خیابان مجد39 در محله سعدآباد از یک سمت به خیابان قرنی و از سمت دیگر به خیابان آبکوه منتهی میشود. از 2طرف دیگر نیز به میدان شهدا و میدان فردوسی راه دارد. به گفته اهالی این کوچه و کوچههای همجوارش روزگاری زمین خاکی بوده است که بچههای محله در آن گل کوچک بازی میکردند. اما سالهاست اینجا بورس کلی فروش و جزئی فروشی چسب و نوشتافزار شده است و خریداران اکنون میدانند برای تهیه این 2کالا از این خیابان دست پر برمیگردند.
خیابان مهران۱۳ از یک طرف به خیابان شهید رجایی۳۴ متصل است. روند توسعه این خیابان از حدود ۳۰سال قبل آغاز شده است و اکنون به عنوان یک معبر آرام و دارای امکانات، فضایی مناسب برای زندگی اهالی محله سیدرضی است. این خیابان تا حدود ۱۲سال قبل مرکز کارگاههای جوشکاری، نجاری و تعمیرات خودرو بوده است که در مرور زمان به واسطه افزایش بافت مسکونی، کسبه بیشتری برای برطرفکردن نیازهای محله در این معبر ساکن شدهاند و راسته قدیمی انبارها و کارگاهها اکنون تبدیل به تجاریمحله مهران۱۳ شده است.
حمامی قدیمی در کوچه شهید محسن کاشانی۸ به نام حمام باغ قرار داشته که ابتدای دهه70 تخریب و جای آن را بوستان سرسبزی گرفته است. روبهروی حمام گودالی بوده است که به آن «گوشله» میگفتهاند و کودکان در این گودال بازی میکردهاند. آبانباری نیز در نزدیکی حمام قرار داشته که دیگر اثری از آن نیست و جایش ساختمان ساخته شده است.
موسپیدها و قدیمیهای راسته بولوار مفتح و چهارراه آسایشگاه همه او را میشناسند. کاسب خونگرم و خوشصحبتی که آوازهاش بهواسطه انصاف و مشتریمداری و مردمداری است. مجتهدزاده پیرمرد خوشمشربی است که در بیش از نیمقرن کسبوکار و زندگی، خاطرات زیادی از کوچه و محلات قدیمی دارد و رابطه خویشاوندی دوری هم با شیخ بهلول دارد. هرچند چیز زیادی از او در خاطرش نیست، جز ایمان واقعی بهلول و ارادتی که به امامرضا(ع) داشت.
نامهایی که روی کوچهها و خیابانها میگذارند، همگی جزو هویت شهری و حتی فردی هستند. آدمها بعد از معرفی شناسنامه خود از مکانها حرف میزنند. اینکه کجا متولدشدهاند یا در چه کوچه و خیابانی زندگی میکنند. درواقع بحث نامگذاری معبر شهری حکم شناسنامه شهر را دارد و مدیران شهری بهویژه کمیته نامگذاری وظیفهدارند نام خوبی برای معابر و کوچهپسکوچههای شهر انتخاب کنند؛ چراکه اسامی در معابر شهری باید نمایانگر سابقه تاریخی، فرهنگی و تمدن دینی یک شهر باشد یعنی وقتیکه یک فرد غریبه وارد شهر میشود بدون اینکه شهر را بشناسد بتواند از روی اسامی خیابانها به حادثههای تاریخی و افتخارات مربوط به آن شهر پی برد.
کوچه عریض و طویل شاهد10 از یک بوستان با زمین ورزشی فنسکشی شده شروع میشود. بیشتر زمینهای این محدوده متعلق به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی بودهاند که به اشخاص یا شرکت تعاونیهای سازمانهای مختلف واگذار شدهاند تا مجتمعهای مسکونی ریز و درشتی را در دو سوی آن بسازند. اما دیگر ارگانها هم جزو مالکان اولیه این زمینها بودهاند. این کوچه از محوریترین کوچههای محله فرهنگیان است که فضای سبز آن مانند یک نوار سبز تا بولوار شریعتی و شهید رفیعی ادامه پیدا میکند.
کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابانهای قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان دهدی قرار دارد. این خیابان پشت دروازههای ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتداییترین خیابانهایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی میشود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانههای قدیمی در آن به چشم نمیخورد.
کوچه شهدای تاکسیرانی از خیابانهای متفاوت منطقه5 است. ابتدای آن پر از تعمیرگاه، باتریسازی و انبار است. اما کمی که پایینتر بروی بافت مسکونی را هم میبینی. به گفته اهالی قدیمی تا ٣٠سال پیش اینجا تا چشم کار میکرده زمین خاکی بوده و کم کم ساخت و ساز، آسفالت و چمنکاری در آن انجام میشود. نامگذاری این خیابان هم داستان خودش را دارد. آن اوایل این محدوده در بین اهالی به ٤٥متری خاکی معروف بوده است. سپس اداره تاکسیرانی، اینجا تعمیرگاهش را تأسیس میکند و این کوچه به «تاکسیرانی» معروف میشود.
بولوار ابوریحان به میدانی به همین نام ختم میشود و یکی از محدودههای پرتردد منطقه به حساب میآید که از یک طرف به بازار بزرگ مفتح (سیمتری طلاب) راه دارد و از طرفی میانههای بولوار به تقاطع بازار بزرگ مانتو ایثار میرسد. آنهایی که ادعا میکنند مشهدیها این محدوده را با نام حاجاصغر غفوریمقدم و بستنی معروف دقت میشناسند، کم نیستند. بعضیها که سنوسالدارترند هم یاد گذشته را اینطور زنده میکنند: اینجا قلعه «شاتکن» بود و سالها حالت روستایی داشت.
20متری شهید خاوری در توس91 و محله شهید بصیر قرار دارد. از شهید خاوری اطلاعاتی در دست نیست و خانوادهاش در این محله ساکن نیستند. این کوچه تا حدود 15سال پیش خاکی و محله بدون امکانات شهری اداره میشد. تا 30سال پیش کوچه شهیدخاوری فقط 20خانوار داشت اما اکنون پر از مهاجران افغانستانی و پاکستانی است.
منطقه قلعه ساختمان را شاید بتوان یکی از قدیمیترین محلهها در شهر مشهد نامید. محدودهای که سالها پیش از انقلاب به گفته قدیمیها، دارای چند قلعه بزرگ بوده و اندک ساکنان این منطقه داخل این محدوده روزگار میگذراندند. با گذشت زمان مردم کم کم از این قلعهها بیرون میآیند و در خانههای خشتی ساکن میشوند. با شروع انقلاب این خانهها بیشتر میشود و این سوی شهر هم کم کم با افزایش جمعیت رونق میگیرد. این محله پرسابقه و قدیمی حالا ساکنانی دارد که بیشتر سالهای زندگیشان را اینجا گذراندهاند و خاطرات زیادی از آن دارند.
خیابان سجادیه 67 از جدیدترین و نوسازترین معابر منطقه 12 است که جزئی از شهرک نیروی انتظامی هم به حساب میآید. در سه چهارسال گذشته بیشاز هزار خانوار به این معبر و معابر اطراف آن در غرب شهر مشهد کوچکردهاند و این مسیر آرام، دنج و خوشآبوهوا را برای سکونت برگزیدهاند. با این حال، این خیابان از حیث داشتن امکانات رفاهی و تفریحی بسیار فقیر است و هرچه این خیابان را بالا و پایین کنیم به جز سهچهار دفتر مشاور املاک و یکی دو بقالی چیزی نمیبینیم!
قدیمیهایی مثل ما هنوز هم این خیابانها را با همان نامهای قدیمی میشناسند و کمتر از نامهای جدید استفاده میکنند، برای همین وقتی آدرسی از من پرسیده میشود، ابتدا باید فکر کنم ببینم نامهای جدیدی که میگویند مربوط به کدام خیابانهاست. از سال ۱۳۴۹ در امام خمینی ۷۰ ساکن هستیم. آن زمان نامش خیابان هفدهم بود البته منزل پدریام هم در خیابان بیستم بود. سالهاست در خیابانی ساکن هستم که در آن بزرگ شدهام.
