یکروز برای آمدن از باشگاه، قرار شد پدربزرگم من را از باشگاه به خانه بیاورد که با موتور تصادف کرد و پایش شکست و یک ماه در گچ ماند؛ خیلی غصه خوردم که به خاطر من این اتفاق برایش افتاده است.
آرزو احمدی میگوید: تا قبل از شروع کونگفو، خجالتی و گوشهگیر بودم، اما از وقتی به باشگاه رفتهام، برای ارتباط با دیگران مشکلی ندارم.
فاطمه جوادی با طراحی یک برنامه نرمافزاری به دانشآموزان محروم خدمت میکند.
وجیهه نوری میگوید: ما راه سختی رفتیم و دستمان خیلی خالی بود؛ مثلا گروهی در رقابت با ما بود که معلمشان تخصص اختر فیزیک داشت.
مبینا محسنیپور، دانشآموز کلاس دهم محله طلاب، علاقهمند به علوم دینی و فعالیتهای فرهنگی است.
دانشآموز دبستان شهید مجید امیدوار در رشتههای مختلفی موفقیت کسب کرده است. فاطمه طاهرپورکلانتری میگوید: از حضور در برنامههای مختلف و متنوع لذت میبرم.
زهرا بهشتی زکات علمش را با آموزش به کودکان میپردازد. او در این سالها توانسته است در جشنواره خوارزمی استان رتبه اول را کسب کند و وارد مرحله کشوری شود.
سیدابوالفضل هاشمی میگوید: هیچ موفقیتی آسان به دست نمیآید. آن دوران که برای آمادگی و اعزام به مسابقهها برنامهریزی میکردم کمتر میخوابیدم، به مهمانی نمیرفتم، با دوستانم به گردش نمیرفتم، تلویزیون نگاه نمیکردم. تمرکزم را گذاشته بودم روی تمرین.
اسماعیل کشمیری میگوید: بچههای محله ما همیشه زمینهای بایر را تمیز میکنند تا در همانجا، فوتبال و والیبال بازی کنند. شهرداری خیلی وقت است قول ساختن یک مجموعه ورزشی را داده است.
محمد نخعی کارگر نانوایی است؛ دو دخترش هرکدام مجموعهای خوشرنگ از مدالهای طلایی مسابقات رزمی را دارند.
علی رنجبران هر هفته بیش از ۱۵ کتاب میخواند. این نوجوان از کتابخوانهای حرفهای محله رضائیه است. از آن کتابخوانها که در اصطلاح به «کرم کتاب» معروف میشوند.
نازنین مهربان نوجوانی که مقام استانی اسکیت و ژیمناستیک دارد، در پاکسازی طبیعت مشارکت میکند.
غافل نشدن از منزل، مسجد و مدرسه قانون مهمی است که پایگاه بسیج شهید عسکری را در خراسان رضوی اسوه کرده است.
امین افشین نوجوان محله احمدآباد مشهد از آغاز نویسندگیاش میگوید: نوشتن من از یک سفر شروع شد و براین اساس کتابی با عنوان «سفری که...» نوشتم که جمعآوری خاطرات سفرم به کربلا را نشان میدهد.
هستی رمضانی ازطریق مدرسهاش، مصلینژاد، در جشنواره «امیدهای فردا» در رشته ادبی و هنری به مقام برتر دست یافته است و در مرحله راهیابی به مسابقات کشوری قرار دارد.
محبوبه حیدری در پیشدبستانیاش به اسم «کودک نابغه»، علم را، بهخصوص در ریاضیات، با عشق و بازی و حال خوب آمیخته است و به بچههایش میآموزد.
بچههیئتیها، خانه حاجمحمدرضا را خانه خودشان میدانند؛ جایی که درش همیشه به روی بچههای محله باز است و چایش همیشه بهراه.
هدف مدیسه رحمانی، نوجوان محله کلاتهبرفی راهیافتن به اردوی تیمملی کاراته است و میگوید: به شکستهایم افتخار میکنم.
در خانواده امیرارسلان سیزدهساله، ورزش حرف اول و آخر را میزند و هر پنج عضو خانواده ورزش را بهصورت حرفهای دنبال میکنند.
حسین نجفی میگوید: طی سالهای خدمتم در برنامههای مذهبی به این نتیجه رسیدهام که آموزش باید به نوجوانان کمتر از هجدهسال صورت گیرد.