نیکوکاری - صفحه 35

حامد ایمانی، نانوای جوان محله شهید رستمی که خود زمانی غم بی‌نانی را چشیده، حالا که نانوا شده، نان رایگان به دست نیازمندان می‌دهد.
اعضای سرای نجات‌یافتگان مولاعلی (ع) معروف به «سنا» سه‌سالی می‌شود که هر چهارشنبه گرد هم جمع می‌شوند و به امید نجات همدرد‌های سابقشان غذا می‌پزند.
کوچکی مسجد موجب شده بود میان مردم به مسجد خردو معروف شود؛ البته مردم نام دیگری هم بر مسجد گذاشته بودند؛ «حسن یک‌دست.» در همین محل، «حسن» نامی زندگی می‌کرد که یک دستش معیوب بود.
سید‌کفاش مرد کم‌حرف و آرامی که سال‌هاست در اطراف حرم، بساط واکس صلواتی خود را پهن می‌کند و غبار از کفش زائران حضرتش می‌زداید.
تکتم زرندی، از اهالی محله آقا مصطفی خمینی که هوای همسایه‌هایش را دارد می‌گوید: حالا وقتی مردم می‌گویند خدا پدرت را بیامرزد کلی دلم شاد می‌شود و انرژی می‌گیرم.
رامین ظفری و غزاله لطفی، بعد از سال‌ها تجربه سرپرستی نوجوانان، حالا به توانمندسازی مادران و فرزندان مشغول‌اند.
کاسب مهربان و دلسوز خیابان وحدت،‌ هوای همسایه‌هایش را دارد.
همه اهل محل، غلامحسن پورملائکه را به مردم‌داری و برخورد خوبش می‌شناسند. از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند. بار‌ها در و پنجره خانه اهل محل را بی‌چشمداشت تعمیر کرده است.
بانیان و بنیان‌گذاران خیریه انصارالهادی (ع) حامی بیماران نیازمندند و برای بانوان بد‌سرپرست و بی‌سرپرست کاری انجام می‌دهند، کارستان. آن‌ها کمر همت بستند تا سفره نیازمندی بی‌نان نماند.
«مهدی کارکن» یکی از ساکنان محله امیریه است که خانه اش را در اختیار اهالی نمازخوان و همسایه‌ها قرار داده تا نبود مسجد در محله شان به چشم نیاید.
احمد رضایی و گروه انجمن مهندسان خیر هرکاری از دستشان براید انجام می‌دهند از ساخت خانه در منطقه محروم گرفته تا ساخت مسجد، حسینیه‌، درمانگاه‌ و زائرسرا‌ی ارزان‌قیمت.
خدیجه خسروی فعال فرهنگی و خیّر محله جانبازان می‌گوید: مادرم در زمان جنگ با بسیاری از بانوان دیگر آن دوران، به‌منظور کمک به پشت جبهه، در پایگاه بسیج مسجد جمع می‌شدند. با آنکه پنج سال داشتم، همراه مادرم به مسجد می‌رفتم.
آیت‌الله سید‌عباس صدر‌حسینی، مفّسر قرآن و مدرس حوزه علمیه، ۴۸ سال پیش، پایه‌گذار خیریه محبا‌ن‌الحسین(ع) بود.
کارتن‌خواب‌ها به من لقب «پادشاه کارتن‌خواب‌ها» را داده‌اند. به‌گفته خودشان، همه، شماره من را برای روز مبادا در جیبشان دارند تا هر وقت بالاخره تصمیم به ترک گرفتند، تماس بگیرند و به «سنا» بیایند.
احداث و ساخت مدرسه لابه‌لای زندگی روستایی اهالی نیکروز ۲ سال است که نور امیدی به دل خانواده‌ها انداخته است. محمد کمالی گلشن و مادرش واقف زمین هستند ایمان دارند این کار نیک هم دست خودشان را خواهد گرفت و هم امواتشان.
سه‌هیئت «جوانان بنی‌هاشم»، «جوادالائمه اتوبوسرانی» و «وارثین حسین (ع)» دست در دست هم داده‌اند تا طرح مهرورزی را که توزیع صبحانه گرم بین دانش‌آموزان نیازمند حاشیه شهر است اجرا کنند.
مهناز داورزنی، مددکار اجتماعی کودکان می‌گوید: از زمانی که خودم را شناخته‌ام، کار با کودکان را دوست داشته‌ام. ساعت‌ها با آن‌ها بازی می‌کردم. برایشان کتاب می‌خواندم و به حرف‌هایشان گوش می‌کردم، اما نصحیتشان نمی‌کردم و نمی‌کنم.
مؤسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان در مشهد از سال ۱۳۹۴ به طور رسمی کار خود را شروع کرد و از زمان شروع نیز تفاهم‌نامه‌ای با مؤسسه محک در تهران بسته شد.
«خانواده تلافی در اقدامی جالب توجه، در کنار صندوق خانوادگی، خیریه‌ای خانوادگی نیز دایر کرده‌اند که درآمد آن از قِبَل همین صندوق تأمین می‌شود.
دهه ۶۰ تنها درمانگاهی که خدمات بیست‌و‌چهارساعته دندان‌پزشکی ارائه می‌کرد، خیریه و درمانگاه حضرت ابوالفضل (ع) بود؛ درمانگاهی که زمینش توسط مرحوم محمد‌حسین زرگرباشی و پول ساخت اولیه آن را مرحوم محمد طاهری‌هروی در سال‌۱۳۶۰ اهدا کرد.