته را محمد خدادادی از اهالی قدیمی و مسئول هیئت چهارده‌معصوم(ع) این کوچه هم می‌گوید: «این رسم در این کوچه پررنگ است. هیئت چهل‌ساله خانه من هم یکی از همین‌هاست که در سال1362 با هدف تلاوت قرآن راه‌اندازی شد و در این سال‌ها هر هفته تشکیل شده‌است.»
یکی از این چهره‌ها که با تربیت فرزندانش برای برخاستن بر محور حق و عدالت قدم‌های بزرگی برداشت و سخت کوشیدن را به آن‌ها آموخت تا همواره در راستای مبارزه با بی‌عدالتی لحظه‌ای آرام ننشینند، مرحوم آیت‌الله سیدجواد حسینی‌خامنه‌ای است؛ بزرگ‌مردی که به عنوان پدر رهبر معظم انقلاب شناخته می‌شود. او که در خاندانی اصیل در علم و تقوا و از پدری فقیه به نام آیت‌الله سیدحسین مجتهدخامنه‌ای و مادری پاک‌دامن چشم به جهان گشود، چنان پرورش یافت که با گذشت زمانی کوتاه، با مجوز مرحوم آیت‌الله نائینی و تأیید مرحوم آیت‌الله عبدالکریم حائری، اجازه روایت و اجتهاد به ایشان داده‌شد.