پیروزی 18 از یک بوستان خطی شروع و به یک بوستان خطی در بولوار شهید فکوری نیز ختم میشود. درخت قدیمی و بلند کاجی که در ابتدای این کوچه سر به آسمان برداشته است، دست کم باید مال 40 سال پیش باشد. آن وقت ها اینجا مثل خیلی از مناطق دیگر که شباهتی به شهر نداشتند، فقط بیابان بود و بیابان. در دهه۶۰ زمینهای این محدوده که شهرک نجفی نام داشت، از سوی سازمان زمین شهری وقت به داوطلبان خرید خانه فروخته شد، البته اولویت با خانوادههای پرجمعیت بود.
اولین ساخت و سازهای خیابان احد از دهه ۴۰ آغاز شده و پس از آن شهروندانی از تمام نقاط شهر و دیگر شهرهای اطراف استان بهویژه شهر نیشابور و تربت حیدریه در آن ساکن شدند.
اعظم سالاری متولد سال60 و کارشناس رشته مکانیک است. اقدامات فرهنگیاش بهخصوص در حوزه حجاب و عفاف را از دانشگاه آغاز کرده است. او درباره اینکه چطور از یک مهندس مکانیک به فعال فرهنگی تبدیل شده است، میگوید: رفتن به دانشگاه همیشه برای من آرزو بود، اما متأسفانه به محض اینکه پا به دانشگاه گذاشتم، برخی از رفتارهای دانشجویان برای من خیلی ناراحتکننده شد. چندبار به رئیس دانشگاه مراجعه کردم و از ایشان برای سروسامان دادن به این اوضاع خواهش کردم، اما متأسفانه ایشان هم طرفدار همین نوع رفتار و حتی پوشش بودند.
تا اوایل قرن حاضر، حدود 12باغ مشهور در شهر وجود داشته و حتی به روایتی محله چهارباغ مشهد، نام خود را از 4باغ که پیرامون آن قرار داشته، گرفته است. سرسبزی در مشهد قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع زیرزمینی فراوان بوده است. بر اساس منابع تاریخی، تا اوایل سالهای دهه 1300شمسی مشهد فقط دارای یک خیابان از غرب به شرق شهر بود که به فرمان شاهعباس بزرگ بهصورت چهارباغی با 4ردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود.
از میان انبوه مغازههای حاشیه خیابان مصلی که بگذری، به کوچهای برخورد میکنی که ورودی آن، ساختمان بزرگ و قدیمی است با حیاطی که نردههای سبز رنگ و رو رفتهای آن را احاطه کرده و به گفته ساکنان محله، زمانی پاسگاه یا کلانتری شماره5 مشهد بوده است. کوچه مصلی16 برخلاف دیگر کوچههای خیابان قدمتدار مصلی که مملو از مغازهها و بنگاههای تجاری و انبارهای مواد غذایی است، هنوز چیدمان یک محله مسکونی را دارد؛ یعنی در آن هم مسجد و حسینیه است، هم مجتمع آموزشی و زمین ورزشی. خانهها هم شکل و شمایل سنتی خود را حفظ کرده است.
رسالت33 خیابان بزرگی است که روی تابلوی ورودی آن «المهدی شرقی» حک شده است، اما بیشتر اهالی آن را به نام بیستمتری المهدی میشناسند. نام عجیب محله خیرآباد که این خیابان هم جزو آن میشود، کنجکاومان میکند که درباره وجه تسمیه آن بپرسیم. بیشتر پاسخها شبیه هم است؛ اینکه در قدیم که محله حالت روستا داشته، فردی زمینها را خیرات میکرده و اسم روستا خیرآباد شده است.
زمینهای این کوچه و بخش مهمی از محله مشهد قلی به «ارباب کدیور» تعلق داشته است. از گذشتههای دور «کدیور» مسجدی را در این کوچه میسازد. به همین دلیل این معبر از همان زمان یعنی حدود50سال پیش به کوچه مسجد معروف میشود. مدتی بعد و در دوران جنگ این معبر به نام شهید علی نبی خاکی که یکی از شهدای دفاع مقدس است نامگذاری می شود. این شهید ساکن محله نبود.